📌چرا شکست ایران، به معنای شکست راهبردی چین در معادلات جهانی است؟
🔹چین در مواجهه با آسیبپذیریهای ذاتی در مسیرهای کلیدی تجارت و انرژی خود، پروژه «کمربند و جاده» (BRI) را به مثابه یک ابتکار ژئوپلتیک استراتژیک طراحی کرده است. این پروژه، با هدف متنوعسازی مسیرهای حملونقل، کاهش وابستگی به گذرگاههای دریایی پرمخاطره و افزایش نفوذ اقتصادی-سیاسی در گستره اوراسیا، اساساً بر دو کریدور موازی شمالی (روسیه) و جنوبی (ایران و همسایگانش) استوار است.
🔹جنگ اوکراین و تحریمهای فراگیر غرب علیه روسیه، موجب اختلال شدید در کریدور شمالی شده است؛ مسیری که پیشتر بخشی عمده از تجارت زمینی چین به اروپا را تامین میکرد. این اتفاق، به شدت وزن استراتژیک کریدور جنوبی مبتنی بر خاک ایران را افزایش داده است. بنابراین ایران، حلقه حیاتی اتصال چین به بازارهای غرب آسیا و اروپا از طریق مسیر زمینی محسوب میشود.
🔻پیامدهای سقوط یا تضعیف ایران در معادله چین
🔹با حذف یا تضعیف ایران، چین مسیر زمینی پشتیبان BRI را از دست میدهد و بار تکیه بر مسیر دریایی تنگه مالاگا به شدت افزایش مییابد. این تنگه، زیر کنترل نظامی آمریکا بوده و همواره به عنوان گلوگاه استراتژیک چین شناخته میشود.
🔹بیش از ۸۰ درصد نفت وارداتی چین از تنگه مالاگا عبور میکند. در شرایطی که مسیر زمینی جایگزین در ایران مسدود شود، فشار بر این مسیر دریایی افزایش یافته و ریسک قطع ناگهانی جریان انرژی، احتمال جنگ محدود و تحریمهای هدفمند را بالا میبرد.
🔹از منظر راهبردی، سقوط ایران به معنای تقویت طرحهای جایگزین از جمله کریدور اقتصادی هند-اروپا (IMEC) است که از سوی دهلی نو به عنوان کاتالیزور مهار نفوذ چین تبلیغ میشود. این امر به معنای جابجایی سهم ژئوپلتیک از شرق به جنوب آسیا و کاهش نفوذ چین است.
🔹ایران به عنوان سنگبنای نفوذ چینی در منطقه استراتژیک خاورمیانه، در صورت سقوط، منطقه را به صورت یکپارچه تحت نفوذ و کنترل آمریکا قرار میدهد و عملاً چین را از یکی از مهمترین معادلات منطقهای کنار میزند.
🔹تجارت چین با کشورهای خاورمیانه بالغ بر ۴۲۴ میلیارد دلار است که سه برابر حجم تجارت آمریکا است. تضعیف ایران به معنای کاهش دسترسی چین به این بازار وسیع و پیامدهای منفی بر درآمدهای اقتصادی و قدرت نرم پکن است.
🔻پیامدهای راهبردی-سیاسی برای چین
🔹چین ناگزیر به بازتعریف سیاست خارجی خود در قبال آمریکا و متحدانش در منطقه خواهد بود؛ فشار برای مذاکره یا پذیرش محدودیتهای بیشتر را افزایش میدهد.
🔹به دلیل وابستگی به امنیت انرژی و تجارت، چین در معرض تهدیدات و فشارهای بیشتر قرار میگیرد.
🔹خلأ قدرت ایجاد شده در ایران میتواند به تقویت گروههای مخالف چین یا افزایش نفوذ آمریکا و متحدانش بیانجامد.
🔹شکست یا تضعیف ایران نه تنها به معنای شکست منطقهای است بلکه ضربهای مستقیم به پروژه ژئوپلتیک و اقتصادی کلان چین است که هماکنون در شرایط رقابت بیسابقه با ایالات متحده قرار دارد. حفظ ایران در معادلات BRI، به مثابه حفظ دسترسی امن و پایدار به منابع و بازارهای حیاتی برای چین است.
🔹هماکنون، نگاه چین به ایران فراتر از روابط دوجانبه است و آن را بخشی حیاتی از استراتژی مقابله با فشارهای جهانی آمریکا میداند. به همین دلیل، هرگونه تحرک علیه ایران، تبعات بسیار عمیق و گستردهتری فراتر از مرزهای منطقهای دارد که میتواند معادلات قدرت جهانی را دچار دگرگونی بنیادین کند.
🔻پیشنهادات واحد اقتصادی مصاف
🔸توجه به ایجاد سازوکارهای همکاری چندجانبه با ایران در حوزه امنیت انرژی و ترانزیت
🔸تقویت زیرساختهای لجستیکی و دفاعی مسیر زمینی ایران برای مقابله با تهدیدات احتمالی
🔸استفاده از ظرفیت دیپلماسی چندجانبه برای جلوگیری از انزوای سیاسی ایران در صحنه جهانی
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌هدف قراردادن آرامکو برای تغییر موازنه در جنگ ترکیبی علیه ایران
🔹در میدان جنگ امروز که مرزهای درگیری نظامی کلاسیک مدتهاست شکسته شدهاند، مؤلفههای ژئوپلیتیکی، انرژی، اقتصاد و زیرساختهای فراملی نقش تعیینکنندهتری دارند. تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ایران، چه در حمله هستهای، ترور علمی، و چه اقدامات نظامی مستقیم، بخشی از یک جنگ چندبعدی با پشتیبانی یکپارچه غرب و اعراب است. در این ساختار، شرکت آرامکو نه صرفاً یک تولیدکننده نفت، بلکه یک گره راهبردی در تأمین مالی، آرامسازی بازار و پشتیبانی منطقهای دشمن محسوب میشود.
🔻عربستان سعودی در ظاهر خارج از درگیری مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی قرار دارد، اما در عمل، آرامکو با ایفای سه نقش کلیدی وارد میدان شده است:
🔸تثبیت بازار جهانی انرژی و جلوگیری از شوک قیمتی ناشی از جنگ، به نفع امنیت انرژی غرب
🔸تأمین بخشی از هزینههای مستقیم و غیرمستقیم جبهه صهیونیستی از طریق درآمدهای کلان نفتی
🔸همراستایی امنیتی–اطلاعاتی با آمریکا و رژیم صهیونیستی در چارچوب اتحاد ریاض–تلآویو–واشینگتن
🔸در این ساختار، زیرساختهای انرژی عربستان، در معنای دقیق، بخشی از سیستم لجستیکی جنگی علیه ایراناند.
🔹هدف قرار دادن زیرساختی مانند آرامکو، اگرچه در نگاه اول اقدامی صرفاً انتقامجویانه تلقی میشود، اما در بطن خود یک ابزار ژئواستراتژیک برای تغییر رفتار دشمن از طریق فشار غیرمستقیم است.
🔻منطق آن مبتنی است بر سه مؤلفه اصلی:
🔹اصل فشار از پیرامون: دشمن اصلی (رژیم صهیونیستی) در لایه مرکزی محافظت میشود، اما حاشیههای پشتیبان (مانند آرامکو) آسیبپذیرتر و حیاتیترند.
🔹اصل تسعیر هزینهها: هزینهای که دشمن برای تجاوز خود نمیپردازد، باید در جبهههای دیگر از او ستانده شود؛ نه با افزایش درگیری، بلکه با گرانکردن ثباتی که دشمن بر آن تکیه کرده است.
🔹اصل برهمزدن معادله خطر/فایده: آرامکو در شرایط عادی نقطه قوت غرب است (منبع انرژی و ثروت)، اما با تبدیلشدن به یک هدف، میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود.
🔹در صورت تداوم عملیات رژیم صهیونیستی علیه ایران، و اثبات نقش پشتیبانی لجستیکی برخی کشورها، پاسخ متقارن ایران در چارچوب اصل دفاع مشروع (ماده ۵۱ منشور ملل متحد) توجیهپذیر خواهد بود.
🔹حملات یمن به تأسیسات بقیق و خریص در سپتامبر ۲۰۱۹ نهتنها سامانههای پدافندی عربستان را بیاثر کرد، بلکه برای نخستین بار نشان داد حمله به زیرساخت نفتی میتواند ظرف چند ساعت ۵۰٪ از تولید نفت کشور را از کار بیندازد.
🔹امروز ابزارهای دقیق و غیرهستهای (پهپادهای نقطهزن، موشکهای دوربرد، تیمهای ویژه) در اختیار جبهه مقاومت است که میتواند حملهای دقیق، محدود اما پرهزینه طراحی کند.
🔻تحلیل سناریوهای عملیاتی نشان میدهد که حمله به آرامکو اگر با دقت طراحی شود، میتواند:
🔸موجب شوک روانی شدید در بازار جهانی نفت شود
🔸به مداخله فوری آمریکا در توقف درگیریها منجر شود (برای حفظ امنیت انرژی)
🔸سعودیها را به خروج از سیاست همراهی امنیتی با رژیم صهیونیستی سوق دهد
🔸جبهه غرب را دچار شکاف کند میان ضرورت امنیت انرژی و پشتیبانی از رژیم صهیونیستی.
🔹هدف قرار دادن آرامکو، صرفاً یک اقدام تلافیجویانه نیست؛ بلکه ابزاری برای برهمزدن معماری امنیتی-اقتصادی جبهه دشمن است. با یک حمله دقیق، حسابشده و بهموقع به آرامکو، جمهوری اسلامی ایران میتواند معادله میدان را از «دفاع واکنشی» به «تغییر موازنه در عمق جبهه دشمن» ارتقاء دهد.
🔹در فضای کنونی، پرسش اساسی برای نهادهای تصمیمگیر ایرانی این نیست که باید کدام حلقه زنجیره پشتیبانی دشمن را هدف گرفت تا فشار حداکثری علیه ما، به ضد خود تبدیل شود؟
و آرامکو، بهوضوح، یکی از همان حلقههاست.
#أرامكو
#بانک_اهداف
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌جنگ آغاز شده اما اقتصاد کشور در خواب است
🔹خطرناکتر از خود جنگ، ادامه دادن به سبک مدیریتی دوران نرمال در شرایط جنگ است. در این گزارش، برآنیم تا نشان دهیم چرا تداوم رفتار اقتصادی فعلی در مناطق مرزی، میتواند امنیت اقتصادی کشور را در نقطه صفر مرزی فرو بریزد و چگونه میتوان با یک چرخش راهبردی، مسیر پایداری اقتصادی در مرز را تثبیت کرد.
🔹در شرایط عادی، مرز نقطه خروج و ورود کالا، تبادل انرژی، صادرات غیرنفتی و گردش بازارچهای است. اما در وضعیت جنگی، مرز دقیقاً به نقطه شکست اقتصاد ملی تبدیل میشود، اگر برای آن فکری نشود.
🔹در وضعیت فعلی با احتمال درگیری نیابتی رژیم صهیونیستی، تحرک گروهکها، و جنگ شهری، اولین حوزههایی که در مرزها آسیب میبینند، عبارتاند از:
🔸شبکه توزیع کالاهای اساسی
🔸زنجیره تأمین نانواییها، کارخانههای آرد، سیلوها و دامداریهای محلی
🔸سوخترسانی به اصناف، حملونقل کالا و انرژی حرارتی تولید
🔸بازارهای خُرد روستایی و ارتباط تجاری با مرکز استانها
🔹قطع هرکدام از این مؤلفهها بهمدت تنها ۳ روز، میتواند ساختار معیشت یک شهرستان مرزی را کاملاً فلج کند. و این همان نقطهایست که از دل آن، نارضایتی، آشوب، مهاجرت درونی و گسست اعتماد عمومی سر بر میآورد.
🔻مدل فعلی اقتصاد مرزی ایران، مبتنی است بر:
🔸وابستگی به گاز، برق، سوخت، لجستیک مرکزی
🔸واردات نهاده از بیرون استان
🔸فروشگاهمحوری شهری
🔸عدم ذخیرهسازی کالا در واحدهای محلی
🔸و مهمتر از همه، تفکر غیرجنگی در زنجیره تولید و توزیع
🔹درحالیکه، دشمن دقیقاً روی همین گلوگاهها تمرکز کرده است. امروز هیچ بعید نیست که با حمله به یک کارخانه آرد، یک انبار غذا، یا یک سیلوی غله، اقتصاد یک شهر مرزی از کار بیفتد.
🔹زمان آن فرا رسیده که الگوی اقتصاد مرزی از منطق سنتی به الگوی اقتصاد در شرایط جنگی تغییر یابد. این تغییر، بهمعنای صرفاً ریاضت اقتصادی یا قطع خدمات نیست؛ بلکه یک معماری مجدد با ویژگیهای زیر است.
۱. افزایش ذخایر راهبردی کالا در مراکز مرزی توسط فروشگاههای زنجیرهای و انبارهای عمومی.
۲. بازیابی تولید بومی کالای اساسی در هر منطقه (نان خشک، ماکارونی، خوراک دام، غذای آماده).
۳. تقویت صنایع کوچک پردازش غذا، بستهبندی، خشکسازی و کنسروسازی در شعاع ۲۰ کیلومتری شهر.
۴. اجرای نسخه کوپن اضطراری برای مناطق مختلف کشور، با هدف کنترل تقاضا و آرامسازی روانی.
۵. سرمایهگذاری تعاونی در مالکیت زمینهای خالی اطراف شهر برای تولید اضطراری غذا و نهاده دامی.
🔹در شرایط فعلی، سازمانهای صِرف اقتصادی قادر به مدیریت بحران نخواهند بود. اقتصاد مرز در وضعیت جنگی، نیازمند مداخله همزمان نهادهای امنیتی، عمرانی، بسیجی و تولیدی است. وظایف اصلی بهشرح زیر قابل تعریف است:
🔸دولت و وزارت صمت: تأمین کالا و بازطراحی سامانه توزیع مقاومتی.
🔸فروشگاههای زنجیرهای: اجرای فوری مدل ذخیرهسازی و کوپن اضطراری.
🔸سپاه و بسیج: پشتیبانی لجستیکی و تثبیت زنجیره تأمین در شرایط ناامنی.
🔸شهرداریها و بخشداریها: در اختیار گذاشتن مکان برای انبار و تولید کوچک.
🔸رسانهها و گروههای ترویجی: تغییر ذهنیت مردم از مصرف آرام به مصرف مقاومتی.
🔻اگر اقتصاد مرز به وضعیت جنگی تطبیق پیدا نکند:
🔸بحران معیشتی در مرز بهسرعت وارد فاز امنیتی خواهد شد.
🔸نارضایتی جمعی در مناطق محروم میتواند دستمایه جنگ رسانهای دشمن شود.
🔸گروهکها از فقر و گرسنگی بهعنوان ابزار جذب بهره خواهند برد.
🔸و در نهایت، خط تولید بهجای تقویت، تبدیل به شکاف در امنیت ملی خواهد شد.
🔹جنگ آغاز شده اما آیا ساختار اقتصادی کشور، بهویژه در مرزها، واقعاً در وضعیت جنگی قرار دارد؟ اگر پاسخ منفی است، باید بدانیم که ادامه سبک اقتصادی صلحمحور، یک آسیب استراتژیک و تسهیلکننده عملیات دشمن خواهد بود. باید از همین لحظه، فرمان اقتصاد اضطراری در مرزها صادر شود. نه با سخنرانی، بلکه با ذخیرهسازی، بازطراحی و تفویض اختیار.
#تاب_آوری
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌کولبری، قاچاق انرژی و مهاجرت بیضابطه؛ خیانت خاموش از درون کشور
🔹جنگ با رژیم صهیونیستی آغاز شده، اما همهچیز از خاکریز نظامی عبور نمیکند. در میدان امروز، اتفاقاً آنچه تعیینکنندهتر از سلاح عمل میکند، تابآوری اقتصادی، انسجام اجتماعی و بستهبودن درهای نفوذ پنهان در سازوکارهای اقتصادی کشور است.
🔹در این جنگ ترکیبی، ما با بمباران دشمن به زانو درنمیآییم؛ ما با تصمیمات خودمان، با ساختارهای واگرا، و با بیمسئولیتی نهادی زمینگیر میشویم. اکنون، سه بحران ساختاری، نه در لایه تئوریک که در میدان عینی، تبدیل به گلوگاه تهدید شدهاند.
۱. کولبری
🔹ساختار کولبری که سالهاست در حاشیه تصمیمگیریهای رسمی و به بهانه کمک به معیشت مرزنشینان حفظ شده، امروز از کنترل خارج شده است. آنچه در ابتدا پاسخی اضطراری به فقر بود، اکنون به یک زیرساخت فعالشده برای نفوذ لجستیکی، انتقال تجهیزات، جاسوسی و توزیع هوشمند ابزار خرابکاری تبدیل شده است.
🔹ما نه در فضای تئوریک، بلکه در عملیاتهای واقعی، شاهد آن بودهایم که ورود سیستماتیک پهپادهای سبک، ریزپرندهها، سیستمهای شنود، و تجهیزات رزمی پنهانشونده در لابهلای موج کولبران صورت گرفته است.
🔹چه کسی این مسیر را بهعنوان مجرای مشروعِ بینظارتِ غیرمسئولانه حفظ کرده؟ و چرا بازارچه مرزی رسمی، تعاونی معیشت مرزی، سامانه تبادل مرزی دیجیتال، یا طرح معیشتی جایگزین این مسیر نشد؟
در جنگ، مرز یا نقطه دفاعی است یا نقطه نفوذ. مدل فعلی کولبری، بهصراحت، یک خط نفوذ قانونیشده است.
🔻راهبرد پیشنهادی:
🔸انتقال از ساختار کولبری به بازارچه هوشمند مرزی با رصد دیجیتال همزمان کالا، فرد و مسیر.
🔸استفاده از ظرفیت بسیج مرزنشینان و پدافند بومی برای مسیردهی کالای مرزی با کد رهگیری.
🔸پایان دادن به تساهل اقتصادی در مناطق امنیتی با پیوستهای فرهنگی و اطلاعاتی.
۲. مهاجران بیهویت
🔹در حالیکه ایران در شدیدترین سطح تهدید انرژی، امنیت غذایی و حملات سایبری قرار دارد، نظام اقتصادی کشور کماکان بر پایه تخصیص کور یارانهها عمل میکند. در این مدل، هر مصرفکنندهای، صرفنظر از تابعیت، اقامت، سابقه و پیوند اطلاعاتی با سامانههای ملی، میتواند به منابع یارانهای کشور متصل شود.
🔹در میدان عمل، میلیونها مهاجر غیرمجاز، با هویتهای ناشناخته و بدون ثبت، از خدماتی مانند یارانه نان، انرژی، سوخت، سیمکارت، و خدمات بیمهای بهرهمند هستند. وقتی هیچ اتصال سازمانیافتهای میان سامانههای ملکی، مخابراتی، انرژی و خدماتی وجود ندارد، چگونه انتظار داریم ساختار اقتصادی کشور امنیتپذیر باشد؟
🔹سیاستهای یارانهای فعلی، منجر به خلق شبکههای زیرزمینی از توزیع کالا، سوخت، انرژی و اطلاعات شده است. همین شبکهها، امروز سکوی پرتاب دشمن در لایه اقتصادی-اطلاعاتیاند.
🔻راهبرد پیشنهادی:
🔸قطع کامل و فوری یارانهها و تمامی خدمات اقتصادی و رفاهی برای اتباع.
🔸ممنوعیت خرید سوخت، نان، خدمات درمانی، سیمکارت، و انرژی برای افراد فاقد پرونده یکپارچه اطلاعاتی.
🔸تشکیل «سامانه نظارت عملیاتی» برای رهگیری نقطهای مهاجران پرریسک با استفاده از هوش مصنوعی.
۳. اقشار محروم
🔹دهکهای پایین جامعه در همه نظامهای جهان، در شرایط جنگی، بهعنوان ذخیره استراتژیک انسجام اجتماعی تعریف میشوند. اما در ایران، باوجود دهها توصیه مقام معظم رهبری، این طبقه هنوز از حداقلهای پوشش ساختاری در جنگ محروم است.
🔹در حالی که دشمن با ابزار رسانهای و سبک زندگی، ذهن این اقشار را هدف گرفته، هیچ سامانهای برای حمایت اضطراری از آنها در شرایط بحران طراحی نشده است. نه کوپن دیجیتال داریم، نه فروشگاه اضطراری، نه انبارهای طبقهبندیشده، نه بازار سیار، نه برنامه تأمین کالای آماده در روز قطع خدمات. سادهتر بگوییم ما سربازان پشتجبهه را به حال خود رها کردهایم.
🔻راهبرد پیشنهادی:
🔸احیای طرح کوپن جنگی برای نان، لبنیات، روغن، برنج و پروتئین ساده.
🔸توسعه انبارهای کالاهای مقاومتی (نان خشک، ماکارونی، کنسرو، غذای پودری) در مناطق حاشیهای.
🔸تجهیز فروشگاههای زنجیرهای به سامانه توزیع در بحران و اتصال آنها به شبکه لجستیک بسیج اصناف.
🔹مسئولانی که هنوز درگیر گزارشهای روتین و جلسات صلحمحورند، باید بفهمند که دشمن دقیقاً از جایی نفوذ کرده که آنها از تصمیمگیریاش طفره رفتهاند. اصلاح این سه گلوگاه، پیششرط بقای اقتصاد در میدان جنگ است. و هر روز تعلل، یعنی تقویت دست دشمن با ابزار ساخت داخل.
#تاب_آوری
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
⭕️ کشتیهای مینروب اروپا در راه اوکراین
🔷هلند و بلژیک دو کشتی مینیاب را برای پشتیبانی از امنیت دریایی در دریای سیاه به اوکراین تحویل دادهاند.
🔹کشتی بلژیکی BNS Narcis و کشتی هلندی Zr.Ms. Vlaardingen برای استفاده ارتش اوکراین به این کشور تحویل میشود. مراسم رسمی تحویل پیش از این در زیبروگ، بلژیک برگزار شد، اما به دلیل نگرانیهای امنیتی، بعداً فاش شد.
🔹طبق گزارش موسسه اقتصاد جهانی کیل، از ابتدای جنگ اوکراین، هلند در مجموع ۸.۴ میلیارد یورو (۹.۴ میلیارد دلار) به کییف کمک مالی کرده است و بلژیک بیش از دو میلیارد یورو (حدود ۲.۲ میلیارد دلار) به حمایت، از جمله کمکهای نظامی، مالی و بشردوستانه اختصاص داده است.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌ضربه اقتصادی ایران به رژیم صهیونیستی
🔹 اسرائیل در حمله به ایران، روزانه یک میلیارد دلار خسارت متحمل شده است. (Times of Israel)
🔹روزی ۷۲۵ میلیون دلار در زمینه حمله و دفاع متحمل شدیم. (به گفته مشاور سابق وزارت جنگ رژیم صهیونیستی)
🔹روزی ۲۷۵ میلیون دلار خسارت به املاک و داراییها. (آمار سازمان مالیات رژیم صهیونیستی)
البته رقم نهایی احتمالا بیش از این است.
🔹تا امروز بیش از ۴۰ هزار درخواست غرامت برای منازل، کارخانهها و شرکتها ثبت شده است که احتمالا از ۵۰ هزار هم فراتر خواهد رفت.
🔹همچنین ۳۰۰ هزار سرباز احتیاط (اشغالگر نظامی که مادام العمر باید به ارتش خدمت کند) به خدمت فراخوانده شدند که هزینه آن روزی ۳۰ میلیون دلار است. علاوه بر این ۱۵ هزار اشغالگر آواره شدند. (the economic times)
🔹مجموع خسارتهای مستقیم جنگ رژیم آدمکش با غزه، لبنان و ایران در بیست ماه، از ۷۸ میلیارد دلار فراتر رفته است. (آمار بانک مرکزی رژیم و روزنامه هاآرتص)
🔹۶۰ هزار شرکت از ۷ اکتبر تاکنون ورشکست شدند (آمار coface bdi)
🔹علاوه بر همه اینها ۳.۴ میلیارد دلار هم در زمینه توریستی به اسرائیل ضرر وارد شده است و سرمایهگذاری محلی و خارجی هم کاهش داشته است. (وزارت گردشگری رژیم صهیونیستی)
🔹این خسارتها موجب شد تا اسرائیل با وقاحت از کشورهای عربی بخواهد هزینه جنگ با ایران را بپردازند!
🔹هرچند این هزینه برای قوم پول پرست دردناک است اما آمریکا قبلا آن را از عربستان و دیگر کشورهای عربی دریافت کرده و اکنون سیل هواپیماهای ترابری برای انتقال سلاح به اسرائیل توسط آمریکا و همپیمانانش از جمله آلمان به راه افتاده است.
🔹جمهوری اسلامی ایران به این دستاوردها اکتفا نخواهد کرد و اصل پیروزی زمانی اتفاق خواهد افتاد که این رژیم بچهکش از صفحه روزگار بدست ما محو شود.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌زنگزور؛ پروژه مهار ایران زیر پوشش انگلیس
🔹جمهوری اسلامی ایران بارها هشدار داده که کریدور زنگزور، یک خط قرمز ملی است. اما باید صریح گفت اگر این پروژه در ادبیات امنیتی، تهدید تلقی شده، در ادبیات اقتصادی، اقدامی برای بیاثرکردن مزیت ژئواکونومیک ایران در منطقه است؛ پروژهای که نه از دل نیازهای منطقهای، بلکه از اتاق طراحی لندن–باکو–تلآویو بیرون آمده است و هدف اصلی آن تغییر ساختار اتصال منطقه به شکلی است که ایران از تمام زنجیرههای ترانزیتی حذف شود.
🔹برخلاف ادعای پانترکها، زنگزور یک مسیر توریستی یا جاده محلی برای اتصال نخجوان به آذربایجان نیست؛ زنگزور یعنی:
🔸جایگزینی ایران با خاک ارمنستان در اتصال ترکیه به دریای کاسپین
🔸قطع پیوستگی مرزی ایران–ارمنستان به نفع گسترش ناتو
🔸ایجاد خط زمینی مستقیم از ترکیه به آذربایجان، گرجستان و دریای کاسپین، بدون عبور از ایران
🔸و مهمتر از همه، باز کردن دروازهای به نفوذ رژیم صهیونیستی در قلب ژئوپلیتیک شمال شرق ایران
🔹در ادبیات امنیت اقتصادی، «کریدور» تنها یک جاده نیست؛ بلکه حامل سیطره نرم، قدرت تعرفه، مالکیت داده و سلطه ارزی است. و از این منظر، زنگزور سه ضربه راهبردی به اقتصاد ملی ایران وارد میکند:
۱. خنثیسازی راهبرد کریدور شمال–جنوب
🔹کریدور شمال–جنوب ایران، مسیر اتصال دریای عمان به روسیه و اروپا بود. اما زنگزور، با عبور دادن کالا از ترکیه و آذربایجان به روسیه و قفقاز، این مسیر را بیخاصیت میکند. این یعنی دهها میلیارد سرمایهگذاری در چابهار، رشت–آستارا، و بنادر شمالی ایران عملاً از مدار رقابت خارج شود.
۲. بیاثر کردن موقعیت ایران در اتصال شرق به غرب
🔹ایران حلقه اتصال طبیعی پاکستان، چین، آسیای مرکزی و اروپا است. اما اگر زنگزور اجرا شود، محور جدیدی شکل میگیرد که از ایران عبور نمیکند. یعنی جغرافیای اقتصادی ایران، دور زده میشود. یعنی خاک ایران، از زمین ارزشمند، به زمین فراموششده تبدیل خواهد شد.
۳. باز شدن دروازه نفوذ اطلاعاتی–لجستیکی دشمن
🔹این کریدور، پروژه مشترک ترکیه و آذربایجان نیست؛ بلکه به صراحت، رژیم صهیونیستی از طریق شرکتهای لجستیکی و امنیتی باکو، در طراحی و اجرای آن مشارکت دارد. یعنی در عمل، دشمن در حال ساختن یک شاهراه نظامی–اطلاعاتی به فاصله چند کیلومتری از شمالغرب ایران است. اگر این پروژه تثبیت شود، امنیت سایبری، اطلاعاتی، اقتصادی و پدافندی ما در قفقاز با چالش مواجه خواهد شد.
🔹بیانیههای سیاسی ایران در مخالفت با زنگزور بهدرستی صادر شدهاند. اما تاریخ میگوید تهدید جغرافیایی، با دیپلماسی صرف متوقف نمیشود؛ باید هزینه عملیاتی ایجاد کرد. در مقابل پروژه زنگزور، ایران باید اهرمهای اقتصادی–زیرساختی خود را بهکار بگیرد:
🔻راهکارهای فوری واحد اقتصادی مصاف:
🔸توسعه فوری و حمایت تعرفهای از مسیر رشت–آستارا–روسیه در چارچوب کریدور INSTC
🔸تبدیل بازارچه مرزی نوردوز به قطب تجاری برای مقابله با قطع دسترسی ارمنستان از طریق ایران
🔸ممنوعیت فعالیت شرکتهای همکار با پروژه زنگزور در حوزههای حملونقل، لجستیک، فناوری و داده در ایران
🔸تغییر توازن تعرفههای ترانزیتی به نفع مسیرهای شرقی ایران (بندرعباس–زاهدان–سرخس)
🔸پیشنهاد توافق سهجانبه ایران–ارمنستان–روسیه برای ایجاد خط جایگزین و مقابله ژئوپلیتیکی با ناتوی قفقاز
🔹زنگزور یعنی خفهکردن موقعیت ترانزیتی ایران با مدرنترین شیوههای مهندسی. آنهایی که این کریدور را «طرح ارتباطی محلی» مینامند، یا احمق هستند یا نفوذی. ایران باید با تمام توان سیاسی، اقتصادی و میدانی، این کریدور را قبل از تثبیت، خنثی کند. چرا که تثبیت زنگزور، به معنی تنزل ایران از بازیگر منطقهای به تماشاگر حاشیهای منطقه است.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌کولبری؛ مسیری برای نفوذ دشمن؛ امنیت ملی ایران در خطر
🔹ما به دشمن شلیک میکنیم؛ اما آیا او هم از روبهرو میآید؟ خیر؛ گاهی با صورت یک کولبر، با کولهای پر از ابزار شناسایی، ریزپرنده، و ابزار جنگی وارد خاک ما میشود. در جنگ فعلی ایران با رژیم صهیونیستی، بخشی از ضربههای دریافتی ما نه از موشکها یا جنگندهها، بلکه از زمینهای بیصاحب سیاستگذاری بود. زمینهایی که اسمشان معیشت بود، اما کارکردشان تبدیل شده بود به خط نفوذ بیصدا در دل اقتصاد جنگی کشور.
🔹مرزهای ما امروز تنها محل قاچاق یا کولبری نیستند؛ بلکه بهواسطه تساهلهای سالهای گذشته، تبدیل به رگ بازِ امنیت ملی شدهاند؛ رگی که اگر بسته نشود، میتواند یکجا ما را زمینگیر کند.
🔻کولبری در عمل به یک تهدید ملی تبدیل شده است:
۱. فاقد رصد دیجیتال سراسری است؛ نمیدانیم چه کسی، از کجا، با چه کالایی وارد کشور میشود
۲. شبکههای نفوذی پشتصحنه دارند که از یارانه سوخت، معافیت مالیاتی و بازار بدون حسابرسی سود میبرند
۳. در بسیاری از حملات اخیر دشمن، مسیر ورود تجهیزات از همین مناطق بوده است
🔹این یعنی ما با دست خود، جغرافیای نفوذ دشمن را قانونمند کردهایم. و در بسیاری از موارد، مسیر قانونی، از مسیر غیرقانونی هم پرخطرتر شده چون دارای مشروعیت رسمی است.
🔹آییننامه ساماندهی کولبری مصوب دیماه ۱۴۰۳ یک گام لازم بود. اما آیا برای شرایط امروز کشور هم نوشته شده بود؟ این آییننامه هیچ پیوست اطلاعاتی ندارد. در آن از حکمرانی دیجیتال، کد رهگیری، فیلتر امنیتی کولبرها، پیوند با سامانههای مالیاتی و ارزی، یا نظارت حراستی سخنی نیست. حتی ورود و خروج کالا تا یک سال بدون مجوز استانی هم مجاز دانسته شده. پس ما با سندی مواجهایم که در ساختار نوشتاریاش دنبال رفاه است، اما در میدان، به ناامنی ختم میشود.
🔹بخشهایی از واقعیتی که تلخ است؛ریزپرندهها، چیپهای موقعیتیاب، ابزار شنود، تجهیزات مخفی و قطعات پهپادی توسط کولبران وارد کشور شدهاند.
🔻چه باید کرد؟ راهکارها برای بازآرایی سریع تجارت مرزی در شرایط جنگ:
۱. انتقال از ساختار کولبری به بازارچه مرزی هوشمند هر کولبر، کالا و مسیر باید با کد رهگیری و تایید اطلاعاتی فعالیت کند. بازارچه باید دوربین، اسکن، سامانه لحظهای اتصال با اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات داشته باشد.
۲. استفاده از ظرفیت بسیج مرزنشینان و پدافند بومی باید مردم منطقه از خود مرز دفاع کنند؛ با رصد کالایی، گزارشگیری، و آموزش تشخیص تهدید.
۳. اصلاح تخصیص یارانه انرژی با کد ملی ایرانی باید انرژی، سوخت، یارانه و حتی ارز فقط با کد ملی و هویت احرازشده پرداخت شود تا مهاجران غیرمجاز حذف شوند.
۴. تعلیق فوری مجوز هر بازارچهای که فاقد پیوست امنیتی است هر بازارچهای که به شبکه قاچاق، خرابکاری یا تردد بینظارت متصل باشد باید فوراً مسدود شود، حتی اگر صدها کولبر در آن فعالیت دارند.
🔹همین آییننامهای که میخواست به کولبر کمک کند، اکنون بدون نظارت امنیتی، تبدیل به کریدور رسمی دشمن شده است. دشمنی که دیگر برای ورود، نیازی به عملیات نظامی ندارد؛ کافی است به جای موشک، قطعه پهپاد را در کوله جا بدهد. اکنون زمان آن است که مرزها را پلمب امنیتی کنیم، نه با تابلوی مهربانی، با قفل دیجیتال و فیلتر اطلاعاتی. اگر در جنگ، هنوز مدیریت ما در مرزها مثل دوران قبل است، نباید از نفوذ دشمن شگفتزده شویم.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌توصیههای راهبردی برای بستن تنگه هرمز
🔹مطالعات اندیشکده Stratos توصیه میکند ایران ابتدا، از اخلال نمادین (نظیر بازرسی کشتیها، پهپادهای گشتی یا مینگذاری محدود) استفاده کند و سپس تنگه را به طور کامل ببندد.
🔹طرح دریافت عوارض عبور (Transit Fee) بهازای هر بشکه عبوری از تنگه، میتواند در کوتاهمدت فشار اقتصادی بر واردکنندگان و در میانمدت منبع درآمد ارزی جایگزین برای عبور از تحریمها باشد.
🔹شتاب در بهرهبرداری کامل از خط لوله گوره–جاسک با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز، وابستگی ایران به تنگه را کاهش داده و قدرت حاکمیت اسلامی را افزایش خواهد داد.
🔹امضای توافقهای راهبردی با چین، هند، مالزی و اندونزی برای عرضه نفت با نرخ ترجیحی، میتواند شکاف در جبهه تحریمی غرب را تعمیق بخشد و جایگاه ایران را بهعنوان شریک انرژی مطمئن در شرق آسیا تثبیت کند.
🔹بستن تنگه هرمز یک گزینه فوقراهبردی در جعبه ابزار دفاعی ایران است، بهرهگیری هوشمندانه، مرحلهای و ترکیبی از این ابزار میتواند بیشترین اثر روانی و ژئوپلیتیکی ورود به جنگ تمامعیار نظامی بر آمریکا و متحدان آن تحمیل کند.
🔻همانگونه که خبرگزاری رویترز در گزارش تحلیلی اخیر خود بیان کرده:
🔸بستن تنگه هرمز، بدترین سناریوی ممکن برای نظم انرژی جهانی است و فروپاشی آمریکا را نزدیک میکند.
#بانک_اهداف
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌پیامدهای بستن تنگه هرمز بر منافع ایالات متحده آمریکا
🔹تنگه هرمز بهعنوان راهبردیترین گلوگاه انرژی جهان، روزانه بیش از ۲۱ میلیون بشکه نفت معادل حدود ۲۱ درصد تجارت جهانی نفت خام را منتقل میکند. با توجه به وابستگی عمیق اقتصاد جهانی به این مسیر، بستن تنگه هرمز توسط ایران، مجموعهای از پیامدهای اقتصادی، امنیتی، ژئوپلیتیکی و داخلی برای ایالات متحده آمریکا و متحدان آن ایجاد خواهد کرد.
🔹بنا بر پیشبینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، انسداد تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را در سناریوهای بحرانی، به بازهای بین ۱۵۰ تا ۴۰۰ دلار در هر بشکه برساند. بلومبرگ (ژوئن ۲۰۲۵) برآورد کرده چنین جهشی میتواند تورم عمومی ایالات متحده را تا ۲ واحد درصد افزایش دهد و مانع جدی برای تعدیل نرخ بهره توسط فدرال رزرو ایجاد کند.
🔹افزایش بهای بنزین: مؤسسه S&P Global پیشبینی کرده است که بهای بنزین در ایالات متحده ممکن است از مرز ۶ دلار در هر گالن فراتر رود (میانگین فعلی: ۳.۷ دلار). این جهش، مستقیماً هزینههای حملونقل، لجستیک، تولید صنعتی و قیمت مصرفکننده را هدف قرار خواهد داد.
🔹سازمان عملیات تجاری دریایی بریتانیا (UKMTO) گزارش داده است پس از تهدیدات اخیر ایران، هزینه بیمه نفتکشها در خلیج فارس تا ۳۶۰٪ افزایش یافته است. این افزایش ریسک، مستقیماً قیمت واردات انرژی به آمریکا را بالا خواهد برد.
🔹تحلیل رویترز نشان میدهد افزایش بهای نفت موجب جهش در قیمت مواد اولیه پتروشیمی (پلاستیک، دارو، سوختهای صنعتی و هوایی) شده و بخش تولید در آمریکا را با بحران هزینه تمامشده مواجه میسازد.
🔹پنتاگون در گزارش تحلیلی مه ۲۰۲۵ هشدار داده که حفظ تنگه هرمز نیازمند تمرکز بخش زیادی از توان رزمی ناوگان پنجم در خلیج فارس خواهد بود؛ این در حالیست که واشنگتن در دریای چین جنوبی و دریای سیاه نیز با چالشهای راهبردی مواجه است.
🔹طبق سناریوهای مرکز مطالعات کنگره آمریکا (CRS)، مینگذاری، موشکهای کروز ضدکشتی و پهپادهای ایرانی (نظیر شاهد-۱۳۶) میتوانند ناوگان آمریکایی را هدف قرار دهند؛ یادآوری تجربه ناو «ساموئل بی. رابرتز» در دهه ۱۹۸۰، گواهی بر این امکان است.
🔹ارزیابی سازمان CIA نشان میدهد ایران توان هدفگیری پایگاههای بحرین، قطر و امارات (که پشتیبان عملیات دریایی و هوایی آمریکا در منطقه هستند) با موشکهای نقطهزن برد کوتاه را دارد.
🔹نتایج نظرسنجی مؤسسه گالوپ در ژوئن ۲۰۲۵ نشان میدهد ۶۸٪ شهروندان آمریکایی افزایش قیمت سوخت را علت اصلی نارضایتی از دولت فدرال میدانند.
🔹طرح محدودسازی اختیارات رئیسجمهور در ورود به جنگ (ارائهشده توسط سناتور تیم کین) و پیشبینی شکست حزب حاکم در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ (طبق تحلیل شورای آتلانتیک)، نشانههایی از فشار داخلی فزایندهاند.
🔹بر اساس گزارش وزارت امنیت داخلی (DHS)، افزایش قیمت بنزین در سال ۲۰۲۳ منجر به اعتراضات جدی در ایالتهایی مانند تگزاس و کالیفرنیا شد. تکرار این سناریو در شرایط فعلی، میتواند به یک بحران اجتماعی سراسری تبدیل شود. به گفته سناتور برنی سندرز، چنین بحرانی «آستانه فروپاشی نظم انرژی جهانی» را تهدید خواهد کرد.
🔹افزایش بهای سوخت در اروپا (تا ۲.۵ یورو در لیتر ـ طبق هشدار حزب کارگر بریتانیا) میتواند سیاستهای تحریمی مشترک اروپا و آمریکا علیه ایران را تضعیف و حتی زمینه را برای بازگشت دیپلماتیک اروپا به مذاکره با تهران فراهم سازد.
🔹تحلیل RAND Corporation بیانگر آن است که برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است آمریکا را مسئول آغاز بحران بدانند و به سمت «تنشزدایی مستقیم با ایران» حرکت کنند.
🔹 آمریکا: در گزارش طبقهبندیشده ژوئن ۲۰۲۵، برآورد شده ایران توانایی «اخلال عملیاتی به مدت ۳۰ تا ۶۰ روز» در تنگه هرمز را با تلفیق مینگذاری، حملات سایبری و پهپاد دارد. با این حال، ارزیابی نهایی این نهاد بر این است که این اقدام «پیروزی تاکتیکی با هزینه استراتژیک بالا» خواهد بود.
🔹DGSE فرانسه: استفاده از ابزار بستن تنگه را بهمثابه «اهرم مذاکره انرژی» تحلیل کرده اما هشدار داده چنین اقدامی، وابستگی اروپا به منابع آسیایی را تسریع خواهد کرد.
🔹موساد: در ارزیابیهای خود به ناتو هشدار داده که چنین اقدامی به ائتلافسازی عربی-اسرائیلی برای مقابله با ایران مشروعیت خواهد بخشید.
#بانک_اهداف
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
⭕️ زمانی جنگ را واقعا درک کردیم که...
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
🔵واردات نفت چین از ایران شتاب گرفت
🔹طبق اطلاعات شرکت ورتکسا، واردات نفت چین از ایران، در فاصله اول تا ۲۰ ژوئن، به رکورد ۱.۸ میلیون بشکه در روز رسید.
🔹دادههای کپلر نشان داد که واردات نفت از ایران به چین، از اول تا ۲۷ ژوئن، به طور متوسط ۱.۴۶ میلیون بشکه در روز بوده که حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز بیشتر از واردات تخمینی چین از ایران در ماه مه است.
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی