+من رفتم،نه برای اینکه دوستت نداشتما نه،
ولی حس میکردم، با تمام وجودم حس میکردم که دیگه هیچی مثل قبل نیست،
میخواستم همه چی تو همون لحظه های خوب،
تو همون لحظه های ناب وایسته ..
مغزم، قلبم، حسم ..
میخواستم خاطرات خوبت برام بمونه،
دوست داشتنات، توجهات ..
_تو اونکاری رو کردی که دلت میخواست،
حتی یه لحظه ام به من فکر نکردی،
نگفتی چی میشم بعد تو،
نگفتی این ویرونه بعد رفتنتو
کی باید آباد کنه دوباره ..
تو بخاطر یه حس،
بازی کردی با جفتمون با زندگیامون ..
+یعنی میگی نمیخواستی که برم،
یعنی میگی حست اون موقعی که رفتم
مثل روز اول بود، یعنی میگی تقصیر من بود که تهش اونجوری تلخ تموم شد؟!
_آره مقصر تو بودی، فقط تو ..
+اگه من فقط مقصر بودم،
پس چرا گذاشتی که برم؟!
اگه حس اشتباه میکرد چرا دستمو نگرفتی
و نگفتی که بمون؟!
من مقصر بودم،
تو چرا نگفتی بمون؟!
آدم وقتی حالش خوبه
که حالش خوبه
وقتی قهره یا حالش بده
باید بغلش کنی
چون اون موقع ها
آدم دلش گرفته
دلش بغل میخواد
میشه یادت بمونه؟!
"بغل" خیلی مهمه
چون هر جا سرد باشه
اونجا گرمه
هر چی سخت بگذره
اونجا نرمه
انقدر مهمه که توش میشه
دوباره به دنیا اومد بزرگ شد
دنیارو آب ببره
اما اونجا میشه با خیال راحت
آدمو خواب ببره
بغلم کن!
یه جوری امن و امان
که نخوام دیگه ازش بیرون بیام ..
«از تو توقع نداشتم»
شاید این جمله قصیرترین
و در عین حال کامل ترین
جملهی غمگین تاریخ باشه
«از تو توقع نداشتم»
انگار کل غم دنیا توشه
تو این سه تا کلمه و یک حرف اضافه
توش کلی حرفه
یعنی تو فرق داشتی واسم!
تو با کل دنیا فرق داشتی
کل دنیا زدن زمین منوتو نباید میزدی
از تو توقع نداشتم
از «تو» توقع نداشتم
یعنی تو برام خاص بودی
یعنی تو خاصترین آدم دنیای من بودی
یعنی تو تنها کسی بودی که باورش داشتم
«تو» نباید خراب میکردی
حداقل «تو» دیگه نباید خراب میکردی
از «تو» توقع نداشتم ..
آدم ها را لبریز نکنیم ..
همیشه نمیشود نادیده گرفت،
آستانهی تحملِ هرکس، اندازهای دارد،
هر آدمی از یک جایی به بعد، خسته میشود،
از خوب بودن، دست می کشد ..
قسمت هایِ آزار دهندهی زندگیاش را جدا میکند و برایِ همیشه دور میریزد
با خودخواهی و غرورهایِ بیجا، صبرِ آدمها را لبریز نکنیم ..
آدمهایِ این روزگار به قدری فکر و مشغله دارند که حوصله ندارند پایِ حرف و برداشت هایِ اشتباهِ ما بنشینند،
حوصله ندارند خودشان را با اخلاق و طرز تفکرِ ما عوض کنند،
کاری به کارِ آدمها نداشته باشیم!
آدمها، سرشان به کارِ خودشان گرم است،
آدمها دل و دماغِ سابق را ندارند ..