eitaa logo
اندیشکده حکمرانی مصاف
3.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
167 ویدیو
1 فایل
اندیشکده حکمرانی موسسه مصاف 🇮🇷 🖥 راه ارتباطی my.masaf.ir/r/eitaa 📞 02175098000
مشاهده در ایتا
دانلود
آغاز پویش «نجات معیشت»؛ مطالبه‌ای برای بازطراحی سیاست ارزی کشور در واکنش به تشدید فشارهای اقتصادی بر خانوارها، پویشی مردمی با محوریت اصلاح سیاست‌های کلان ارزی آغاز شده است. در این بیانیه، با تأکید بر نقش سیاست‌های ارزی در تضعیف قدرت خرید، از لزوم تغییر رویکردهای موجود به‌منظور تقویت پول ملی، مهار تورم و حمایت از معیشت مردم سخن گفته شده است. در متن پویش، برخی سیاست‌های سال‌های اخیر از جمله «شناورسازی مدیریت‌شده نرخ ارز»، ضعف در بازگشت ارز صادراتی و «دلاری‌سازی قیمت‌ها در بازار داخلی» به‌عنوان عوامل اصلی فشار بر اقتصاد خانوار معرفی شده‌اند. 📌 مطالبات کلیدی این پویش: * حرکت به‌سمت تثبیت نرخ ارز برای ایجاد ثبات اقتصادی * جلوگیری از قیمت‌گذاری دلاری کالاهای داخلی مبتنی بر منابع عمومی * الزام به بازگشت کامل ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی کشور 📌 تحلیل اندیشکده حکمرانی مصاف این پویش را می‌توان نشانه‌ای از «فعال‌شدن سطح اجتماعی در سیاست‌گذاری اقتصادی» دانست؛ جایی که مطالبات مردمی در حال تبدیل شدن به فشار برای بازنگری در پارادایم سیاست ارزی است. اما در سطح سیاست‌پژوهی، موضوع پیچیده‌تر از یک دوگانه ساده «شناورسازی یا تثبیت» است: 🔶 ۱. مسأله اصلی: نبود رژیم ارزی منسجم اقتصاد ایران در سال‌های اخیر نه یک نظام شناور واقعی داشته و نه یک نظام تثبیت‌شده پایدار؛ بلکه نوعی «چندنرخی و مداخله‌ای» که خود منبع رانت، بی‌ثباتی و نااطمینانی شده است. 🔶 ۲. تثبیت نرخ ارز؛ فرصت یا تهدید؟ تثبیت نرخ ارز در کوتاه‌مدت می‌تواند به کاهش انتظارات تورمی کمک کند، اما در صورت نبود پشتوانه‌هایی مانند: * ذخایر ارزی کافی * انضباط مالی دولت * کنترل نقدینگی می‌تواند به بحران‌های شدیدتر (مانند جهش‌های ناگهانی ارزی) منجر شود. 🔶 ۳. بازگشت ارز صادراتی؛ ضرورت با چالش اجرایی الزام به بازگشت ارز، در صورت طراحی دقیق، می‌تواند به تقویت عرضه ارز کمک کند؛ اما سیاست‌های سخت‌گیرانه بدون مشوق، ممکن است به کاهش انگیزه صادرات یا گسترش بازارهای غیررسمی منجر شود. 🔶 ۴. دلاری‌سازی اقتصاد؛ ریشه در ساختار تورمی قیمت‌گذاری دلاری صرفاً یک انتخاب نیست، بلکه واکنشی به بی‌ثباتی پول ملی و تورم مزمن است. بدون اصلاح این ریشه‌ها، حذف ظاهری آن پایدار نخواهد بود. 📌 دلالت‌های راهبردی برای سیاست‌گذاری اندیشکده حکمرانی مصاف بر این باور است که اصلاح سیاست ارزی نیازمند یک بسته جامع است، نه اقدامات تک‌بعدی: 🔻 طراحی یک رژیم ارزی ترکیبی و هوشمند (Managed Stability) 🔻 هم‌راستاسازی سیاست ارزی با سیاست پولی و مالی 🔻 ایجاد شفافیت و حذف رانت‌های ارزی 🔻 تقویت تولید و صادرات به‌عنوان پشتوانه واقعی پول ملی این پویش، بازتاب یک واقعیت مهم است: «معیشت مردم به نقطه حساس سیاست‌گذاری تبدیل شده است.» اما پاسخ به این مطالبه، نیازمند عبور از راه‌حل‌های ساده و حرکت به‌سمت اصلاحات ساختاری، تدریجی و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصاد ایران است. در غیر این صورت، هر سیاست ارزی—even با نیت حمایت از مردم—می‌تواند به نتایج معکوس منجر شود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍ خسارت ۹ هزار میلیارد تومانی به کشاورزی شوشتر و گتوند؛ آغاز بسته حمایتی و بازسازی 🔻در پی وقوع تگرگ و سیلاب‌های اخیر در استان خوزستان، ارزیابی‌های میدانی نشان می‌دهد بخش گسترده‌ای از اراضی کشاورزی در شهرستان‌های شوشتر و گتوند دچار آسیب جدی شده‌اند. ▫️بر اساس گزارش‌های رسمی، حدود ۴۸ هزار هکتار از اراضی کشاورزی آسیب دیده و میزان خسارت واردشده در مرحله اولیه، حدود ۹ هزار میلیارد تومان برآورد شده است؛ رقمی که نشان‌دهنده شدت بحران در بخش تولید کشاورزی این منطقه است. ▫️در واکنش به این وضعیت، مجموعه‌ای از اقدامات حمایتی در دستور کار قرار گرفته است؛ از جمله امهال تسهیلات بانکی کشاورزان، ارائه وام‌های کم‌بهره برای جبران خسارت، تأمین نقدینگی برای گلخانه‌داران و حمایت از استمرار تولید. همچنین مقرر شده است برای هر هکتار زمین آسیب‌دیده، بسته‌های تسهیلاتی متناسب با نوع کشت (گندم، صیفی‌جات و گلخانه) تعریف و پرداخت شود. ▫️در کنار حمایت‌های مالی، اقداماتی مانند لایروبی انهار، تقویت زیرساخت‌های آبیاری و بخشودگی آب‌بها برای اراضی تخریب‌شده نیز در دستور کار قرار گرفته تا از تکرار خسارات مشابه در آینده جلوگیری شود. 📌 این رویداد بار دیگر نشان می‌دهد که در حکمرانی کشاورزی، مدیریت بحران‌های اقلیمی و طراحی سازوکارهای بیمه و حمایت مالی، نقشی کلیدی در پایداری امنیت غذایی و تاب‌آوری اقتصادی مناطق روستایی دارد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍ خلیج فارس در آستانه بازتعریف راهبردی | از ژئوپلیتیک مقاومت تا حکمرانی منطقه‌ای نوین 🔻پیام صادرشده از سوی رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس را باید فراتر از یک بیانیه مناسبتی تلقی کرد؛ این متن، در واقع یک «بیانیه جهت‌گیری راهبردی» در سطح کلان حکمرانی است که تلاش دارد نسبت ایران با محیط ژئوپلیتیکی خود را در دوره پسابحران بازتعریف کند. در این چارچوب، تنگه هرمز نه صرفاً یک گلوگاه انرژی، بلکه یک «اهرم حکمرانی» و ابزار تنظیم‌گر نظم منطقه‌ای معرفی می‌شود. این روایت، بر سه گزاره کلیدی استوار است: نخست، تبدیل خلیج فارس از یک «میدان رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای» به «حوزه حکمرانی درون‌منطقه‌ای»؛ دوم، تثبیت نقش ایران به‌عنوان بازیگر محوری در تأمین امنیت و مدیریت این پهنه؛ و سوم، پیوند زدن امنیت منطقه با حذف یا کاهش حضور نیروهای خارجی. در سطح سیاست‌پژوهی، این پیام را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای گذار از «ژئوپلیتیک مقاومت» به «ژئوپلیتیک حکمرانی» دانست؛ گذاری که در آن، قدرت صرفاً در بازدارندگی نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه به توانایی در طراحی قواعد بازی، تنظیم مناسبات منطقه‌ای و تولید نظم پایدار ارتقا می‌یابد. 🔶 در این چارچوب، چند لایه تحلیلی قابل استخراج است: 1. خلیج فارس به‌عنوان پلتفرم حکمرانی چندبعدی خلیج فارس در این نگاه، یک «دارایی ترکیبی» است که همزمان کارکردهای امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و تمدنی دارد. سیاست‌گذاری موفق، مستلزم یکپارچه‌سازی این ابعاد در قالب یک مدل حکمرانی شبکه‌ای است. 2. تنگه هرمز؛ از گلوگاه به ابزار تنظیم‌گری تنگه هرمز در حال تبدیل شدن به یک «رگولاتور ژئوپلیتیکی» است؛ به این معنا که مدیریت هوشمند آن می‌تواند نه‌تنها امنیت، بلکه جریان تجارت، انرژی و حتی تعاملات سیاسی منطقه را تنظیم کند. 3. شکل‌گیری نظم امنیتی بومی تأکید بر ناکارآمدی حضور خارجی، به معنای حرکت به سمت یک «رژیم امنیتی منطقه‌ای» است که در آن کشورهای ساحلی، خود مسئول تأمین امنیت جمعی خواهند بود. این الگو، در صورت تحقق، می‌تواند وابستگی تاریخی منطقه به بازیگران بیرونی را کاهش دهد. 4. پیوند امنیت با اقتصاد و گردشگری در این پیام، یک دلالت مهم مغفول‌نماندنی وجود دارد: امنیت پایدار، پیش‌نیاز فعال‌سازی ظرفیت‌های اقتصادی—به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند گردشگری دریایی، لجستیک و تجارت منطقه‌ای است. به‌عبارت دیگر، «امنیت» به‌عنوان زیرساخت توسعه بازتعریف می‌شود. 📌 دلالت‌های سیاستی (Policy Implications) بر اساس این چارچوب، چند مسیر راهبردی برای سیاست‌گذاری قابل پیشنهاد است: 🔻 طراحی مدل حکمرانی یکپارچه خلیج فارس ایجاد سازوکارهای نهادی برای هماهنگی میان امنیت، اقتصاد، فرهنگ و گردشگری در سطح ملی و منطقه‌ای 🔻 نهادسازی برای دیپلماسی منطقه‌ای حرکت به سمت ایجاد ترتیبات چندجانبه میان کشورهای ساحلی برای مدیریت مشترک خلیج فارس 🔻 تبدیل مزیت ژئوپلیتیک به مزیت ژئواکونومیک بهره‌برداری از موقعیت تنگه هرمز برای توسعه زنجیره‌های ارزش اقتصادی، حمل‌ونقل و گردشگری 🔻 سرمایه‌گذاری در قدرت نرم منطقه‌ای استفاده از میراث فرهنگی، هویت مشترک و ظرفیت‌های گردشگری برای تقویت همگرایی منطقه‌ای آنچه در این پیام ترسیم شده، صرفاً یک روایت سیاسی نیست، بلکه نشانه‌ای از تلاش برای بازتعریف نقش ایران از یک بازیگر مقاوم به یک معمار نظم منطقه‌ای است. موفقیت این گذار، وابسته به آن است که آیا این چارچوب مفهومی می‌تواند به سیاست‌های اجرایی، نهادهای پایدار و همکاری‌های منطقه‌ای واقعی ترجمه شود یا خیر. در صورت تحقق، خلیج فارس می‌تواند از یک «میدان تنش» به یک «پلتفرم همکاری و توسعه» تبدیل شود؛ تغییری که پیامدهای آن، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کل منطقه و حتی نظام بین‌الملل قابل توجه خواهد بود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍ آتش‌بس و بن‌بست مذاکره؛ بازخوانی یک واقعیت راهبردی 🔻در فضای پس از توقف درگیری‌ها، آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، تداوم شکاف عمیق در رویکردهاست. بر اساس برخی روایت‌ها، با وجود تبادل پیام‌ها، نشانه‌ای از عقب‌نشینی معنادار از سوی ایالات متحده آمریکا مشاهده نمی‌شود و ادبیات فشار و تهدید همچنان در مواضع رسمی و رسانه‌ای آن تداوم دارد. در این چارچوب، پرسش کلیدی این است که «مذاکره در چه شرایطی معنا پیدا می‌کند؟»؛ آیا صرف تبادل پیام کافی است، یا نیازمند حداقلی از اراده متقابل برای تغییر رفتار است؟ همچنین، انتشار برخی مواضع از سوی دونالد ترامپ در پلتفرم Truth Social به‌عنوان نشانه‌ای از سخت‌تر شدن فضای گفت‌وگو تفسیر شده است. در سطح سیاست‌پژوهی، این وضعیت را باید در قالب «پارادوکس مذاکره در شرایط عدم تقارن» تحلیل کرد: 🔶 ۱. مذاکره بدون تغییر در ساختار فشار مذاکره زمانی معنادار است که یکی از طرفین، بخشی از اهرم‌های فشار خود را تعدیل کند. در غیر این صورت، گفت‌وگو به ابزاری برای مدیریت زمان یا افزایش فشار روانی تبدیل می‌شود. 🔶 ۲. شکاف میان دیپلماسی و راهبرد کلان حتی اگر کانال‌های ارتباطی فعال باشند، تا زمانی که در سطح راهبردی (تحریم، امنیت، نظم منطقه‌ای) تغییری رخ ندهد، خروجی مذاکرات محدود و شکننده خواهد بود. 🔶 ۳. نقش جنگ روایت‌ها مواضع رسانه‌ای و پیام‌های منتشرشده—چه از سوی دونالد ترامپ و چه دیگر بازیگران—بخشی از یک «بازی ادراکی» هستند که هدف آن شکل‌دهی به انتظارات داخلی و بین‌المللی است. 🔶 ۴. خطای دوگانه‌سازی (مذاکره یا تقابل) در سیاست خارجی، تقلیل گزینه‌ها به «تسلیم یا تقابل» یک خطای راهبردی است. واقعیت این است که کشورها معمولاً در یک طیف از ابزارها—از بازدارندگی تا تعامل—به‌صورت هم‌زمان استفاده می‌کنند. دلالت‌های سیاستی 🔻 تعریف دقیق هدف از مذاکره مذاکره باید مبتنی بر اهداف مشخص، قابل اندازه‌گیری و دارای سناریوهای جایگزین باشد 🔻 هم‌افزایی دیپلماسی و قدرت میدانی هیچ‌یک به‌تنهایی کافی نیست؛ موفقیت در گرو ترکیب هوشمند این دو است 🔻 مدیریت انتظارات داخلی بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی نتایج مذاکره، هر دو می‌تواند به بی‌ثباتی ادراکی منجر شود 🔻 تنوع‌بخشی به گزینه‌های راهبردی کاهش وابستگی به یک مسیر (صرفاً مذاکره یا صرفاً تقابل) و حرکت به‌سمت «چندمسیره‌سازی» سیاست خارجی آنچه در شرایط آتش‌بس نمایان شده، نه پایان مسیر، بلکه روشن‌تر شدن قواعد بازی است. مذاکره، زمانی به نتیجه می‌رسد که به بخشی از یک راهبرد جامع قدرت ملی تبدیل شود—راهبردی که در آن، دیپلماسی، اقتصاد و امنیت به‌صورت یکپارچه عمل می‌کنند. در غیر این صورت، گفت‌وگوها صرفاً به «تبادل پیام» محدود می‌شود، نه «تولید نتیجه». 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
چرا دیر عمل می‌کنیم؛ از غرورِ پاسخ تا حسرتِ فرصت‌های از دست‌رفته *به قلم بابک یاوری‌فر اندیشه ورز اندیشکده حکمرانی مصاف* 🔻در روزهایی که پاسخ کوبنده و قاطع جمهوری اسلامی ایران به تعرض آمریکا و رژیم صهیونیستی را مشاهده کردیم، نخستین واکنش من، احساسی عمیق از غرور و شادی بود. از صمیم قلب خوشحال شدم؛ خوشحال از اینکه ایران، این سرزمین ریشه‌دار و مقتدر، همچنان توان ایستادن، پاسخ دادن و تغییر معادلات را دارد. این توانمندی، نه یک اتفاق، بلکه محصول سال‌ها سرمایه‌گذاری در قدرت ملی، انسجام راهبردی و اتکاء به ظرفیت‌های درونی است؛ و به‌راستی جای بالیدن دارد. اما این احساس مثبت، دیری نپایید که جای خود را به یک پرسش جدی و نگران‌کننده داد: چرا این پاسخ، این‌چنین دیرهنگام بود؟ چرا باید پس از یک فقدان بزرگ، پس از ترور و شهادت عالی‌ترین مقام کشور، چنین واکنش قاطعی شکل بگیرد؟ آیا نمی‌شد این سطح از بازدارندگی، این اراده عملیاتی و این قدرت پاسخ، پیش‌تر و در زمان مناسب‌تری به نمایش گذاشته شود تا اساساً دشمن جرأت چنین تعرضی را پیدا نکند؟ این پرسش، صرفاً یک گلایه احساسی نیست؛ بلکه یک دغدغه راهبردی است. مسئله، «زمان» در تصمیم‌گیری و اقدام است. در دنیای امروز، بسیاری از معادلات نه بر اساس «توان داشتن» بلکه بر اساس «به‌موقع به‌کار گرفتن توان» شکل می‌گیرند. تأخیر در استفاده از ظرفیت‌ها، گاه هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر از نداشتن آن ظرفیت‌ها به کشور تحمیل می‌کند. 🔸همین نگرانی را با شدتی شاید حتی بیشتر، در حوزه اقتصاد نیز احساس می‌کنم. ما سال‌هاست که درباره ظرفیت‌های عظیم اقتصادی ایران سخن می‌گوییم؛ از منابع طبیعی گرفته تا سرمایه انسانی، موقعیت ژئوپلیتیک و بازارهای منطقه‌ای. بارها از ضرورت «جهش اقتصادی» گفته‌ایم و اسناد و برنامه‌های متعددی نیز تدوین شده است. اما پرسش کلیدی اینجاست: چرا اقدامات اساسی و تحول‌آفرین اقتصادی، همواره با تأخیر و در واکنش به بحران‌ها شکل می‌گیرند؟ آیا قرار است در آینده‌ای نه‌چندان دور، در مواجهه با یک بحران اقتصادی جدی، دوباره با حسرت بگوییم: چرا از فرصت‌های موجود استفاده نکردیم؟ چرا زمانی که امکان برنامه‌ریزی، اصلاح ساختارها و حرکت به سمت رشد پایدار وجود داشت، اقدام نکردیم؟ چرا اجازه دادیم شرایط به نقطه‌ای برسد که تصمیم‌گیری‌ها از سر اضطرار و نه از موضع اقتدار صورت گیرد؟ واقعیت این است که کشور ما، چه در حوزه امنیتی و چه در حوزه اقتصادی، از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است. مسئله، بیش از آنکه «فقدان توان» باشد، «فقدان به‌موقع‌بودن در تصمیم و اقدام» است. ما بارها نشان داده‌ایم که می‌توانیم؛ اما کمتر نشان داده‌ایم که «در زمان درست» می‌توانیم. 🔸این یادداشت، نه برای تضعیف امید، بلکه دقیقاً در جهت تقویت آن نوشته شده است. امیدی مبتنی بر واقع‌بینی. اگر توان پاسخ قاطع وجود دارد، باید این توان به‌گونه‌ای مدیریت شود که پیش از وقوع خسارت‌های بزرگ، نقش بازدارنده خود را ایفا کند. اگر امکان جهش اقتصادی وجود دارد، باید پیش از آنکه فشارهای بیرونی یا بحران‌های داخلی ما را ناگزیر به تصمیم‌گیری کنند، این جهش آغاز شود. مسئله امروز ما، «توانستن» نیست؛ مسئله، «به‌موقع خواستن و اقدام کردن» است. اگر این گره راهبردی گشوده شود، بسیاری از چالش‌های کشور، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، قابل مدیریت و حتی قابل تبدیل به فرصت خواهند بود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1