مـــــادَرَم گُفـــــت:
حُسِیــــﷺـنْتِکہ کلامَـــــت بـــــاشَـــــد۔۔
هَروَقْـــــتشُـــــد؎مَسْتِرُخَش،
شیـــــرَم حَلالَـــــتبـــــاشَـــــد۔۔۔◇◇
مِثلِیِکمُـــــردِهکہ،
یِک¹مَرتَبہ جـــᰔــانمےگیـــــرَد۔۔۔
دِلَماَزبُـــــردَن نـــــامَتهَیِجـــــان مےگیــرَد۔۔♡
【 قَلَبـــــم۔۔】
اَزکارکہ اُفْتـــــادبِہ مَنشُوکنَـــــدَهیـــــد۔۔!
اِسمِآ「 اَرْبـــــابْ 」بیـــــایَـــــد۔۔𑁍،
ضَرَبـــــانمےگیـــــرَد..:)
-﴿صلےالله؏ـــلیڪیاابا؏ـــبدالله۔۔۔✿﴾
#امام_حسین ﷺ
#کربلا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
@Ayaat_110AUD-20210826-WA0001.mp3
زمان:
حجم:
13.4M
-روضهشدبرپا
لبـاسمشکے
تننوکــرها..🖤
#امام_حسین❤️
#محرم 🏴
#مداحی🎵
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#یک_فنجان_عشق ۱۷ #رمان قسمت_هفدهم بہ_نام_خداے_پرستوهاے_عاشق •°•°•°• یک ماه گذشته... آقاسید باز هم ا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#یک_فنجان_عشق ۱۷ #رمان قسمت_هفدهم بہ_نام_خداے_پرستوهاے_عاشق •°•°•°• یک ماه گذشته... آقاسید باز هم ا
#یک_فنجان_عشق ۱۸
#رمان
قسمت_هجدهم
بہ_نام_خداے_پرستوهاے_عاشق
•°•°•°•
قلبم تند و تند میکوبید به سینه ام.
زبونم بند اومده بود!
بدون اینکه سلام کنم رفتم تو آشپزخونه.
صورتمو گرفتم زیر شیر آب...
سردی آب گرمای درونم رو کم کرد.
این امکان نداره...
مامان اومد تو آشپز خونه:
_پس چرا یهو رفتی؟!
بُهت زده به مامان نگاه کردم و جوابی ندادم.
_نیلو حالت خوبه؟!
بازهم نگاهش کردم.
_پاشو خودتو مرتب کن.صدات کردم چایی رو بیار
و رفت.
.
بعد از پنج دقیقه صدای مامان بلند شد:
_نیلوفر جان، مامان چایی رو بیار.
بدون اینکه تکونی بخورم
همونطور سرِ جام نشسته بودم.
پنج دقیقه بعد مامان اومد تو آشپزخونه
_پس چرا اینجا نشستی میخوای آبرومونو ببری؟
میگم پاشو بدو ببینم!
لبمو با زبونم خیس کردمو گفتم:
+من هیچ جا نمیام!
_باید بیاری!
پاشو یالا!
و دستم کشیدو بلندم کرد...
سینی چایی رو داد دستم و بزور فرستادم تو پذیرایی...
بدون اینکه سلام کنم بهشون چایی تعارف کردم.
به مامانش که رسیدم گفت:
_دستت درد نکنه عروس گلم.
میخواستم سینی چایی رو بکوبم تو دهنش.
روی صندلی کنار مامانم نشستم.
وقتی چایی هاشونو خوردن باباش گفت:
_خب آقای جلالی اگه اجازه بدین دوتا جوون برن صحبت کنن...
بابا خنده ای کردو گفت:
+شما صاحب اختیارین جناب...
و بعد رو به من گفت: بابا جان شادوماد رو راهنمایی کن به اتاقت.
نگاهی بهش انداختم
از درون داشتم میسوختم...
به راهرو اشاره کردم و گفتم:
_بفرمایید
.
⬅ ادامه دارد...
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#نماز_شب 🌙🌓
💠 شهید دستغیب (ره):
🔸وقت سحر، دعا مستجاب است. هرچند بعضی از شرایط اجابت هم نباشد. چون همه را راه می دهند.ساعتی هست که خدا دوست دارد او را یاد کنند.
#نماز_شب_را_به_نیت_ظهور_میخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤✨🖤
🏴حلول ماه محرم الحرام را به پیشگاه
🖤همه عاشقان و محبان سید و سالار شهیدان
🖤حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام
🏴تسلیت و تعزیت عرض مینمائیم
┄┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
#امام_حسین
#محرم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
نیایش شبانه با حضـــــرت عشق ❤ ❤
خدای من
خوب میدانی که تقویم دلم تمام اعیاد،
شهادت ها، وفات ها و روزهای خوب را
بر حسب تقویم ماه های قمری تنظیم کرده!
پس کمک کن که در این شب های
پیش رو با ثارالله شروع کنم و حسینی باشم!
خدایا "
کمک کن که در این ایام سوگواری اباعبدالله الحسین
آن غایب از نظر را نرنجانم و در رکابش سربازی کنم!
خدای مهربانم
توفیق مهربانی کردن را به من ارزانی دار
تا همچون آن ۱۴ ستاره عصمت و طهارت
بی منت مهربان باشم و ببخشم!
خدای عزیزم
در این شب های عزیز به حق خون به ناحق
ریخته ی ۷۲ پروانه ی دشت کربلا یاری گر همه در راه حق باش!
❣دوستدار همیشگی ات بنده ی کوچکت
فرا رسیدن ایام سوگواری
آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام تسلیت باد
ان شاء الله حاجت روا بشید وبه زودی
زیارت ارباب قسمت تون بشه
#شب_بخیر
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2