• پرسید: او هم شما را میخواست؟
به اندازهیِ یک قرن ساکت ماند و گفت:
«هیچ وقت مطمئن نشدم.»
با ناراحتی گفت:
همه به کسی که دوسش دارن
میگن تو با بقیه فرق داری،
آرزو به دلم موند یه بارم تو
این جمله رو به من بگی.
بعد هم با دلخوری سرشو برگردوند ..
دستمو روی شونش گذاشتم
و فقط یک چیز گفتم:
شاید همه از اون بقیه ها داشته باشن،
ولی برا من بقیه ای وجود نداره
که بخوام تو رو باهاشون مقایسه کنم ..
تو یه دونه ای برام :)))
چه خوب که آدم شخص دلخواهش را پیدا کند اما اینکه آدم توسط شخص دلخواهش پیدا بشود معجزه است،
معجزهای دلنشین ..
هدایت شده از ڪلے میگم!
تن رعشھ گرفتیم ڪھ با غیر نشسته است
از غیرتمان بود نوشتند حسودیم🚶🏻♀💔!