پنجشنبه ها،
خورشید به سرش می زند قشنگ تر طلوع کند. خیابان به سرش می زند، همیشه دو آدم عاشق را جلوی مسیرم سبز کند. آسمان، هوای باران به سرش می زند. تابستان به سرش می زند کمی ادای پائیز را در بیاورد. تهران به سرش می زند خلوت شود، و از همه زیباتر ،تویی که مدام سرزده به سرم میزنی.
پنجشنبه ها همیشه دلهره ی شیرینی دارم. نکند به سرم بزند و میان پیاده رو، تمام شعرهایی که برایت گفته ام را بلند بلند فریاد بزنم، و مردم به سرشان بزند عاشقت شوند.
نکند :) ..
هدایت شده از
- متاسفانه من توی این بازه از زندگیم نه حوصله کسی و دارم نه چیزی
من حتی حوصله خودمم ندارم ،
نه حوصله برگردوندن آدمای رفته و نه حوصله ی التماس و تلاش واسه موندن شون و نه حتی از اومدن آدم جدیدی توی زندگیم خوشحال میشم و نه از رفتن کسی ناراحت .
من حتی دیگه حوصله قهر کردن و اینکه یجوری بخام به آدمای اطرافم بفهمونم که من هم هستم تا بین این همه روابط صمیمی و غیر صمیمی شون با بقیه بهم اهمیت بدن و منو بزارن توی اولویت هاشون هم دیگه ندارم .
حوصله اینکه آدما رو بخاطر رفتار هام با هزار جور دلیل و برهان قانع کنم هم ندارم .
آدما اگه میخان باشن و واسشون اهمیت داشته باشی خودشون همیشه میان سمتت
و در نهایت یجایی کاملا یهویی وقتی صبرت بیش از حد لبریز شد
میزاری میری و میگردی دنبال اون آرامشی که خیلی وقته گمش کردی
و عمیقا بهش نیاز داری . .
- اَلـِف راء -
هدایت شده از هوش مصنوعی
-
اسمش را گذاشتھایم دوستِمجازۍ کسے
کھ با لطیفھهایمهان میخندد با عاشقانھ
هایمـٰان قلبش تکان میخـورد در دعاهایش
یادمان میڪند . . و باز با بـے مهرۍ بھ او
میگوییم دوستِمجازۍ اما ما اورا واقعے
دوستش داریم♥️(: