eitaa logo
اندیشکده حکمرانی مصاف
3.1هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
167 ویدیو
0 فایل
اندیشکده حکمرانی موسسه مصاف 🇮🇷 🖥 راه ارتباطی my.masaf.ir/r/eitaa 📞 02175098000
مشاهده در ایتا
دانلود
📌عربستان و امارات دستور افزایش تولید نفت ترامپ را اجرا کردند 🔹درحالی‌که دونالد ترامپ به تولیدکنندگان نفت آمریکایی التماس می‌کند تا تولید را افزایش دهند، عربستان و امارات این دستور را اجرا کردند. 🔹امارات در حال حاضر تولید خود را ۳۰۰ هزار بشکه در روز افزایش داده و عربستان نیز منطبق بر تصمیمات اوپک پلاس دست به افزایش تولید زده است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ ‍ 📌جولانی؛ بازیگر کلیدی در پروژه تجزیه اقتصادی سوریه به نفع امپراتوری غرب 🔹قبل از خیزش بن سلمان به‌عنوان چهره به‌اصطلاح مدرن عربستان سعودی، سوریه یکی از معدود کشورهای عربی بود که در سطح شاخص‌های انسانی، تنوع اجتماعی و حتی آزادی‌های نسبی، بر بسیاری از همسایگان خود برتری داشت. ساختار حکمرانی سوریه با ریشه‌های ملی‌گرایی در برابر انضمام بی‌قید و شرط به شبکه‌های مالی، اعتباری و زنجیره‌های تولید غرب مقاومت می‌کرد. این استقلال نسبی اقتصادی–سیاسی عملاً مانعی در مسیر پروژه‌ای بود که غرب طی دهه‌های اخیر دنبال کرده یکپارچه‌سازی منابع، بازارها و کریدورهای استراتژیک انرژی خاورمیانه تحت نظم مالی آنگلوساکسونی. 🔹نظام سوریه حاضر به ادغام کامل در کنسرسیوم اقتصادی غرب نشد. تعامل می‌کرد اما وابسته نمی‌شد. اسد حاضر نبود بر سر حاکمیت بر منابع، قلمرو و زیرساخت‌های ژئو-اکونومیک (از جمله جولان و بندر طرطوس) مصالحه کند. این موضع، سوریه را به الگویی مزاحم برای نظم جدید تبدیل کرد. تجربه عراق و لیبی نشان داده بود که هرگونه مقاومت در برابر ساختار مالی و زنجیره ارزش غربی، بهانه‌ای مشروع برای براندازی خواهد شد. 🔹وقایع پس از سال ۲۰۱۱ از منظر اقتصاد سیاسی خاورمیانه، یک مهندسی بحران هدفمند بود. در این چارچوب، بازیگران نیابتی و گروه‌های مسلح تنها ابزار اجرایی برای تغییر توازن در مالکیت منابع و مختل‌سازی جریان سرمایه‌گذاری‌های ملی‌گرایانه محسوب می‌شدند. 🔹محمد الجولانی، فردی با سابقه طولانی ارتباطات سازمانی با القاعده و داعش، به‌تدریج از یک چهره تروریستی به شریکی سیاسی در مدیریت اقتصادی شامات ارتقا یافت. کنسرسیوم رسانه‌ای غرب توانست با بازسازی تصویر او و القای نقش رهبر مقاومت محلی، بستر مشروعیت‌سازی حضور بازیگران خارجی در زنجیره‌های اقتصادی سوریه را فراهم کند. 🔹ظهور الجولانی یک نقطه اتصال کلیدی بین سرمایه‌داری مالی غرب، نیازهای انرژی رژیم صهیونی و پروژه‌های منطقه‌ای پان‌ترکیسم بود. کارکرد اصلی این ائتلاف سه‌جانبه را می‌توان در چند محور خلاصه کرد: ۱. تضعیف سرمایه‌گذاری عمومی سوریه و فروپاشی بخش دولتی انرژی و زیرساخت‌های ترانزیت (بندرها، پالایشگاه‌ها، خطوط انتقال گاز). ۲. بازتوزیع سهم بازار سوریه میان شبکه‌های تجاری همسو با ترکیه و رژیم صهیونی، به‌ویژه در تجارت مواد خام، فرآورده‌های نفتی و صادرات مجدد کالا. ۳. ایجاد یک «کمربند اقتصادی تحت مدیریت نیابتی» که همزمان از فشار شرکای شرقی (چین، روسیه و ایران) بکاهد و هم بستر را برای امتیازدهی نهایی درباره بلندی‌های جولان آماده کند. 🔻مهم‌ترین پیامد این مهندسی بحران را باید در شاخص‌های کلان اقتصاد سوریه جست‌وجو کرد: 🔸سقوط ظرفیت تولید انرژی و درآمدهای ناشی از صادرات آن، که عملاً دولت را به یک نهاد مالی ناتوان بدل کرد. 🔸افزایش وابستگی بازار داخلی به شبکه‌های قاچاق، دلالی منطقه‌ای و پیمانکاران مورد حمایت ترکیه و غرب. 🔸تثبیت یک ساختار نیمه‌دولت–نیمه‌خصوصی در شمال سوریه، که نقشه بازتوزیع دارایی‌ها و سهم بازار را اجرایی می‌کند. 🔸آغاز مذاکراتی که طبق نظر تایمز اسرائیل، هدفش معامله خاک در ازای به رسمیت شناخته شدن قدرت جولانی است؛ نوعی خصوصی‌سازی حاکمیت و تسلط نوین. 🔹آنچه در سوریه روی داد، صرفاً یک جنگ داخلی نبود. این روند را باید تلاشی سیستماتیک برای جایگزینی نظم ملی‌گرایانه شرقی با نظم مالی آنگلوساکسونی–صهیونیستی–پان‌ترکی دانست. بازیگری مثل الجولانی، تنها یک عامل تحویل و توزیع منابع در این نظم نوین بود: 🔸انتقال انحصار بخشی از تجارت مرزی به ترکیه. 🔸تقسیم سهم بازار گاز و نفت به سود شرکت‌های غربی. 🔸کاهش توان چانه‌زنی دولت مرکزی در مذاکرات ژئوپلیتیک. 🔸و در نهایت، تثبیت الگوی «کشورهای نیمه‌مستقل نیابتی» که بازیگر اصلی آنها نه پارلمان که کنسرسیوم‌های اقتصادی–امنیتی هستند. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌از باکو جمهوری آذربایجان تا جیهان ترکیه؛ شاهرگ حیاتی تأمین انرژی اسرائیل 🔹بر اساس داده‌های رسمی تجارت انرژی، روزانه حدود ۳۴۰ هزار بشکه نفت خام از مسیرهای زمینی و دریایی راهی تأسیسات پالایش و ذخیره‌سازی رژیم صهیونیستی می‌شود. نکته کلیدی در این چرخه تأمین، نه صرفاً حجم صادرات، بلکه منشأ و جغرافیای مسیر ترانزیت این نفت خام است. 🔹مطابق آمار منتشرشده توسط کنسرسیوم بهره‌برداری خط لوله BTC، بیش از ۶۰ درصد از این نفت صادراتی رژیم از میادین نفتی جمهوری آذربایجان و حوضه‌های نفتی دریای کاسپین تأمین می‌شود. این نفت از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC) به طول تقریبی ۱۷۶۸ کیلومتر ابتدا از اراضی گرجستان عبور کرده و سپس از بندر جیهان ترکیه به سواحل مدیترانه انتقال می‌یابد. 🔹این مسیر استراتژیک به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص، اهمیتی فراتر از صرف یک پروژه ترانزیت انرژی پیدا کرده است؛ چراکه رژیم صهیونی عملاً با تکیه بر این خط لوله و قراردادهای درازمدت خرید نفت آذربایجان، بخشی از آسیب‌پذیری‌های راهبردی خود را در تأمین سوخت کاهش داده و به استقلال نسبی در سبد واردات انرژی دست یافته است. 🔹مایکل رینولدز، تحلیلگر ارشد انرژی در مؤسسه Insightive Global در واشنگتن، تصریح می‌کند که استمرار فعالیت خط لوله BTC، «به منزله تضمین‌کننده رشد اقتصادی، ثبات انرژی و ادامه سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی اسرائیل طی دهه‌های آتی» است. 🔹این خط لوله، همچنین در تقاطع منافع قدرت‌های غربی و پیمان‌های منطقه‌ای جای گرفته است. آمریکا و اتحادیه اروپا، از همان ابتدا از پروژه BTC حمایت سیاسی و مالی کرده‌اند تا همزمان وابستگی اروپا به روسیه را کاهش دهند و هم مسیرهای جایگزین تأمین انرژی برای متحدان کلیدی خود ازجمله رژیم صهیونیستی ایجاد کنند. 🔹در مجموع، این شاهرگ انرژی نه‌تنها یک خط لوله صادراتی، بلکه یک اهرم ژئوپلیتیکی چندمنظوره برای جمهوری آذربایجان و ترکیه محسوب می‌شود؛ اهرمی که تداوم آن، به منزله استمرار تأمین پایدار نفت رژیم صهیونی و تقویت نفوذ اقتصادی باکو و آنکارا به عنوان عمله‌های اسرائیل‌ در انرژی شرق مدیترانه است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌آمریکا ناگزیر از جدایی اقتصادی با چین؛ راهی بدون بازگشت 🔹نشنال اینترست در تحلیلی تازه به قلم «ایلن دزنسکی» و «دیمن پیتلر» تأکید کرده است ایالات متحده دیگر نمی‌تواند روابط تجاری خود را با چین به شیوه گذشته ادامه دهد؛ رابطه‌ای که طی دهه‌ها، صنایع و طبقه متوسط آمریکا را تضعیف کرده و بستر رشد اقتصادی چین را فراهم آورده است. 🔹این مقاله با اشاره به سیاست‌های ترامپ می‌نویسد حمله تعرفه‌ای دولت ترامپ، برای بیدار کردن جامعه آمریکا از خواب طولانی اقتصادی بود؛ خوابی که طی آن چین با اقتصاد مردمی‌اش رشد پیدا کرد. حالا زمان مقابله با این بازی خطرناک رسیده است. 🔹بهای توسعه چین؛ رکود و ناامنی در آمریکا این روند، ثروت و نوآوری یک نسل آمریکایی را در اختیار چین قرار داد. همزمان، کارگران عادی زیر فشار هزینه‌های زندگی خم شدند و طبقه متوسط دچار زوال شد. اگر واشنگتن به این وضعیت ادامه دهد، رکود و بی‌ثباتی اجتماعی عمیق‌تر خواهد شد. 🔻آمریکا حالا با یک دوگانگی مواجه است: 🔸از یک سو باید بازصنعتی‌سازی را به‌طور جدی دنبال کند. 🔸از سوی دیگر، نمی‌تواند برای همیشه نرخ‌های بهره پایین و سرکوب مالی را ادامه دهد. 🔹به‌گفته نویسندگان مقاله، جدایش اقتصادی (Decoupling) چاره‌ای ناگزیر است؛ نه لزوماً قطع کامل روابط، بلکه آغاز جدایی تدریجی از چین در حوزه‌های حساس مثل فناوری‌های نوین، زنجیره‌های تأمین و منابع دارای ریسک ژئوپلیتیک. 🔻تغییر نقشه اقتصادی و سیاسی جهان این فرایند، جهان را دوباره ترسیم خواهد کرد: 🔸جغرافیای زنجیره ارزش دگرگون می‌شود. 🔸وابستگی به آمریکا کاهش می‌یابد. 🔸متحدان آمریکا به مدار چین نزدیک‌تر خواهند شد. 🔹اما آمریکا باید بداند چین بی‌کار نخواهد نشست. پکن از ابزارهای نظامی و امنیتی خود با قدرت بیشتری استفاده خواهد کرد؛ همان‌طور که ردپای این رویکرد در جنگ اوکراین و تنش‌های هند و پاکستان آشکار بود. 🔹 یک اعتراف معنادار طرفداران ترامپ حالا آشکارا می‌گویند اقتصاد آمریکا به سمت سقوط پیش می‌رفت و سیاست‌های ترامپ صرفاً ترمز اضطراری را کشید تا کشور را از لبه پرتگاه عقب بکشد. 🔹این اعتراف نشان می‌دهد بحران پیش‌رو، عمیق‌تر از آن است که پیش‌تر تصور می‌شد و هیچ‌کس نباید جدیت روند جدایی اقتصادی آمریکا و چین را دست‌کم بگیرد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌از باکو جمهوری آذربایجان تا جیهان ترکیه؛ شاهرگ حیاتی تأمین انرژی اسرائیل 🔹بر اساس داده‌های رسمی تجارت انرژی، روزانه حدود ۳۴۰ هزار بشکه نفت خام از مسیرهای زمینی و دریایی راهی تأسیسات پالایش و ذخیره‌سازی رژیم صهیونیستی می‌شود. نکته کلیدی در این چرخه تأمین، نه صرفاً حجم صادرات، بلکه منشأ و جغرافیای مسیر ترانزیت این نفت خام است. 🔹مطابق آمار منتشرشده توسط کنسرسیوم بهره‌برداری خط لوله BTC، بیش از ۶۰ درصد از این نفت صادراتی رژیم از میادین نفتی جمهوری آذربایجان و حوضه‌های نفتی دریای کاسپین تأمین می‌شود. این نفت از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC) به طول تقریبی ۱۷۶۸ کیلومتر ابتدا از اراضی گرجستان عبور کرده و سپس از بندر جیهان ترکیه به سواحل مدیترانه انتقال می‌یابد. 🔹این مسیر استراتژیک به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص، اهمیتی فراتر از صرف یک پروژه ترانزیت انرژی پیدا کرده است؛ چراکه رژیم صهیونی عملاً با تکیه بر این خط لوله و قراردادهای درازمدت خرید نفت آذربایجان، بخشی از آسیب‌پذیری‌های راهبردی خود را در تأمین سوخت کاهش داده و به استقلال نسبی در سبد واردات انرژی دست یافته است. 🔹مایکل رینولدز، تحلیلگر ارشد انرژی در مؤسسه Insightive Global در واشنگتن، تصریح می‌کند که استمرار فعالیت خط لوله BTC، «به منزله تضمین‌کننده رشد اقتصادی، ثبات انرژی و ادامه سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی اسرائیل طی دهه‌های آتی» است. 🔹این خط لوله، همچنین در تقاطع منافع قدرت‌های غربی و پیمان‌های منطقه‌ای جای گرفته است. آمریکا و اتحادیه اروپا، از همان ابتدا از پروژه BTC حمایت سیاسی و مالی کرده‌اند تا همزمان وابستگی اروپا به روسیه را کاهش دهند و هم مسیرهای جایگزین تأمین انرژی برای متحدان کلیدی خود ازجمله رژیم صهیونیستی ایجاد کنند. 🔹در مجموع، این شاهرگ انرژی نه‌تنها یک خط لوله صادراتی، بلکه یک اهرم ژئوپلیتیکی چندمنظوره برای جمهوری آذربایجان و ترکیه محسوب می‌شود؛ اهرمی که تداوم آن، به منزله استمرار تأمین پایدار نفت رژیم صهیونی و تقویت نفوذ اقتصادی باکو و آنکارا به عنوان عمله‌های اسرائیل‌ در انرژی شرق مدیترانه است. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌درگیری ترامپ و ماسک؛ از نزاع شخصی تا پیامدهای اقتصادی 🔹در روزهای گذشته، تنش علنی بین دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، و ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، اسپیس‌ایکس و مالک پلتفرم X، وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شد. هرچند این مناقشه در ظاهر حول لایحه بودجه عظیم فدرال می‌چرخد، اما ابعاد آن، پیامدهایی مستقیم بر فضای اقتصاد کلان، سیاست صنعتی آمریکا و انتظارات بازارها دارد. 🔹ترامپ در تلاش است لایحه بودجه‌ای تاریخی با حجم عظیم هزینه‌های عمومی را از کنگره عبور دهد که بخش قابل توجهی از آن به زیرساخت‌های انرژی، صنایع نظامی، و یارانه‌های فناوری‌های نو تعلق می‌گیرد. ایلان ماسک، که در سال‌های اخیر هم منتقد و هم بهره‌بردار این یارانه‌ها بوده، این لایحه را "عظیم، فاجعه‌بار و تورم‌زا" توصیف کرده است. 🔹دولت ترامپ در دوره نخست خود، میلیاردها دلار معافیت مالیاتی و یارانه به صنعت خودروهای برقی اختصاص داده بود. 🔹هم‌زمان، سیاست‌های تسهیل پولی و کسری بودجه ساختاری ایالات متحده باعث رشد بدهی فدرال به مرز ۳۷ تریلیون دلار شده است. 🔹نرخ بهره بانکی به دلیل مقابله با تورم بالای ۳ درصدی، همچنان در سطح ۵.۲۵٪ تثبیت شده و افزایش کسری بودجه می‌تواند فشار جدیدی بر بازار اوراق و هزینه تأمین مالی وارد کند. 🔹اگر لایحه جدید تصویب شود، حجم استقراض دولت مجدداً افزایش می‌یابد. این امر می‌تواند باعث رشد بازده اوراق خزانه‌داری و افزایش نرخ بهره میان‌مدت شود. در چنین سناریویی، دسترسی شرکت‌هایی نظیر تسلا و استارتاپ‌های حوزه انرژی پاک به تأمین مالی ارزان محدود خواهد شد و هزینه سرمایه‌گذاری خصوصی بالا می‌رود. 🔹 تنش سیاسی و نااطمینانی مقرراتی این مناقشه پیام روشنی به بازارها می‌دهد که حتی شرکت‌های برخوردار از یارانه‌های دولتی هم نسبت به پایداری بودجه تردید دارند. ریسک نااطمینانی سیاستی (Policy Uncertainty) افزایش می‌یابد که می‌تواند موجب تأخیر در سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و نوسان قیمت سهام شرکت‌های وابسته به سیاست‌های سبز و زیرساختی شود. 🔹تورم انتظاری انتقاد ماسک به ماهیت انبوه بودجه و تاکید بر خطر تشدید تورم، می‌تواند بر انتظارات تورمی بازار اثر بگذارد. حتی اگر بودجه بخشاً از محل مالیات جدید تامین شود، افزایش هزینه‌های مصرفی دولت در کوتاه‌مدت اثر انبساطی خواهد داشت. این عامل، در کنار ریسک افزایش نرخ دستمزدها، می‌تواند انتظارات تورمی را تقویت کند. 🔻واکنش بازار سرمایه به این درگیری می‌تواند در سه محور باشد: 🔸سهام شرکت‌های انرژی‌های نوین (تسلا، شرکت‌های باتری‌سازی، زیرساخت شارژر برقی) حساس به شایعات درباره کاهش یا لغو یارانه‌ها خواهند بود. 🔸اوراق خزانه‌داری آمریکا در صورت تصویب بودجه، با رشد نرخ بازده مواجه می‌شود. 🔸شاخص دلار آمریکا ممکن است در کوتاه‌مدت تحت فشار قرار گیرد اگر بازارها کسری بودجه بیشتر را جدی بگیرند. 🔹این نزاع، نشانه‌ای از عمیق‌تر شدن شکاف بین سیاست‌مداران راست‌گرا (ترامپ) و ایلان ماسک است. برخلاف گذشته که ماسک حامی سیاست‌های ترامپ بود، اکنون تضاد آشکاری بین الگوی یارانه‌محور صنعتی و نگرانی از آثار تورمی دیده می‌شود. 🔹همچنین اتهام‌زنی ماسک درباره ارتباط ترامپ با پرونده اپستین، عملاً نزاع را از سطح اقتصادی به عرصه حیثیتی و سیاسی کشانده و ریسک بی‌ثباتی فضای سیاسی را افزایش می‌دهد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
📌میدیل ایست : چین و هند با عضویت ترکیه در بریکس مخالفت کردند ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
⭕️ امنیت با طرد به‌دست نمی‌آید؛ ضرورت بازنگری در سیاست مهاجرتی ایران 🔹در فضای ژئوپلیتیکی پیچیده و پرتنش منطقه، مواجهه جمهوری اسلامی ایران با موضوع مهاجرین افغانستانی، نه صرفاً یک چالش اجتماعی یا امنیتی، بلکه آزمونی مهم برای حکمرانی هوشمند و منافع ملی پایدار است. روندهای اخیر در اخراج یا فشار گسترده بر این جمعیت، نشانه‌هایی از خلأ در سیاست‌گذاری کلان مهاجرتی دارد؛ خلأیی که در صورت استمرار، ممکن است سرمایه‌های مهم امنیتی، اقتصادی و اجتماعی نظام را تضعیف کند. 🔹از منظر امنیت ملی و حکمرانی امنیتی، جمهوری اسلامی سال‌ها در حال سرمایه‌گذاری نرم در حوزه افغانستان بوده است؛ چه در قالب حمایت از جریان‌های دینی معتدل و مقاوم، چه از طریق ایجاد پیوندهای فرهنگی، مذهبی و نظامی مانند حضور تیپ فاطمیون. برخوردهای تند و غیرتفکیکی، این سرمایه را تخریب و باعث شکل‌گیری کینه‌های عمیق، قابل بهره‌برداری توسط دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌شود. ایجاد حس بی‌اعتمادی و طرد، مهاجرین وفادار را به حاشیه و گاه به دامن جریان‌های تکفیری سوق می‌دهد؛ این دقیقاً برخلاف اصول حکمرانی امنیتی پیشگیرانه است. 🔹در حوزه حکمرانی اقتصادی، مهاجرین افغانستانی بخشی جدی از نیروی کار در مشاغل سخت و کم‌جذاب برای ایرانیان هستند: ساخت‌وساز، دامداری، کشاورزی و خدمات شهری. حذف ناگهانی این نیرو بدون برنامه‌ جایگزین، نه‌تنها به کاهش بهره‌وری اقتصادی منجر می‌شود، بلکه منجر به افزایش هزینه تولید و قیمت کالاهای اساسی می‌گردد. حکمرانی کارآمد اقتصادی ایجاب می‌کند به‌جای اقدامات دفعی، سیاست‌های تنظیم‌گرانه اتخاذ شده و حضور این نیروی کار در قالب ویزا و اقامت‌های قانونی، ساماندهی شود. 🔹از منظر حکمرانی اجتماعی و فرهنگی نیز، انتشار تصاویر برخوردهای تحقیرآمیز با مهاجرین، ضمن ایجاد شکاف اجتماعی، چهره نظام را در افکار عمومی داخل و خارج مخدوش می‌سازد. همچنین در شرایطی که ایران در جهان اسلام جایگاه مرجعیت شیعی خود را تثبیت کرده و نقش وحدت‌آفرینی در کاهش تنش شیعه ـ سنی یافته، چنین اقدامات نسنجیده‌ای می‌تواند سرمایه دیپلماسی عمومی ایران در جهان اسلام را به خطر اندازد. 🔹بنابراین، رویکردی مبتنی بر حکمرانی متوازن، هوشمند و مشارکت‌محور ضرورت دارد. ساماندهی نظام‌مند مهاجرین از طریق تسهیل صدور ویزای کار، شناسایی چهره‌های معتمد برای نظارت اجتماعی، و پرهیز از مجازات جمعی، از مؤلفه‌های حکمرانی مؤثر در این حوزه است. استفاده ابزاری از برچسب‌هایی چون "جاسوس" یا "نفوذی" بدون حکم قضایی، خلاف اصول حقوقی و منطق حکمرانی عادلانه است. 🔹در نهایت، ایران برای حفظ امنیت، ثبات اجتماعی و انسجام ملی، نیازمند نگاهی راهبردی به مسئله مهاجرین است. حکمرانی موفق در این زمینه نه در طرد، بلکه در تنظیم عادلانه و هوشمندانه روابط میان دولت، جامعه و مهاجرین تحقق می‌یابد. امنیت پایدار محصول مشارکت و عقلانیت است، نه هیجان و حذف. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
⭕️ امنیت پایدار با سامانه‌ ثبت و نظارت مهاجرین؛ تهدید را با حکمرانی خوب به فرصت تبدیل کنید 🔹در شرایطی که حساسیت‌های امنیتی در منطقه رو به افزایش است، مواجهه عقلانی و حکمرانی‌محور با پدیده مهاجرت افغانستانی‌ها در ایران ضرورتی انکارناپذیر است. راه‌حل این چالش، نه در اخراج‌های دسته‌جمعی و واکنش‌های هیجانی، بلکه در طراحی یک سامانه ثبت و نظارت جامع، هوشمند و چندوجهی نهفته است. 🔹این الگو بر پایه تسهیل صدور ویزای کاری چندماهه برای اتباع افغانستانی بنا می‌شود. با دریافت مبلغی مشخص به‌عنوان حق صدور ویزا (مثلاً ۵۰ تا ۱۰۰ دلار)، این فرآیند نه‌تنها هزینه‌زا نیست، بلکه برای دولت آورده مالی دارد و می‌تواند به یک سازوکار پایدار اقتصادی تبدیل شود. 🔹مزایای ثبت‌نام در این سامانه صرفاً به اقامت محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل دسترسی به خدمات پایه مانند کارت بانکی، بیمه و بهداشت نیز خواهد بود. این امتیازات، انگیزه مهاجرین برای ثبت و قانون‌مداری را افزایش داده و ضریب کنترل‌پذیری را ارتقا می‌دهد. 🔹بعد امنیتی نیز در این الگو به‌صورت ساختاری دیده شده است. تایید امنیتی مهاجران می‌تواند توسط شرکت‌های دارای مجوز که از نیروهای باتجربه امنیتی بهره می‌برند، انجام شود. در این بین، استفاده از ظرفیت نخبگان و سرشناسان افغان نیز به‌مثابه ضامن‌های اجتماعی، نقش مهمی در شناخت افراد ایفا می‌کند. 🔹با این طراحی، اگر فردی بدون ثبت‌نام در سامانه فعالیت کند، می‌توان او را به‌صورت رسمی و حقوقی مشمول بررسی شدیدتر دانست ــ نه بر پایه پیش‌داوری، بلکه به‌دلیل امتناع از حضور در فرآیند شفاف. حتی می‌توان با ابزارهای تشویقی مثل تابعیت یا جوایز نقدی برای معرفی متخلفین از دل جامعه مهاجر، یک مدل خودکنترلی موثر ساخت. 🔹این سامانه از جنس امنیت‌سازی اجتماعی و مشارکت‌محور است، نه تنبیه و انگ‌زنی. با پیاده‌سازی آن، نه‌تنها انسجام اجتماعی حفظ می‌شود، بلکه آسیب‌پذیری‌های امنیتی نیز به‌طور هدفمند کاهش می‌یابد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ 📌تحریم کالاهای اسرائیلی در اروپا؛ بازتاب افکار عمومی و اثرات اقتصادی یک انزجار جهانی 🔹طی ماه‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید جنایات جنگی رژیم صهیونیستی، موجی کم‌سابقه از تحریم‌ کالاهای اسرائیلی در سراسر اروپا شکل گرفته که نه از سوی دولت‌ها، بلکه توسط بازار و به‌ویژه خرده‌فروشان بزرگ در واکنش به افکار عمومی هدایت می‌شود. این پدیده در حال تبدیل‌شدن به یک نمونه کلاسیک از اثرگذاری عوامل غیر‌اقتصادی بر نظام عرضه و تقاضا در سطح بین‌المللی است؛ جایی که اخلاق، تصویر ذهنی و سرمایه اجتماعی از قیمت و کیفیت کالا پیشی می‌گیرند. 🔹شرکت‌های بزرگی مانند کوپ (Coop) در بریتانیا و ایتالیا، آلدی (Aldi) و کافلند (Kaufland) در آلمان و لیدل (Lidl) در فرانسه، با هدف جلوگیری از ریزش مشتری و پرهیز از درگیری با افکار عمومی، فروش محصولات کشاورزی و غذایی اسرائیلی را متوقف کرده‌اند. بسیاری از این شرکت‌ها به صورت رسمی این موضوع را اعلام نکرده‌اند، اما به زنجیره‌های تأمین و بسته‌بندی هشدار داده‌اند که از تأمین محصولات با برچسب «ساخت اسرائیل» خودداری کنند. 🔹بر اساس گزارش روزنامه «یدیعوت آحارونوت»، در برخی موارد مانند صادرات سیب‌زمینی اسرائیل، آلمان که بزرگترین بازار آن به‌شمار می‌رود، عملاً در حال خروج از بازار واردات است. شرکت‌هایی نظیر Yapro که سالانه بیش از ۵۰ هزار تن محصول به اروپا صادر می‌کنند، با کاهش شدید تقاضا مواجه شده‌اند. از آنجا که اتحادیه اروپا الزام به شفافیت در مبدا کالا دارد، برند اسرائیلی به‌سرعت در حال ازدست‌دادن جایگاه خود در بازار مصرف اتحادیه است. 🔹جایگزین‌شدن محصولات اسرائیلی با محصولات مراکشی، مصری یا حتی محلی در اروپا، نمونه‌ای از بازآرایی جغرافیایی زنجیره تأمین است. این اتفاق، یک درس روشن برای کشورهایی چون ایران نیز دارد در دوران بحران‌های ژئوپلیتیکی، تنها برندهایی می‌مانند که هم توان تولید رقابتی دارند و هم از مشروعیت اجتماعی در بازار مقصد برخوردارند. یعنی اگر ما همت کنیم و محصولات مان را به بازارهای جهانی عرضه کنیم بدون شک مردم جهان خریداری می‌کنند فرصتی که بی‌نظیر است و باید مسئولان اقدامات لازم را انجام دهند. 🔹جنبش جهانی BDS (تحریم، عدم سرمایه‌گذاری، تحریم اقتصادی اسرائیل) طی سال‌های اخیر عمدتاً در سطح گفتمانی و سیاسی فعال بود، اما اکنون شاهد بروز عملیاتی آن در زنجیره توزیع کالا هستیم. برخلاف ادعای رژیم صهیونیستی، این روند حاصل فعالیت‌های رسمی نیست بلکه نتیجه مستقیم نارضایتی عمومی از رفتارهای رژیم در جنگ غزه است. 🔹این تحریم‌ها نه‌تنها بر صادرات جاری تأثیر می‌گذارد بلکه بر تمایل سرمایه‌گذاران خارجی برای همکاری با برندهای اسرائیلی نیز سایه می‌اندازد. برای خرده‌فروشان، نمایش کالاهای اسرائیلی تبدیل به ریسک تجاری شده است و همین مسئله به‌مرور موجب خواهد شد سرمایه‌گذاران نیز رژیم صهیونی را مقصدی پرریسک‌تر بدانند؛ مسأله‌ای که می‌تواند نرخ بهره سرمایه‌گذاری و هزینه جذب سرمایه خارجی برای تل‌آویو را افزایش دهد. 🔴 برای کشورهای مستقل از جمله ایران، این وضعیت فرصتی استثنایی برای بازتعریف موقعیت در بازارهای صادراتی اروپا و توسعه صادرات محصولاتی با برچسب «ساخت ایران» محسوب می‌شود. اما لازمه آن، دیپلماسی تجاری فعال، برندینگ هوشمند و درک دقیق از حساسیت‌های اجتماعی مصرف‌کنندگان در بازار هدف است. مردم دنیا ایستادگی ایران مقابل رژیم حرامزاده صهیونی را دیدند و تشنه مرام ایرانیان شده‌اند اگر هم‌اکنون از این فرصت بی‌نظیر جهانی استفاده کنیم یقیناً اقتصاد کشورمان بسیار رشد قابل توجهی خواهد کرد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
اندیشکده حکمرانی مصاف
⭕️ امنیت پایدار با سامانه‌ ثبت و نظارت مهاجرین؛ تهدید را با حکمرانی خوب به فرصت تبدیل کنید #یادداشت
📌اخراج شتاب‌زده مهاجران، تورم خدمات و بحران کار را شعله‌ور می‌کند 🔹در حال حاضر، موضوع حضور و خروج اتباع افغانستانی به یکی از محورهای پرچالش اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. برخلاف تصور رایج، این مسئله صرفاً یک موضوع امنیتی یا انتظامی نیست، بلکه به‌طور مستقیم با تاب‌آوری نظام تولید، هزینه‌های کارفرمایان و ثبات بازار کار گره خورده است. 🔹نخست باید تأکید کرد که هیچ اقتصاد پویایی نمی‌تواند بدون یک نظام مهاجرتی شفاف و قانونمند، سهم نیروی کار خارجی را به‌درستی مدیریت کند. اکنون بخش مهمی از خدمات عمومی شهری، صنایع ساختمانی و تولیدی کوچک و بزرگ کشور بر پایه نیروی کار مهاجر شکل گرفته است. برای مثال، بیش از ۳۵ هزار رفتگر شهرداری تهران اتباع افغانستانی هستند که به‌طور روزانه خدمات اساسی را به شهروندان ارائه می‌کنند. حذف ناگهانی و دستوری این نیروها نه‌تنها باعث افزایش فوری هزینه‌های خدمات شهری و تولید می‌شود، بلکه از حیث انتظامی نیز جایگزینی این حجم کارگر ساده در کوتاه‌مدت عملاً غیرممکن است. 🔹همچنین باید توجه داشت که تا زمانی که یارانه‌های انرژی و کالاهای اساسی به‌طور غیرهدفمند و صرفاً بر مبنای کد ملی توزیع نمی‌شود، جذابیت اقتصادی حضور غیرقانونی پابرجا خواهد بود. اگر هدفمندی نظام یارانه‌ها و اعمال تفکیک بین مصرف‌کنندگان ایرانی و اتباع خارجی به‌طور جدی در دستور کار قرار نگیرد، حتی موج‌های مقطعی بازگرداندن اتباع هم تغییری پایدار ایجاد نخواهد کرد. در واقع، بخشی از صرفه ماندگاری مهاجران دقیقاً در همین دسترسی به انرژی ارزان و بازار کالای یارانه‌ای نهفته است. 🔹بدون تعیین تکلیف وضعیت قراردادهای اجاره، اموال و تعهدات مالی آن‌ها نه‌تنها موجب تنش اجتماعی و نااطمینانی در محیط کار می‌شود، بلکه همین موضوع این وضعیت را به‌طور بالقوه زمینه‌ساز تعارض‌های جدید با صاحبان سرمایه و افزایش ناامنی و درگیری در کشور را بوجود خواهد آورد. 🔹افزون بر این، باید تاکید کرد که جرم و تخلف محدود بخشی از اتباع نباید به تنبیه جمعی یک جامعه هدف منجر شود. نسبت افراد دارای سوابق امنیتی یا جرائم سازمان‌یافته به کل جمعیت مهاجر، بسیار کمتر از تصورات افراطی است. اتفاقاً اگر این جمعیت در یک چارچوب حقوقی، دارای هویت شناسنامه‌دار و در دسترس باشند، احتمال شناسایی به‌موقع تهدیدها افزایش می‌یابد. 🔻از این رو، هر سیاست اخراج یا بازگشت باید با سه پیش‌شرط کلیدی همراه باشد: 1⃣ اصلاح فوری قوانین مهاجرتی به‌نحوی که امکان جذب نیروی کار ماهر و نخبه و غربال‌گری دقیق افراد پرریسک وجود داشته باشد. 2⃣ تسهیل فرآیند اخذ اقامت و مجوز کار برای اتباع شاغل و خانوارهای وابسته آنان تا فعالیت‌های اقتصادی زیرزمینی به حداقل برسد. 3⃣ هدفمند کردن یارانه‌های انرژی و توزیع منابع بر اساس کد ملی تا انگیزه اقامت غیرقانونی از اساس کاهش یابد. 🔹در غیر این صورت، صرفا با اجرای سیاست‌های دستوری اخراج، هیچ تغییری پایدار ایجاد نخواهد شد و فقط هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی افزایش می‌یابد. ✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف @masaf_eco
‍ ‍ 📌اتحاد بایر، اُربیا و نتافیم و ضرورت تاب‌آوری امنیت غذایی ایران در شرایط جنگی 🔹اعلام همکاری سه شرکت بزرگ بایر (آلمان)، اُربیا (مکزیک) و نتافیم (رژیم صهیونیستی) برای توسعه کشاورزی دیجیتال، نمونه‌ای روشن از پیوند فناوری‌های نوین با منافع ژئوپلیتیکی قدرت‌های جهانی است. این اتحاد، به ظاهر یک پروژه فناورانه و تجاری است، اما در عمل، الگویی از وابستگی ساختاری کشاورزی کشورها به زنجیره‌های تأمین داده‌محور را گسترش می‌دهد. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در وضعیت تقابل علنی با رژیم صهیونیستی قرار دارد، این تحولات بیش از پیش اهمیت تاب‌آوری امنیت غذایی و استقلال فناورانه کشور را نمایان می‌سازد. 🔹بخش مهمی از تجهیزات و نرم‌افزارهای مدیریت آبیاری هوشمند و داده‌محور، توسط نتافیم توسعه یافته است. این انحصار فناورانه، ابزار مؤثر فشار اقتصادی و امنیتی در شرایط تحریم یا جنگ اقتصادی خواهد بود. 🔹مدل‌های ارائه‌شده توسط این اتحاد، مبتنی بر جمع‌آوری مستمر داده‌های خاک، آب و تولیدات کشاورزی است. ذخیره و پردازش این اطلاعات در زیرساخت‌های غیربومی، خطر نشت داده‌های حیاتی و آسیب‌پذیری گسترده را ایجاد می‌کند. 🔹اتحاد بایر–نتافیم، عملاً استانداردهای فنی جدیدی را به بازار جهانی تحمیل خواهد کرد. در صورت بی‌توجهی به توسعه ظرفیت بومی، کشاورزی ایران با چالش انزوای فناورانه مواجه می‌شود. 🔹این اتحاد می‌کوشد با ترکیب فناوری و تأمین نهاده‌ها، مسیرهای صادرات و زنجیره‌های تأمین را به نفع منافع متحدان خود سازماندهی کند. این روند، امکان استفاده سیاسی از دسترسی به بازار نهاده‌ها را افزایش می‌دهد. 🔻راهبردهای پیشنهادی واح امنیت غذایی مصاف برای افزایش تاب‌آوری امنیت غذایی ایران: 🔸تشکیل کنسرسیومی از دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و مؤسسات جهاد کشاورزی برای تولید داخلی کنترلرهای آبیاری، سنسورهای خاک و نرم‌افزارهای مدیریت مزرعه. 🔸اختصاص مشوق‌های مالی و معافیت‌های مالیاتی به استارتاپ‌های ایرانی فعال در حوزه AgTech. 🔸انتقال دانش فنی و خرید فناوری از چین، هلند، ژاپن و برزیل. 🔸کاهش تعرفه واردات تجهیزات آبیاری و مدیریت داده کشاورزی از تأمین‌کنندگان مستقل. 🔸راه‌اندازی مرکز داده ملی کشاورزی زیر نظارت وزارت جهادکشاورزی به‌منظور ذخیره‌سازی ایمن اطلاعات مزرعه. 🔸الزام قانونی به استفاده از سرورهای داخلی و ممنوعیت ارسال داده‌های کشاورزی به شرکت‌های خارجی. 🔸آموزش گسترده کاربری ابزارهای بومی در سطح مزارع کوچک و متوسط. 🔸طراحی اپلیکیشن‌های ساده، ارزان و فارسی‌سازی‌شده برای مدیریت هوشمند نهاده‌ها. 🔸ایجاد سامانه رهگیری شفاف نهاده‌های کشاورزی. 🔸توسعه پلتفرم‌های دیجیتال توزیع کود، بذر و قطعات یدکی بدون وابستگی به شبکه‌های بین‌المللی. 🔹کشاورزی دیجیتال آینده‌ جهان است؛ اما در شرایط جنگی و تحریم، پذیرش الگوهای وابسته به رژیم صهیونیستی و متحدانش خطری بزرگ برای امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود. تاب‌آوری غذایی ایران جز با ترکیب سه محور کلیدی امکان‌پذیر نیست: 1️⃣ بومی‌سازی فناوری 2️⃣ تنوع تأمین‌کننده 3️⃣ حاکمیت داده کشاورزی 🔹سیاست‌گذاران و فعالان این حوزه باید هرچه سریع‌تر زیرساخت‌های مستقل را مستقر کنند تا منافع اقتصادی و امنیتی ایران قربانی وابستگی فناورانه نشود. 📢 کانال واحد امنیت غذایی مؤسسه مصاف 🆔 @masaf_foods