📌کمربند و جاده؛ مسیری که میتواند ایران را از بحران به ثبات اقتصادی برساند
🔹چین برخلاف برخی برداشتهای اغراقآمیز، ایران را بهعنوان متحدی که همواره در موضع تقابل یا تنشزایی باشد، تعریف نمیکند. رویکرد راهبردی پکن، عملگرایانه و مبتنی بر منافع اقتصادی متقابل است. چین در منطقه به شریکی باثبات و قابلاتکا نیاز دارد که بتواند نقش یک پل ارتباطی مهم در مسیرهای ترانزیتی ایفا کند.
🔹در همین چارچوب، توافق جامع ۲۵ ساله ایران و چین اهداف مشخص و کاربردی داشت. مهمترین آن، فراهمکردن زمینهای برای تبدیل ایران به لنگر ثبات و توسعه اقتصادی در کریدور جنوبی ابتکار کمربند و جاده بود.
🔹این همکاری بهگونهای طراحی شده بود که ضمن احترام به حاکمیت ملی ایران، بتواند مسیرهای لجستیکی و پیوندهای انرژی و تجارت را از آسیای شرقی تا خاورمیانه و مدیترانه تسهیل کند.
🔻طی سالهای اخیر، تحولات ژئوپلیتیک باعث شد کریدور جنوبی عبوری از ایران در ابتکار کمربند و جاده، به یکی از اولویتهای اصلی چین تبدیل شود:
🔸مسیر شمالی، یعنی گذرگاه روسیه و اوکراین، با بحران و جنگ بهطور قابلتوجهی محدود شده است.
🔸مسیر میانی از آسیای مرکزی تا ترکیه، تحت تأثیر رقابتهای منطقهای و شکنندگی سیاسی، آسیبپذیر مانده است.
🔹در این شرایط، مسیر جنوبی که از پاکستان و ایران عبور میکند و به مدیترانه میرسد، بهعنوان یک مسیر راهبردی برای امنیت انرژی، ترانزیت کالا و اتصال به اروپا در دستور کار چین قرار گرفته است.
🔹اما تحقق این مسیر مشروط به پیشنیازی کلیدی است همان ثبات چندبعدی ایران.
یعنی نهتنها ثبات امنیتی، بلکه ثبات نهادی، اقتصادی و پیشبینیپذیری سیاستگذاری.
🔹از منظر چین، عاملی که میتواند زمینه بازگشت سرمایهگذاریهای راهبردی و همکاریهای بلندمدت را فراهم کند، اقدامات مشخص و قابل راستیآزمایی است.
🔻با پایان بحرانهای جاری، انتظار میرود پکن مجموعهای از اصلاحات تازه برای تنظیم مجدد روابط مطرح کند:
1⃣ اجراییسازی واقعی توافق ۲۵ ساله.
پکن نیاز دارد پروژههای انرژی، زیرساخت و لجستیک که روی کاغذ توافق شدهاند، در عمل هم فعال شوند.
2⃣ بازگرداندن دسترسی چین به پروژههای کلیدی بندری ازجمله بندر چابهار که میتواند به یک نقطه راهبردی اتصال ترانزیتی چین با منطقه مدیترانه تبدیل شود.
3️⃣ تسویه بخش مهمی از تجارت با یوان–ریال.
این اقدام، برای استراتژی چین در بینالمللیسازی یوان اهمیت اساسی دارد.
4️⃣ تعریف و اعلام همسویی استراتژیک پایدار.
چین درک میکند که ایران سیاست چندجانبهای دارد؛ اما برای سرمایهگذاریهای بزرگ، نیازمند ثبات در تصمیمگیری است تا همکاریهای شرق و غرب در تضاد با هم قرار نگیرند.
🔹چین رویکردی عملگرایانه و راهبردی دارد. پکن اساساً به دنبال همکاری بلندمدت با کل جامعه و ظرفیت ملی ایران است، نه فقط معامله موقتی با یک دولت.
🔹چین برای اعلام مواضع تند یا تعهدات فوری عجلهای ندارد. این رفتار، نه ناشی از بیتفاوتی، بلکه حاصل محاسبه عقلانی، ارزیابی هزینهفایده و توجه به منافع مشترک است.
🔻اگر ایران بخواهد در این مسیر، سرمایه و فناوری واقعی چین را جذب کند، تصمیمهای راهبردی و شفاف لازم است:
🔸بازگشت به اولویت ثبات اقتصادی و توسعه واقعی.
🔸پرهیز از تضادهای رفتاری در سیاست خارجی.
🔸حرکت از شعار شراکت راهبردی به پروژههای مشخص و اجرایی.
🔹این همان پیامی است که چین، هرچند با لحن دیپلماتیک، اما با زبان سرمایهگذاری و عمل منتقل میکند.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌 مسئولان محترم!
چرا همیشه فعال اقتصادی را با عینک تحقیر میبینید؟
🔹تاجران و تولیدکنندگان ایرانی دشمن نیستند؛همانهایی هستند که وقتی بحران رسید، به جای فرار، ماندند و چرخ اقتصاد را چرخاندند.
🔹امروز بعد از اتحاد ملی و همبستگی بیسابقه، انتظار داریم نگاه شما هم تغییر کند.
🔹 این کشور بدون جسارت کارآفرینان و سرمایهگذاران داخلی نمیتواند از گردنه تحریم و فشار عبور کند.
🔹اقتصاد مقاومتی فقط شعار نیست؛ نیازمند اعتماد، حمایت و عزت دادن به کسانی است که ریسک میکنند و اشتغال میآفرینند.
🔹کمی هم به تاجر و تولیدکننده ایرانی احترام بگذارید؛
این سادهترین و مؤثرترین سیاست توسعه است.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌 برند ملی ایران و جایگزینی بازارها
🔹تحلیل سیاستهای اقتصادی بریتانیا در دو دهه گذشته نشان میدهد که آنها با تلفیق قدرت نرم، کمکهای توسعهای و برندسازی ملی (Nation Branding) عملاً ساختار تصمیمگیری و سبک زندگی کشورهای هدف را در مسیر همسویی با منافع خود تغییر دادهاند. مقاله منتشرشده در Journal of International Relations and Development بهخوبی این رویکرد را روشن میکند که کمکهای اقتصادی و دیپلماسی برند، مکمل راهبردی یکدیگر شدهاند تا نفوذ غرب را به عمق جوامع درحالتوسعه ببرند.
🔹امروز اما یک تفاوت تاریخی وجود دارد در شرایطی که موج بیداری افکار عمومی علیه رژیم صهیونیستی بیسابقه است و بسیاری از مردم دنیا آشکارا از محصولات شرکتهای صهیونیستی اعلام انزجار و بایکوت میکنند، ایران فرصت کمنظیری یافته تا یک برند ملی مستقل، غیرصهیونیستی و عدالتمحور را جایگزین کند.
🔹برخلاف الگوی بریتانیا که عمدتاً در سایه کمکهای مالی و روایتسازی نرم اعمال میشود، ایران میتواند با تکیه بر ترکیب چند مولفه کلیدی این فرصت را بالفعل کند.
🔹محصولات باکیفیت کشاورزی، دارویی و صنعتی ایران میتواند به سرعت جایگزین واردات بازارهای منطقه و کشورهای همسو شود. بسیاری از مصرفکنندگان جهان اسلام و حتی برخی ملتهای غربی، اکنون حاضرند کالایی بخرند که از زنجیره تأمین رژیم صهیونیستی فاصله داشته باشد.
🔹معرفی برچسب «ساخت ایران» با روایت مقاومت، کرامت و اصالت فرهنگی، توان تاثیرگذاری روانی برند ملی ایران را فراتر از مدل بریتانیایی توسعه میدهد. بهرهگیری از زیرساختهای صادرات دیجیتال و همکاریهای پیمانی با کشورهای عضو بریکس و جبهه مقاومت، مسیر تازهای برای عبور از تحریمها و ایجاد دسترسی به بازارهای جدید خواهد بود.
🔹در فضای فعلی، فرصت جایگزینی برند صهیونیستی با برند ایرانی صرفاً یک امکان تبلیغاتی نیست؛ بلکه میتواند به یک راهبرد موثر برای مقاومسازی اقتصاد ملی و ارتقاء سهم ایران در تجارت جهانی تبدیل شود. هرچقدر بریتانیا در گذشته از «برندسازی ملی» بهعنوان ابزاری برای شرطیسازی ملتها استفاده کرد، ایران میتواند برندسازی اخلاقی و ضدصهیونیستی را به سکوی صادرات کالاهای تولید ملی بدل کند و اعتماد مردم آزاده جهان را به اقتصاد خود جلب کند.
🔹ما امروز در نقطهای ایستادهایم که انرژی بایکوت جهانی علیه صهیونیسم باید از شعار به عمل تبدیل شود؛ این کار نیازمند یک نقشه راه دقیق صادراتی و روایتسازی برند ملی است. اگر برند «Made in Iran» با دقت و جسارت معرفی شود، میتوان بخشی از بازارهای منطقهای و فرامنطقهای را از دست برندهای صهیونیستی خارج کرد و اقتدار اقتصادی ایران را در عمل تثبیت نمود.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌اقتصاد جهان در حال جابهجایی است؛ اما برخی خواب مذاکره میبینند!
🔹وقتی اقتصاد چین در نیمه ۲۰۲۵ با ۵.۳٪ رشد قدرتنمایی میکند و اقتصاد آمریکا با نیم درصد رکود دستوپا میزند، شما هنوز درگیر مذاکره کردن با آن هستید؟
🔹آیا نمیبینید چین حالا ۳۵٪ بزرگتر از اقتصاد واقعی آمریکا است و تا یک دهه دیگر در اسمی هم پیشی میگیرد؟
🔹تشخیص شریک راهبردی سخت نیست اما اگر این فرصت تاریخی را هم مثل هزار فرصت دیگر پشت میزها و بخشنامهها خاک کنید، دیگر فقط مردم نیستند که هزینه میدهند؛ تاریخ این بیعملی را فراموش نخواهد کرد.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌پدافند غیرعامل مردود جنگ ۱۲ روزه؛ غیبت در بزنگاه امنیت ملی / بازنگری در ساختار پدافند غیرعامل؛ الزامی برای تابآوری ملی
🔹جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل که در تابستان ۱۴۰۴ رخ داد، یکی از جدیترین و بیسابقهترین مواجهات مستقیم نظامی جمهوری اسلامی ایران با یک قدرت منطقهای بود؛ جنگی که علاوه بر ابعاد نظامی، با موجی از حملات سایبری، خرابکاری صنعتی، و اختلال در زیرساختهای حیاتی کشور همراه شد. در چنین بحرانی، انتظار میرفت سازمان پدافند غیرعامل به عنوان مسئول رسمی حفاظت از زیرساختهای حیاتی کشور، نقش محوری در مدیریت، پیشگیری و مقابله با تهدیدات ایفا کند؛ اما آنچه دیدیم، سکوت، انفعال و غیبت نهادین بود.
🔹در جریان این درگیری کوتاه اما پرتنش، اسرائیل موفق شد با استفاده از ابزارهای سایبری و هواپیماهای بدون سرنشین، به تأسیسات برق، پالایشگاهها، مراکز مخابراتی و حتی برخی خطوط انتقال آب کشور آسیب وارد کند. همچنین چندین فرودگاه و شبکه حملونقل ریلی دچار اختلال موقت شدند. این حملات نهتنها خسارات اقتصادی وارد کردند، بلکه روان عمومی جامعه را نیز دچار التهاب کردند.
🔹با وجود اینکه سازمان پدافند غیرعامل سالهاست شعار «مصونسازی زیرساختها» را تکرار میکند، هیچ نشانهای از وجود سامانههای هشدار سریع، طرحهای جایگزین، تابآوری سایبری یا برنامههای واکنش اضطراری هماهنگ از سوی این نهاد دیده نشد. در روزهای ابتدایی جنگ، حتی اطلاعرسانی درباره منشأ اختلالات در سامانههای سوخت، برق و اینترنت کشور بهصورت پراکنده و غیررسمی از سوی رسانهها منتشر میشد، در حالی که پدافند غیرعامل در جایگاه پاسخگو یا راهبر بحران حضور نداشت.
🔹این ضعف در عمل، ریشه در سالها بیعملی دارد. تجربههای پیشین همچون حمله سایبری به سامانه سوخت در ۱۴۰۰، اختلالات شبکه برق در اهواز، انفجار در نطنز، و حمله به سامانه راهآهن، باید زنگ خطر را برای اصلاح ساختار پدافند به صدا درمیآورد. اما متأسفانه، این سازمان با تکرار روند کلیگویی، همایشگرایی، و بیبرنامگی، نتوانست جایگاه خود را بهعنوان یک نهاد فنی-عملیاتی تثبیت کند.
🔹جنگ ۱۲ روزه، مهمترین آزمون این سازمان بود و باید گفت: مردود شد. در حالی که در کشورهای توسعهیافته، نهادهای متناظر با پدافند غیرعامل پیش از هر جنگی، سناریوهای دقیق مقابله با تهدیدات غیرنظامی را تمرین و مستندسازی میکنند، در ایران، این وظایف یا به فراموشی سپرده شده، یا به نهادهایی محول شده که تخصص یا اختیار لازم را ندارند.
‼️ اگر قرار است کشور در برابر جنگهای آینده ایمن بماند، باید پدافند غیرعامل از نو بازتعریف شود: سازمانی چابک، فناورانه، پاسخگو و زیر نظر نظارت واقعی. در غیر اینصورت، همچنان در بزنگاههای مهم، نهادهای کلیدی و مردم، خود را تنها و بیپناه خواهند یافت.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
اندیشکده حکمرانی مصاف
📌پدافند غیرعامل مردود جنگ ۱۲ روزه؛ غیبت در بزنگاه امنیت ملی / بازنگری در ساختار پدافند غیرعامل؛ الزا
📌سردار جلالی و بحران اعتبار رسانهای؛ اظهاراتی که تکذیب شدند! / نقدی بر عملکرد رسانهای سردار جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل
🔹سردار غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، طی سالهای مسئولیت خود بارها در فضای رسانهای کشور اظهاراتی جنجالی مطرح کرده که بعضاً یا از اساس تکذیب شدهاند یا در عمل نادرست بودن آنها آشکار شده است. این روند تکرارشونده، موجب شده بسیاری از ناظران و رسانهها عملکرد او را در حوزه اطلاعرسانی، نهتنها ناکارآمد بلکه گاه مخرب ارزیابی کنند.
🔹یکی از مشهورترین این موارد، ادعای «ابر دزدی» در زمینه تغییرات اقلیمی بود؛ موضوعی که ابتدا با استناد به "شواهد علمی" مطرح شد اما پس از موج انتقادات علمی و رسانهای، توسط روابط عمومی سازمان پدافند غیرعامل به عنوان "یک دیدگاه آیندهنگر" و نه مبتنی بر واقعیتهای جاری توصیف شد. این تغییر موضع ناگهانی، نشانهای از عدم اتکا به منابع معتبر علمی در بیان اظهارات اولیه تلقی شد.
🔹مورد دیگر، ادعای جنجالی جلالی درباره نقش پیامرسان واتساپ در ترور فرماندهان نظامی بود؛ سخنی که نه تنها با شواهد فنی و امنیتی تأیید نشد، بلکه با واکنش خانواده یکی از شهدا، کارشناسان ارتباطات و حتی برخی چهرههای سیاسی مواجه شد. این ادعا، بدون ارائه مستندات فنی مطرح شد و نهایتاً نیز بیپشتوانه باقی ماند.
🔹در سال ۱۳۹۸، در روزهای ابتدایی شیوع ویروس کرونا نیز سردار جلالی وضعیت زیستی کشور را "سفید" اعلام کرد و احتمال شیوع کرونا را "اندک" دانست. تنها چند روز بعد، وزارت بهداشت ابتلای رسمی و فوت افراد را اعلام کرد، اما سردار جلالی تا چند هفته بعد نیز از بهکارگیری واژههایی چون "جنگ بیولوژیک" به جای تبیین وضعیت بحرانی خودداری نکرد. این تعلل و ناهماهنگی با دادههای رسمی، به بیاعتمادی عمومی در آن مقطع دامن زد.
🔹مجموعه این موارد نشان میدهد که نحوه مواجهه سردار جلالی با مسائل رسانهای اغلب فاقد انسجام، هماهنگی با دستگاههای تخصصی و دقت در انتقال اطلاعات بوده است. در جایگاهی که وظیفهاش آمادهسازی کشور برای مواجهه با تهدیدات غیرنظامی و بحرانهای پیچیده است، بیدقتی در بیان عمومی نهتنها موجب ابهام، بلکه میتواند تبعات امنیتی و اجتماعی جدی به همراه داشته باشد. اظهارات نادقیق، حتی اگر در نیت خیر مطرح شوند، نیازمند بازنگری ساختاری در شیوه ارتباطی و اطلاعرسانی این نهاد کلیدی هستند.
#سازمان_پدافند_غیر_عامل
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌تحولات دریای سرخ و شاخ آفریقا و پیامدهای آن برای ایران
🔹در ماههای اخیر، تمرکز قدرتهای جهانی از خلیج فارس به دریای سرخ و بابالمندب منتقل شده است؛ روندی که نشانه تغییر اولویتهای راهبردی آمریکا و متحدانش در حفاظت از خطوط انرژی و تجارت جهانی است، نه صرفاً کاهش تنش با ایران.
🔹انتقال تمرکز به دریای سرخ رقابت شدیدی میان عربستان و امارات ایجاد کرده است؛ ابوظبی بهدنبال نفوذ لجستیکی در شاخ آفریقاست، در حالی که ریاض با سرمایهگذاری در ارتش سودان، امنیت پروژههایی مانند نئوم را دنبال میکند. این رقابت زیرساختهای دریای سرخ را به میدان کشمکش نیابتی بدل کرده و ثبات زنجیره تأمین جهانی را تهدید میکند.
🔹با افزایش تهدیدات در بابالمندب، اهمیت ژئوپلیتیکی مسیرهای جایگزین مانند چابهار و جاسک برای ایران بیشتر شده است. اما ایران هنوز در سرمایهگذاری سریع و مؤثر در زیرساختهای لجستیکی شرقی برای بهرهبرداری از این فرصت راهبردی، عقب مانده است.
🔹افزایش ریسکهای عبور نفت از بابالمندب، فرصتی راهبردی برای ایران ایجاد کرده است تا با تقویت امنیت، ظرفیت صادرات و اعتماد سیاسی، جایگاه خود را در بازار انرژی ارتقا دهد. تحلیلگران هشدار میدهند کاهش حملات، تنها یک توقف تاکتیکی است و بحران میتواند بازگردد.
🔹ایران برای بهرهگیری از فرصتهای جدید، باید علاوه بر توسعه زیرساختها، نظام تسویه مالی و بیمه کشتیرانی خود را تقویت کند. همکاری بانکی و بیمهای با چین میتواند موقعیت ایران را بهعنوان تأمینکننده مطمئن انرژی تثبیت کرده و زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم سازد.
🔹دیپلماسی چندجانبه ایران میتواند از رقابت ریاض و ابوظبی در شاخ آفریقا بهره ببرد؛ رقابتی که فراتر از یک مناقشه محلی، تلاشی برای کنترل مسیرهای ترانزیتی اوراسیا–آفریقا است. با تنظیم موازنههای امنیتی، ایران قادر است هم از انزوای منطقهای پرهیز کند و هم بخشی از هزینههای امنیت دریای سرخ را به رقبا منتقل کرده و از مسیرهای شرقی، درآمد جایگزین کسب نماید.
🔹تحولات اخیر نشان میدهد که اتکای صرف به ژئوپلیتیک خلیج فارس دیگر کافی نیست. کشورهایی که مسیرهای متنوع و فعال صادرات انرژی، همراه با سازوکارهای شفاف بیمه و مالی ایجاد کنند، در برابر تحریمها مقاومتر و در جذب شرکای آسیایی موفقتر خواهند بود. این راهبرد ضریب اطمینان و پایداری جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی را افزایش میدهد.
🔹در مجموع، چشمانداز آینده نشان میدهد که اگر ایران بخواهد سهم واقعی خود از معادلات انرژی و تجارت را حفظ کند، چارهای جز تسریع سرمایهگذاری زیرساختی در بنادر شرقی و شمالی (برای کریدور شرق–غرب و شمال–جنوب)، بازطراحی دیپلماسی انرژی و کاهش موانع تسویه مالی با شرکای آسیایی ندارد.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌مقایسه قدرت اقتصادی و صنعتی بریکس و G7
👤جکسون هینکل، فعال سیاسی و رسانهای آمریکایی:
🔻کشورهای عضو #بریکس دارای موارد زیر هستند:
➖۴۶٪ از تولید ناخالص داخلی جهان (G7 = ۲۹٪)
➖۵۵٪ از جمعیت جهان (G7 = ۱۰٪)
➖۴۵٪ از تولید نفت جهان (G7 = ۲۹٪)
➖۵۰٪ از رشد تولید ناخالص داخلی جهان (G7 = ۲۰٪)
➖۴۶٪ از برق جهان (G7 = ۲۵٪)
➖۷۹٪ از تولید آلومینیوم (G7 = ۱.۳٪)
➖۴۰٪ از تولید جهانی (G7 = ۳۰٪)
➖۶۲٪ از تولید فولاد جهان (G7 = ۱۷٪)
🔹ترامپ باید مراقب باشد که چه کسی را تهدید میکند!
🔸پینوشت: G7، نشست رهبران هفت کشور بزرگ صنعتی جهان است که در سال ۱۹۷۵ با حضور شش کشور آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده تشکیل شد و بعدا کانادا هم به این گروه پیوست.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌خشم ترامپ از بریکس؛ کابوس دلارزدایی آمریکا را بیخواب کرده
👤بنجامین نورتون، روزنامهنگارِ لاتینتبار:
🔻بریکس واقعاً امپراتوری آمریکا را عصبانی میکند:
🔹استیو بنن، از متحدان نزدیک دونالد ترامپ، فاش کرد که ترامپ هر بار که به تلاش گروه بریکس برای دلارزدایی نگاه میکند، عصبانی میشود.
🔹منابع متعددی در دولت ترامپ میگویند که رژیم آمریکا به حفظ سلطه دلار وسواس دارد.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco
📌شاهرگ گازی کشور در آستانه خفگی
🔹پارس جنوبی، بزرگترین منبع گازی کشور، در حال ورود به فاز بحران است؛ بحرانی که تبعات آن نه فقط محدود به کمبود گاز در زمستان، بلکه شامل خاموشیهای گسترده، رکود صنایع، افت شدید تولید بنزین، و کاهش درآمدهای ارزی است.
🔹در شرایطی که قطر با سرمایهگذاری سنگین ۲۰ میلیارد دلاری و نصب پیشرفتهترین سیستمهای فشارافزایی، ظرفیت برداشت خود از میدان مشترک را افزایش داده و عملاً سهم بیشتری از این ذخیره مشترک را تصاحب میکند، ایران همچنان در پیچوخم تصمیمگیریهای بوروکراتیک و بیعملی شورای اقتصاد گیر کرده است.
🔹واقعیت تلخ این است که میدان گازی پارس جنوبی که امروز بیش از ۷۰ درصد گاز کشور را تأمین میکند، با افت فشار جدی روبهرو شده و برخی فازها سالانه بین ۷ تا ۱۰ درصد کاهش تولید دارند. اگر پروژههای فشارافزایی آغاز نشود، طبق برآوردهای فنی، تولید روزانه گاز ایران از پارس جنوبی تا سال ۱۴۱۰ به ۴۱۰ میلیون و تا ۱۴۱۸ به ۱۳۹ میلیون مترمکعب سقوط خواهد کرد؛ رقمی که پاسخگوی حتی مصرف خانگی و زمستانی هم نخواهد بود.
🔻تبعات مستقیم این غفلت:
🔸کمبود گاز در زمستان و محدودیت گسترده برای صنایع و نیروگاهها.
🔸کاهش تولید بنزین و بازگشت به واردات سوخت.
🔸افت صادرات گاز و محصولات پتروشیمی، و در نتیجه کاهش شدید درآمدهای ارزی.
🔸خاموشیهای مکرر روزانه و بحران در بخش تولید و اشتغال.
🔹در حالیکه کشور درگیر تحریم، کسری بودجه، و محدودیتهای ارزی است، بیتوجهی به این موضوع، چاهی عمیقتر از تحریمها برای اقتصاد ملی خواهد کند. قطر برای سالها جلوتر حرکت کرده و ما بدون سرمایهگذاری، فناوری و تصمیمگیری قاطع، تنها نظارهگر از دست رفتن منابع خود هستیم.
🔻پیشنهاد راهبردی واحد اقتصادی مؤسسه مصاف:
1⃣ شورای اقتصاد باید فوراً مجوزهای لازم برای اجرای پروژه فشارافزایی را صادر کند.
2⃣ با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی و تهاتر انرژی با کشورهای هدف، تأمین مالی پروژه باید از حالت انتظار خارج شود.
3⃣ فناوری کمپرسورهای پیشرفته از طریق شرکتهای دانشبنیان داخلی باید به کار گرفته شود.
4⃣ اجرای پروژه باید به یک کارگروه ویژه ملی با اختیارات فرابخشی (مانند معاون اول رئیس جمهور) سپرده شود تا از بوروکراسی معمول وزارت نفت عبور کند.
📌فرصت راهبردی برای احیای نقش ایران در بازار گاز منطقهای
🔹در شرایطی که عراق در آستانه نهاییسازی توافق واردات گاز از ترکمنستان است، ایران نباید صرفاً نظارهگر باشد. این توافق نشاندهنده عطش مستمر عراق برای تنوعبخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی به ایران است؛ امری که میتواند جایگاه راهبردی ما در بازار انرژی منطقه را به چالش بکشد.
🔹در حال حاضر، روسیه با ظرفیت مازاد گاز، آمادگی صادرات به ایران را دارد. این گاز میتواند از طریق سوآپ وارد شبکه داخلی شده و در ادامه از طریق خطوط صادراتی ایران به عراق منتقل شود. نتیجه این سناریو چندمنظوره خواهد بود:
1⃣ تأمین نیاز داخلی در زمستان و تابستان (با توزیع بهینه گاز روسی و آزادسازی بخشی از تولید داخلی)
2⃣ حفظ سهم ایران در بازار گاز عراق و جلوگیری از جانشینی ترکمنستان
3⃣ تقویت درآمدهای ارزی از محل صادرات گاز به عراق
4⃣ تقویت نقش ایران بهعنوان هاب تبادل انرژی در منطقه
🔹اگر ایران این فرصت را نادیده بگیرد و عراق وابستگی خود را به منابع غیرایرانی تثبیت کند، احیای این بازار در آینده با هزینهای بسیار بیشتر و اثرگذاری کمتر همراه خواهد بود. در عین حال، کشورهای رقیب در حال پر کردن خلأ راهبردی ما هستند؛ درحالیکه ایران میتوانست با حداقل سرمایهگذاری و استفاده از زیرساختهای موجود، ابتکار عمل را در دست بگیرد.
🔹دستگاههای ذیربط (وزارت نفت، بانک مرکزی، وزارت امور خارجه) با فوریت وارد مذاکره با طرف روسی شوند و سازوکار مبادله گاز برای صادرات به عراق را فعال کنند. چنین اقدامی نهتنها بخشی از فشارهای نقدینگی و ارزی را کاهش میدهد، بلکه به تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در بازار انرژی منطقه کمک خواهد کرد.
✅ کانال واحد اقتصاد مؤسسه مصاف
@masaf_eco