eitaa logo
اندیشکده حکمرانی مصاف
3.1هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
167 ویدیو
0 فایل
اندیشکده حکمرانی موسسه مصاف 🇮🇷 🖥 راه ارتباطی my.masaf.ir/r/eitaa 📞 02175098000
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ 📌زنگ خطر در قبرس؛ نفوذ خزنده صهیونیست‌ها در خرید زمین 🔹روزنامه یدیعوت آحرونوت در گزارشی اعلام کرد، در پی گسترش دامنه خرید املاک و مستغلات توسط سرمایه‌گذاران صهیونیست در قبرس، این کشور شاهد موج بی‌سابقه‌ای از خشم عمومی علیه اسرائیلی‌ها است. 🔹اوج این جنجال در جریان کنفرانس حزب چپ‌گرای اکل، دومین حزب بزرگ قبرس رخ داد و «استفانوس استفانو»، دبیرکل آن، به صورت شدید الحن هشدار داد که این خریدها توسط صهیونیست‌ها، به ویژه در مناطق استراتژیک نزدیک به زیرساخت‌های حیاتی، به تهدیدی جدی برای حاکمیت قبرس تبدیل شده است. 🔹استفانو با بیان اینکه خرید املاک در قبرس توسط صهیونیست‌ها بخشی از یک «طرح گسترده‌تر» است که شامل ایجاد مناطق مسکونی بسته، مدارس دینی، کنیسه‌ها و نفوذ اقتصادی فزاینده است، گفت: «وضعیت مشابه آن چیزی است که در فلسطین تاریخی رخ داد و تصرف اراضی به صورت تدریجی صورت گرفت». ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
📌عاشورا؛ قیام برای عدالت، معیار برای اقتصاد 🔹در روز عاشورا، امام حسین علیه‌السلام در برابر ظلمی ایستاد که ریشه‌اش فقط در سیاست نبود؛ در اقتصادی بود که ثروت را در دست عده‌ای محدود متمرکز کرده بود. 🔹ثروت مردم را می‌گرفتند و با عنوان یارانه‌های ظاهری و امتیازات اشرافی، توزیع ناعادلانه می‌کردند. 🔹امروز هم هرجا سیاست و اقتصاد از عدالت فاصله بگیرد، سفره مردم کوچک می‌شود، کرامت انسان‌ها لگدمال می‌شود، و فقر، ابزاری برای تحقیر ملت‌ها می‌شود. 💡 عاشورا به ما یاد داد: 🔸وظیفه حاکمیت، مبارزه با فساد اقتصادی است. 🔸تکلیف ما، مطالبه شفافیت و عدالت است. 🔸رسالت همه جامعه، حفظ کرامت انسان‌ها و اصلاح معیشت مردم است. ♦️حسینی بودن یعنی نپذیرفتن اقتصادی که فقر را مقدر می‌داند، و نپذیرفتن تصمیماتی که نابرابری را عادی جلوه می‌دهد. ✍ واحد اقتصادی مؤسسه مصاف ایرانیان عاشورای حسینی را خدمت تمام آزادگان دنیا تسلیت عرض می‌کند. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ ⭕️ بازدارندگی ژئوپلیتیکی در عصر انرژی 🔹در نظام بین‌الملل امروز، بازدارندگی دیگر صرفاً بر پایه مؤلفه‌های نظامی تعریف نمی‌شود؛ بلکه در نظم جدید جهانی، توانایی تغییر رفتار حریف از مسیر هزینه‌سازی اقتصادی و اخلال در زنجیره‌های حیاتیِ تأمین، به‌ویژه انرژی، یکی از مؤثرترین ابزارهای بازدارندگی هوشمند است. 🔹در این چارچوب، می‌توان گفت که هر اندازه تأثیر یک بحران ژئوپلیتیک بر بازار انرژی شدیدتر و ماندگارتر باشد، توان چانه‌زنی بازیگر مؤثر در آن بحران نیز افزایش می‌یابد. بر همین مبنا، افزایش هزینه انرژی برای رژیم صهیونیستی و حامیان فرامنطقه‌ای آن (به‌ویژه ایالات متحده و اروپا) می‌تواند به مثابه اهرم فشاری مؤثر عمل کرده و رفتار آنها را در میدان‌های سیاسی و امنیتی، تعدیل کند. 🔹در دهه‌های گذشته، تحولات امنیتی در خاورمیانه پیوسته با شوک‌های قیمتی در بازار نفت همراه بود؛ از تحریم نفتی ۱۹۷۳ گرفته تا بحران عراق، انقلاب ایران، جنگ خلیج فارس، اشغال عراق، بهار عربی و حمله به آرامکو. اما از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، نشانه‌هایی از کاهش حساسیت بازار نفت به تحولات منطقه‌ای آشکار شده است. 🔻افزایش تاب‌آوری بازار دلایل متعددی دارد: 🔸افزایش تولید نفت شیل در آمریکا و کاهش وابستگی نسبی این کشور به نفت خاورمیانه 🔸هماهنگی بالای عربستان با غرب برای حفظ ثبات عرضه 🔸تنوع‌بخشی در منابع وارداتی کشورهای اروپایی پس از جنگ اوکراین 🔹با این حال، این تاب‌آوری نسبی هرگز به معنای مصونیت کامل بازار انرژی از شوک‌های منطقه‌ای نیست. به‌ویژه اگر تهدیدات، زیرساخت‌های واقعی تولید، ترانزیت یا ذخیره‌سازی انرژی را هدف قرار دهند، آثار آن نه‌تنها کوتاه‌مدت، بلکه راهبردی و پایدار خواهد بود. 🔻چرا هدف‌گیری هوشمند زیرساخت‌های انرژی، بازدارندگی را تقویت می‌کند؟ 🔹رژیم صهیونیستی و حامیان آن، برای تداوم مداخله در تحولات منطقه‌ای نیازمند «هزینه پایین عملیات» هستند. اگر در معادلات راهبردی، این هزینه با اختلال در امنیت انرژی افزایش یابد، پیوستگی راهبردی غرب با صهیونیسم تضعیف خواهد شد. 🔻در این راستا، افزایش پرهزینه بودن انرژی برای بازیگران غربی و متخاصم، چند کارکرد کلیدی دارد: 1⃣ افزایش تورم و فشار بر اقتصادهای مصرف‌کننده؛ به‌ویژه در اروپا که هنوز آسیب‌پذیری ناشی از جنگ اوکراین را کاملاً جبران نکرده‌اند. 2⃣ افزایش ریسک‌های سیاسی برای دولت‌های غربی؛ از آنجا که امنیت انرژی با رضایت عمومی و بقای سیاسی گره خورده است. 3⃣ کاهش تمایل به مداخله در درگیری‌های منطقه‌ای؛ چون مداخله پرهزینه، توجیه سیاسی و رسانه‌ای خود را از دست می‌دهد. 4⃣ افزایش ارزش چانه‌زنی بازیگرانی چون ایران که می‌توانند بر گذرگاه‌های حساس انرژی مثل تنگه هرمز و باب‌المندب اثر بگذارند. 🔹در شرایطی که قدرت ژئوپلیتیک نفت در ظاهر دچار فرسایش شده، تنها راه بازیابی آن، هدف‌گیری دقیق، هزینه‌سازی هوشمند و بهره‌گیری از زیرساخت‌های آسیب‌پذیر انرژی دشمن است. بازدارندگی اقتصادی در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا زمانی معنا پیدا می‌کند که قیمت مداخله برای آنان افزایش یابد. 🔹در دنیای امروز، موشک‌ها شاید لحظه‌ای بازدارندگی ایجاد کنند، اما آنچه در افکار عمومی و نظام تصمیم‌سازی غرب اثر پایدار می‌گذارد، افزایش بهای انرژی، تورم، رکود و نارضایتی داخلی است. 🔹بنابراین، توان بازدارنده ایران در حوزه انرژی، نه یک ظرفیت جانبی، بلکه بخشی از معماری قدرت ملی است که باید به‌طور فعال و هوشمند بازتعریف و فعال‌سازی شود. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
📌ایران قلب کریدوری جهان 🔹مدیرکل راه‌آهن شمال رحمت رحمت‌نژاد از آغاز عملیات بارگیری و اعزام محموله ترانزیتی کود اوره به مقصد ترکیه پس از ۶ ماه توقف خبر داد. این محموله پس از بارگیری مجدد در بندر کاسپین، به سمت ترکمنستان راهی می‌شود. 🔹در هفته‌های پیش نیز ۲۵ واگن از محموله فولادی ترکیه وارد بندر کاسپین شد و پس از تخلیه، از طریق بندر کاسپین برای به ترکمنستان ارسال شد. 🔹به گفته مدیرکل راه‌آهن شمال، در صورت رضایت صاحب کالا، پیش‌بینی می‌شود حجم حمل کود اوره از بندرکاسپین تا پایان سال جاری به بیش از ۶۰ هزار تن برسد. 🔹این در حالی است که رقابت برای تصاحب سهم بیشتر از بازار ترانزیت جهانی داغ‌تر از همیشه دنبال می‌شود و ایران با موقعیت جغرافیایی خود، بار دیگر به‌عنوان شاهراه بی‌رقیب اتصال چین به اروپا مطرح شده‌است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
📌عربستان و امارات دستور افزایش تولید نفت ترامپ را اجرا کردند 🔹درحالی‌که دونالد ترامپ به تولیدکنندگان نفت آمریکایی التماس می‌کند تا تولید را افزایش دهند، عربستان و امارات این دستور را اجرا کردند. 🔹امارات در حال حاضر تولید خود را ۳۰۰ هزار بشکه در روز افزایش داده و عربستان نیز منطبق بر تصمیمات اوپک پلاس دست به افزایش تولید زده است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ ‍ 📌جولانی؛ بازیگر کلیدی در پروژه تجزیه اقتصادی سوریه به نفع امپراتوری غرب 🔹قبل از خیزش بن سلمان به‌عنوان چهره به‌اصطلاح مدرن عربستان سعودی، سوریه یکی از معدود کشورهای عربی بود که در سطح شاخص‌های انسانی، تنوع اجتماعی و حتی آزادی‌های نسبی، بر بسیاری از همسایگان خود برتری داشت. ساختار حکمرانی سوریه با ریشه‌های ملی‌گرایی در برابر انضمام بی‌قید و شرط به شبکه‌های مالی، اعتباری و زنجیره‌های تولید غرب مقاومت می‌کرد. این استقلال نسبی اقتصادی–سیاسی عملاً مانعی در مسیر پروژه‌ای بود که غرب طی دهه‌های اخیر دنبال کرده یکپارچه‌سازی منابع، بازارها و کریدورهای استراتژیک انرژی خاورمیانه تحت نظم مالی آنگلوساکسونی. 🔹نظام سوریه حاضر به ادغام کامل در کنسرسیوم اقتصادی غرب نشد. تعامل می‌کرد اما وابسته نمی‌شد. اسد حاضر نبود بر سر حاکمیت بر منابع، قلمرو و زیرساخت‌های ژئو-اکونومیک (از جمله جولان و بندر طرطوس) مصالحه کند. این موضع، سوریه را به الگویی مزاحم برای نظم جدید تبدیل کرد. تجربه عراق و لیبی نشان داده بود که هرگونه مقاومت در برابر ساختار مالی و زنجیره ارزش غربی، بهانه‌ای مشروع برای براندازی خواهد شد. 🔹وقایع پس از سال ۲۰۱۱ از منظر اقتصاد سیاسی خاورمیانه، یک مهندسی بحران هدفمند بود. در این چارچوب، بازیگران نیابتی و گروه‌های مسلح تنها ابزار اجرایی برای تغییر توازن در مالکیت منابع و مختل‌سازی جریان سرمایه‌گذاری‌های ملی‌گرایانه محسوب می‌شدند. 🔹محمد الجولانی، فردی با سابقه طولانی ارتباطات سازمانی با القاعده و داعش، به‌تدریج از یک چهره تروریستی به شریکی سیاسی در مدیریت اقتصادی شامات ارتقا یافت. کنسرسیوم رسانه‌ای غرب توانست با بازسازی تصویر او و القای نقش رهبر مقاومت محلی، بستر مشروعیت‌سازی حضور بازیگران خارجی در زنجیره‌های اقتصادی سوریه را فراهم کند. 🔹ظهور الجولانی یک نقطه اتصال کلیدی بین سرمایه‌داری مالی غرب، نیازهای انرژی رژیم صهیونی و پروژه‌های منطقه‌ای پان‌ترکیسم بود. کارکرد اصلی این ائتلاف سه‌جانبه را می‌توان در چند محور خلاصه کرد: ۱. تضعیف سرمایه‌گذاری عمومی سوریه و فروپاشی بخش دولتی انرژی و زیرساخت‌های ترانزیت (بندرها، پالایشگاه‌ها، خطوط انتقال گاز). ۲. بازتوزیع سهم بازار سوریه میان شبکه‌های تجاری همسو با ترکیه و رژیم صهیونی، به‌ویژه در تجارت مواد خام، فرآورده‌های نفتی و صادرات مجدد کالا. ۳. ایجاد یک «کمربند اقتصادی تحت مدیریت نیابتی» که همزمان از فشار شرکای شرقی (چین، روسیه و ایران) بکاهد و هم بستر را برای امتیازدهی نهایی درباره بلندی‌های جولان آماده کند. 🔻مهم‌ترین پیامد این مهندسی بحران را باید در شاخص‌های کلان اقتصاد سوریه جست‌وجو کرد: 🔸سقوط ظرفیت تولید انرژی و درآمدهای ناشی از صادرات آن، که عملاً دولت را به یک نهاد مالی ناتوان بدل کرد. 🔸افزایش وابستگی بازار داخلی به شبکه‌های قاچاق، دلالی منطقه‌ای و پیمانکاران مورد حمایت ترکیه و غرب. 🔸تثبیت یک ساختار نیمه‌دولت–نیمه‌خصوصی در شمال سوریه، که نقشه بازتوزیع دارایی‌ها و سهم بازار را اجرایی می‌کند. 🔸آغاز مذاکراتی که طبق نظر تایمز اسرائیل، هدفش معامله خاک در ازای به رسمیت شناخته شدن قدرت جولانی است؛ نوعی خصوصی‌سازی حاکمیت و تسلط نوین. 🔹آنچه در سوریه روی داد، صرفاً یک جنگ داخلی نبود. این روند را باید تلاشی سیستماتیک برای جایگزینی نظم ملی‌گرایانه شرقی با نظم مالی آنگلوساکسونی–صهیونیستی–پان‌ترکی دانست. بازیگری مثل الجولانی، تنها یک عامل تحویل و توزیع منابع در این نظم نوین بود: 🔸انتقال انحصار بخشی از تجارت مرزی به ترکیه. 🔸تقسیم سهم بازار گاز و نفت به سود شرکت‌های غربی. 🔸کاهش توان چانه‌زنی دولت مرکزی در مذاکرات ژئوپلیتیک. 🔸و در نهایت، تثبیت الگوی «کشورهای نیمه‌مستقل نیابتی» که بازیگر اصلی آنها نه پارلمان که کنسرسیوم‌های اقتصادی–امنیتی هستند. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌از باکو جمهوری آذربایجان تا جیهان ترکیه؛ شاهرگ حیاتی تأمین انرژی اسرائیل 🔹بر اساس داده‌های رسمی تجارت انرژی، روزانه حدود ۳۴۰ هزار بشکه نفت خام از مسیرهای زمینی و دریایی راهی تأسیسات پالایش و ذخیره‌سازی رژیم صهیونیستی می‌شود. نکته کلیدی در این چرخه تأمین، نه صرفاً حجم صادرات، بلکه منشأ و جغرافیای مسیر ترانزیت این نفت خام است. 🔹مطابق آمار منتشرشده توسط کنسرسیوم بهره‌برداری خط لوله BTC، بیش از ۶۰ درصد از این نفت صادراتی رژیم از میادین نفتی جمهوری آذربایجان و حوضه‌های نفتی دریای کاسپین تأمین می‌شود. این نفت از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC) به طول تقریبی ۱۷۶۸ کیلومتر ابتدا از اراضی گرجستان عبور کرده و سپس از بندر جیهان ترکیه به سواحل مدیترانه انتقال می‌یابد. 🔹این مسیر استراتژیک به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص، اهمیتی فراتر از صرف یک پروژه ترانزیت انرژی پیدا کرده است؛ چراکه رژیم صهیونی عملاً با تکیه بر این خط لوله و قراردادهای درازمدت خرید نفت آذربایجان، بخشی از آسیب‌پذیری‌های راهبردی خود را در تأمین سوخت کاهش داده و به استقلال نسبی در سبد واردات انرژی دست یافته است. 🔹مایکل رینولدز، تحلیلگر ارشد انرژی در مؤسسه Insightive Global در واشنگتن، تصریح می‌کند که استمرار فعالیت خط لوله BTC، «به منزله تضمین‌کننده رشد اقتصادی، ثبات انرژی و ادامه سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی اسرائیل طی دهه‌های آتی» است. 🔹این خط لوله، همچنین در تقاطع منافع قدرت‌های غربی و پیمان‌های منطقه‌ای جای گرفته است. آمریکا و اتحادیه اروپا، از همان ابتدا از پروژه BTC حمایت سیاسی و مالی کرده‌اند تا همزمان وابستگی اروپا به روسیه را کاهش دهند و هم مسیرهای جایگزین تأمین انرژی برای متحدان کلیدی خود ازجمله رژیم صهیونیستی ایجاد کنند. 🔹در مجموع، این شاهرگ انرژی نه‌تنها یک خط لوله صادراتی، بلکه یک اهرم ژئوپلیتیکی چندمنظوره برای جمهوری آذربایجان و ترکیه محسوب می‌شود؛ اهرمی که تداوم آن، به منزله استمرار تأمین پایدار نفت رژیم صهیونی و تقویت نفوذ اقتصادی باکو و آنکارا به عنوان عمله‌های اسرائیل‌ در انرژی شرق مدیترانه است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌آمریکا ناگزیر از جدایی اقتصادی با چین؛ راهی بدون بازگشت 🔹نشنال اینترست در تحلیلی تازه به قلم «ایلن دزنسکی» و «دیمن پیتلر» تأکید کرده است ایالات متحده دیگر نمی‌تواند روابط تجاری خود را با چین به شیوه گذشته ادامه دهد؛ رابطه‌ای که طی دهه‌ها، صنایع و طبقه متوسط آمریکا را تضعیف کرده و بستر رشد اقتصادی چین را فراهم آورده است. 🔹این مقاله با اشاره به سیاست‌های ترامپ می‌نویسد حمله تعرفه‌ای دولت ترامپ، برای بیدار کردن جامعه آمریکا از خواب طولانی اقتصادی بود؛ خوابی که طی آن چین با اقتصاد مردمی‌اش رشد پیدا کرد. حالا زمان مقابله با این بازی خطرناک رسیده است. 🔹بهای توسعه چین؛ رکود و ناامنی در آمریکا این روند، ثروت و نوآوری یک نسل آمریکایی را در اختیار چین قرار داد. همزمان، کارگران عادی زیر فشار هزینه‌های زندگی خم شدند و طبقه متوسط دچار زوال شد. اگر واشنگتن به این وضعیت ادامه دهد، رکود و بی‌ثباتی اجتماعی عمیق‌تر خواهد شد. 🔻آمریکا حالا با یک دوگانگی مواجه است: 🔸از یک سو باید بازصنعتی‌سازی را به‌طور جدی دنبال کند. 🔸از سوی دیگر، نمی‌تواند برای همیشه نرخ‌های بهره پایین و سرکوب مالی را ادامه دهد. 🔹به‌گفته نویسندگان مقاله، جدایش اقتصادی (Decoupling) چاره‌ای ناگزیر است؛ نه لزوماً قطع کامل روابط، بلکه آغاز جدایی تدریجی از چین در حوزه‌های حساس مثل فناوری‌های نوین، زنجیره‌های تأمین و منابع دارای ریسک ژئوپلیتیک. 🔻تغییر نقشه اقتصادی و سیاسی جهان این فرایند، جهان را دوباره ترسیم خواهد کرد: 🔸جغرافیای زنجیره ارزش دگرگون می‌شود. 🔸وابستگی به آمریکا کاهش می‌یابد. 🔸متحدان آمریکا به مدار چین نزدیک‌تر خواهند شد. 🔹اما آمریکا باید بداند چین بی‌کار نخواهد نشست. پکن از ابزارهای نظامی و امنیتی خود با قدرت بیشتری استفاده خواهد کرد؛ همان‌طور که ردپای این رویکرد در جنگ اوکراین و تنش‌های هند و پاکستان آشکار بود. 🔹 یک اعتراف معنادار طرفداران ترامپ حالا آشکارا می‌گویند اقتصاد آمریکا به سمت سقوط پیش می‌رفت و سیاست‌های ترامپ صرفاً ترمز اضطراری را کشید تا کشور را از لبه پرتگاه عقب بکشد. 🔹این اعتراف نشان می‌دهد بحران پیش‌رو، عمیق‌تر از آن است که پیش‌تر تصور می‌شد و هیچ‌کس نباید جدیت روند جدایی اقتصادی آمریکا و چین را دست‌کم بگیرد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌از باکو جمهوری آذربایجان تا جیهان ترکیه؛ شاهرگ حیاتی تأمین انرژی اسرائیل 🔹بر اساس داده‌های رسمی تجارت انرژی، روزانه حدود ۳۴۰ هزار بشکه نفت خام از مسیرهای زمینی و دریایی راهی تأسیسات پالایش و ذخیره‌سازی رژیم صهیونیستی می‌شود. نکته کلیدی در این چرخه تأمین، نه صرفاً حجم صادرات، بلکه منشأ و جغرافیای مسیر ترانزیت این نفت خام است. 🔹مطابق آمار منتشرشده توسط کنسرسیوم بهره‌برداری خط لوله BTC، بیش از ۶۰ درصد از این نفت صادراتی رژیم از میادین نفتی جمهوری آذربایجان و حوضه‌های نفتی دریای کاسپین تأمین می‌شود. این نفت از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC) به طول تقریبی ۱۷۶۸ کیلومتر ابتدا از اراضی گرجستان عبور کرده و سپس از بندر جیهان ترکیه به سواحل مدیترانه انتقال می‌یابد. 🔹این مسیر استراتژیک به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص، اهمیتی فراتر از صرف یک پروژه ترانزیت انرژی پیدا کرده است؛ چراکه رژیم صهیونی عملاً با تکیه بر این خط لوله و قراردادهای درازمدت خرید نفت آذربایجان، بخشی از آسیب‌پذیری‌های راهبردی خود را در تأمین سوخت کاهش داده و به استقلال نسبی در سبد واردات انرژی دست یافته است. 🔹مایکل رینولدز، تحلیلگر ارشد انرژی در مؤسسه Insightive Global در واشنگتن، تصریح می‌کند که استمرار فعالیت خط لوله BTC، «به منزله تضمین‌کننده رشد اقتصادی، ثبات انرژی و ادامه سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی اسرائیل طی دهه‌های آتی» است. 🔹این خط لوله، همچنین در تقاطع منافع قدرت‌های غربی و پیمان‌های منطقه‌ای جای گرفته است. آمریکا و اتحادیه اروپا، از همان ابتدا از پروژه BTC حمایت سیاسی و مالی کرده‌اند تا همزمان وابستگی اروپا به روسیه را کاهش دهند و هم مسیرهای جایگزین تأمین انرژی برای متحدان کلیدی خود ازجمله رژیم صهیونیستی ایجاد کنند. 🔹در مجموع، این شاهرگ انرژی نه‌تنها یک خط لوله صادراتی، بلکه یک اهرم ژئوپلیتیکی چندمنظوره برای جمهوری آذربایجان و ترکیه محسوب می‌شود؛ اهرمی که تداوم آن، به منزله استمرار تأمین پایدار نفت رژیم صهیونی و تقویت نفوذ اقتصادی باکو و آنکارا به عنوان عمله‌های اسرائیل‌ در انرژی شرق مدیترانه است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌درگیری ترامپ و ماسک؛ از نزاع شخصی تا پیامدهای اقتصادی 🔹در روزهای گذشته، تنش علنی بین دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، و ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، اسپیس‌ایکس و مالک پلتفرم X، وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شد. هرچند این مناقشه در ظاهر حول لایحه بودجه عظیم فدرال می‌چرخد، اما ابعاد آن، پیامدهایی مستقیم بر فضای اقتصاد کلان، سیاست صنعتی آمریکا و انتظارات بازارها دارد. 🔹ترامپ در تلاش است لایحه بودجه‌ای تاریخی با حجم عظیم هزینه‌های عمومی را از کنگره عبور دهد که بخش قابل توجهی از آن به زیرساخت‌های انرژی، صنایع نظامی، و یارانه‌های فناوری‌های نو تعلق می‌گیرد. ایلان ماسک، که در سال‌های اخیر هم منتقد و هم بهره‌بردار این یارانه‌ها بوده، این لایحه را "عظیم، فاجعه‌بار و تورم‌زا" توصیف کرده است. 🔹دولت ترامپ در دوره نخست خود، میلیاردها دلار معافیت مالیاتی و یارانه به صنعت خودروهای برقی اختصاص داده بود. 🔹هم‌زمان، سیاست‌های تسهیل پولی و کسری بودجه ساختاری ایالات متحده باعث رشد بدهی فدرال به مرز ۳۷ تریلیون دلار شده است. 🔹نرخ بهره بانکی به دلیل مقابله با تورم بالای ۳ درصدی، همچنان در سطح ۵.۲۵٪ تثبیت شده و افزایش کسری بودجه می‌تواند فشار جدیدی بر بازار اوراق و هزینه تأمین مالی وارد کند. 🔹اگر لایحه جدید تصویب شود، حجم استقراض دولت مجدداً افزایش می‌یابد. این امر می‌تواند باعث رشد بازده اوراق خزانه‌داری و افزایش نرخ بهره میان‌مدت شود. در چنین سناریویی، دسترسی شرکت‌هایی نظیر تسلا و استارتاپ‌های حوزه انرژی پاک به تأمین مالی ارزان محدود خواهد شد و هزینه سرمایه‌گذاری خصوصی بالا می‌رود. 🔹 تنش سیاسی و نااطمینانی مقرراتی این مناقشه پیام روشنی به بازارها می‌دهد که حتی شرکت‌های برخوردار از یارانه‌های دولتی هم نسبت به پایداری بودجه تردید دارند. ریسک نااطمینانی سیاستی (Policy Uncertainty) افزایش می‌یابد که می‌تواند موجب تأخیر در سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و نوسان قیمت سهام شرکت‌های وابسته به سیاست‌های سبز و زیرساختی شود. 🔹تورم انتظاری انتقاد ماسک به ماهیت انبوه بودجه و تاکید بر خطر تشدید تورم، می‌تواند بر انتظارات تورمی بازار اثر بگذارد. حتی اگر بودجه بخشاً از محل مالیات جدید تامین شود، افزایش هزینه‌های مصرفی دولت در کوتاه‌مدت اثر انبساطی خواهد داشت. این عامل، در کنار ریسک افزایش نرخ دستمزدها، می‌تواند انتظارات تورمی را تقویت کند. 🔻واکنش بازار سرمایه به این درگیری می‌تواند در سه محور باشد: 🔸سهام شرکت‌های انرژی‌های نوین (تسلا، شرکت‌های باتری‌سازی، زیرساخت شارژر برقی) حساس به شایعات درباره کاهش یا لغو یارانه‌ها خواهند بود. 🔸اوراق خزانه‌داری آمریکا در صورت تصویب بودجه، با رشد نرخ بازده مواجه می‌شود. 🔸شاخص دلار آمریکا ممکن است در کوتاه‌مدت تحت فشار قرار گیرد اگر بازارها کسری بودجه بیشتر را جدی بگیرند. 🔹این نزاع، نشانه‌ای از عمیق‌تر شدن شکاف بین سیاست‌مداران راست‌گرا (ترامپ) و ایلان ماسک است. برخلاف گذشته که ماسک حامی سیاست‌های ترامپ بود، اکنون تضاد آشکاری بین الگوی یارانه‌محور صنعتی و نگرانی از آثار تورمی دیده می‌شود. 🔹همچنین اتهام‌زنی ماسک درباره ارتباط ترامپ با پرونده اپستین، عملاً نزاع را از سطح اقتصادی به عرصه حیثیتی و سیاسی کشانده و ریسک بی‌ثباتی فضای سیاسی را افزایش می‌دهد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
📌میدیل ایست : چین و هند با عضویت ترکیه در بریکس مخالفت کردند ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
⭕️ امنیت با طرد به‌دست نمی‌آید؛ ضرورت بازنگری در سیاست مهاجرتی ایران 🔹در فضای ژئوپلیتیکی پیچیده و پرتنش منطقه، مواجهه جمهوری اسلامی ایران با موضوع مهاجرین افغانستانی، نه صرفاً یک چالش اجتماعی یا امنیتی، بلکه آزمونی مهم برای حکمرانی هوشمند و منافع ملی پایدار است. روندهای اخیر در اخراج یا فشار گسترده بر این جمعیت، نشانه‌هایی از خلأ در سیاست‌گذاری کلان مهاجرتی دارد؛ خلأیی که در صورت استمرار، ممکن است سرمایه‌های مهم امنیتی، اقتصادی و اجتماعی نظام را تضعیف کند. 🔹از منظر امنیت ملی و حکمرانی امنیتی، جمهوری اسلامی سال‌ها در حال سرمایه‌گذاری نرم در حوزه افغانستان بوده است؛ چه در قالب حمایت از جریان‌های دینی معتدل و مقاوم، چه از طریق ایجاد پیوندهای فرهنگی، مذهبی و نظامی مانند حضور تیپ فاطمیون. برخوردهای تند و غیرتفکیکی، این سرمایه را تخریب و باعث شکل‌گیری کینه‌های عمیق، قابل بهره‌برداری توسط دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌شود. ایجاد حس بی‌اعتمادی و طرد، مهاجرین وفادار را به حاشیه و گاه به دامن جریان‌های تکفیری سوق می‌دهد؛ این دقیقاً برخلاف اصول حکمرانی امنیتی پیشگیرانه است. 🔹در حوزه حکمرانی اقتصادی، مهاجرین افغانستانی بخشی جدی از نیروی کار در مشاغل سخت و کم‌جذاب برای ایرانیان هستند: ساخت‌وساز، دامداری، کشاورزی و خدمات شهری. حذف ناگهانی این نیرو بدون برنامه‌ جایگزین، نه‌تنها به کاهش بهره‌وری اقتصادی منجر می‌شود، بلکه منجر به افزایش هزینه تولید و قیمت کالاهای اساسی می‌گردد. حکمرانی کارآمد اقتصادی ایجاب می‌کند به‌جای اقدامات دفعی، سیاست‌های تنظیم‌گرانه اتخاذ شده و حضور این نیروی کار در قالب ویزا و اقامت‌های قانونی، ساماندهی شود. 🔹از منظر حکمرانی اجتماعی و فرهنگی نیز، انتشار تصاویر برخوردهای تحقیرآمیز با مهاجرین، ضمن ایجاد شکاف اجتماعی، چهره نظام را در افکار عمومی داخل و خارج مخدوش می‌سازد. همچنین در شرایطی که ایران در جهان اسلام جایگاه مرجعیت شیعی خود را تثبیت کرده و نقش وحدت‌آفرینی در کاهش تنش شیعه ـ سنی یافته، چنین اقدامات نسنجیده‌ای می‌تواند سرمایه دیپلماسی عمومی ایران در جهان اسلام را به خطر اندازد. 🔹بنابراین، رویکردی مبتنی بر حکمرانی متوازن، هوشمند و مشارکت‌محور ضرورت دارد. ساماندهی نظام‌مند مهاجرین از طریق تسهیل صدور ویزای کار، شناسایی چهره‌های معتمد برای نظارت اجتماعی، و پرهیز از مجازات جمعی، از مؤلفه‌های حکمرانی مؤثر در این حوزه است. استفاده ابزاری از برچسب‌هایی چون "جاسوس" یا "نفوذی" بدون حکم قضایی، خلاف اصول حقوقی و منطق حکمرانی عادلانه است. 🔹در نهایت، ایران برای حفظ امنیت، ثبات اجتماعی و انسجام ملی، نیازمند نگاهی راهبردی به مسئله مهاجرین است. حکمرانی موفق در این زمینه نه در طرد، بلکه در تنظیم عادلانه و هوشمندانه روابط میان دولت، جامعه و مهاجرین تحقق می‌یابد. امنیت پایدار محصول مشارکت و عقلانیت است، نه هیجان و حذف. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco