eitaa logo
اندیشکده حکمرانی مصاف
3.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
167 ویدیو
1 فایل
اندیشکده حکمرانی موسسه مصاف 🇮🇷 🖥 راه ارتباطی my.masaf.ir/r/eitaa 📞 02175098000
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا دیر عمل می‌کنیم؛ از غرورِ پاسخ تا حسرتِ فرصت‌های از دست‌رفته *به قلم بابک یاوری‌فر اندیشه ورز اندیشکده حکمرانی مصاف* 🔻در روزهایی که پاسخ کوبنده و قاطع جمهوری اسلامی ایران به تعرض آمریکا و رژیم صهیونیستی را مشاهده کردیم، نخستین واکنش من، احساسی عمیق از غرور و شادی بود. از صمیم قلب خوشحال شدم؛ خوشحال از اینکه ایران، این سرزمین ریشه‌دار و مقتدر، همچنان توان ایستادن، پاسخ دادن و تغییر معادلات را دارد. این توانمندی، نه یک اتفاق، بلکه محصول سال‌ها سرمایه‌گذاری در قدرت ملی، انسجام راهبردی و اتکاء به ظرفیت‌های درونی است؛ و به‌راستی جای بالیدن دارد. اما این احساس مثبت، دیری نپایید که جای خود را به یک پرسش جدی و نگران‌کننده داد: چرا این پاسخ، این‌چنین دیرهنگام بود؟ چرا باید پس از یک فقدان بزرگ، پس از ترور و شهادت عالی‌ترین مقام کشور، چنین واکنش قاطعی شکل بگیرد؟ آیا نمی‌شد این سطح از بازدارندگی، این اراده عملیاتی و این قدرت پاسخ، پیش‌تر و در زمان مناسب‌تری به نمایش گذاشته شود تا اساساً دشمن جرأت چنین تعرضی را پیدا نکند؟ این پرسش، صرفاً یک گلایه احساسی نیست؛ بلکه یک دغدغه راهبردی است. مسئله، «زمان» در تصمیم‌گیری و اقدام است. در دنیای امروز، بسیاری از معادلات نه بر اساس «توان داشتن» بلکه بر اساس «به‌موقع به‌کار گرفتن توان» شکل می‌گیرند. تأخیر در استفاده از ظرفیت‌ها، گاه هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر از نداشتن آن ظرفیت‌ها به کشور تحمیل می‌کند. 🔸همین نگرانی را با شدتی شاید حتی بیشتر، در حوزه اقتصاد نیز احساس می‌کنم. ما سال‌هاست که درباره ظرفیت‌های عظیم اقتصادی ایران سخن می‌گوییم؛ از منابع طبیعی گرفته تا سرمایه انسانی، موقعیت ژئوپلیتیک و بازارهای منطقه‌ای. بارها از ضرورت «جهش اقتصادی» گفته‌ایم و اسناد و برنامه‌های متعددی نیز تدوین شده است. اما پرسش کلیدی اینجاست: چرا اقدامات اساسی و تحول‌آفرین اقتصادی، همواره با تأخیر و در واکنش به بحران‌ها شکل می‌گیرند؟ آیا قرار است در آینده‌ای نه‌چندان دور، در مواجهه با یک بحران اقتصادی جدی، دوباره با حسرت بگوییم: چرا از فرصت‌های موجود استفاده نکردیم؟ چرا زمانی که امکان برنامه‌ریزی، اصلاح ساختارها و حرکت به سمت رشد پایدار وجود داشت، اقدام نکردیم؟ چرا اجازه دادیم شرایط به نقطه‌ای برسد که تصمیم‌گیری‌ها از سر اضطرار و نه از موضع اقتدار صورت گیرد؟ واقعیت این است که کشور ما، چه در حوزه امنیتی و چه در حوزه اقتصادی، از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است. مسئله، بیش از آنکه «فقدان توان» باشد، «فقدان به‌موقع‌بودن در تصمیم و اقدام» است. ما بارها نشان داده‌ایم که می‌توانیم؛ اما کمتر نشان داده‌ایم که «در زمان درست» می‌توانیم. 🔸این یادداشت، نه برای تضعیف امید، بلکه دقیقاً در جهت تقویت آن نوشته شده است. امیدی مبتنی بر واقع‌بینی. اگر توان پاسخ قاطع وجود دارد، باید این توان به‌گونه‌ای مدیریت شود که پیش از وقوع خسارت‌های بزرگ، نقش بازدارنده خود را ایفا کند. اگر امکان جهش اقتصادی وجود دارد، باید پیش از آنکه فشارهای بیرونی یا بحران‌های داخلی ما را ناگزیر به تصمیم‌گیری کنند، این جهش آغاز شود. مسئله امروز ما، «توانستن» نیست؛ مسئله، «به‌موقع خواستن و اقدام کردن» است. اگر این گره راهبردی گشوده شود، بسیاری از چالش‌های کشور، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، قابل مدیریت و حتی قابل تبدیل به فرصت خواهند بود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍چهار بزنگاه در تقابل ایران با ابرقدرت‌ها تاریخ ایران، روایت ایستادگی در برابر قدرت‌های بزرگ است؛ اما این ایستادگی، در چهار بزنگاه معنا پیدا می‌کند: ▪️ دوران باستان ایرانِ هخامنشی، اشکانی و ساسانی، خود یک ابرقدرت بود؛ در نبردی هم‌تراز با روم. ▪️ عصر صفوی و افشاریه رقابت با عثمانی؛ بدون شکاف فناورانه تعیین‌کننده. ▪️ دوران مدرن (از قاجار به بعد) آغاز عقب‌ماندگی تکنولوژیک؛ از دست رفتن سرزمین‌ها و تجربه تلخ اشغال. ▪️ بزنگاه امروز تقابل با بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان؛ در شرایط نابرابری بی‌سابقه. اما نکته کلیدی اینجاست: ایران، برخلاف الگوهای تاریخیِ ضعف، تسلیم نشده است. این ایستادگی، تنها یک مقاومت نیست؛ بلکه نشانه ورود به مرحله‌ای تازه از: 🔸 بازتعریف قدرت 🔸 تغییر موازنه منطقه‌ای 🔸 و احیای جایگاه تاریخی ایران شاید این همان نقطه‌ای باشد که چند قرن انفعال، به پایان می‌رسد. ایران در آستانه گذار از پارادایم انفعال به بازتعریف قدرت تحلیل تاریخی تقابل ایران با قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد که مسئله اصلی نه «تقابل» بلکه «نسبت قدرت» بوده است. در سه بزنگاه نخست، این نسبت یا متوازن بود (دوران باستان و صفوی) یا به‌طور فاحش به ضرر ایران تغییر کرد (دوران مدرن). آنچه وضعیت امروز را متمایز می‌سازد، ظهور نوعی پارادوکس قدرت است: از یک سو، شکاف سخت‌افزاری و نظامی میان ایران و ایالات متحده، عمیق‌تر از هر مقطع تاریخی است؛ اما از سوی دیگر، ایران توانسته است از طریق بازتعریف ابزارهای قدرت، این شکاف را تا حدی مدیریت کند. این بازتعریف در چند محور قابل تحلیل است: ۱. تغییر ماهیت قدرت از سخت به ترکیبی قدرت دیگر صرفاً به معنای برتری نظامی کلاسیک نیست، بلکه شامل: شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای قدرت نامتقارن ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و توان تاب‌آوری داخلی می‌شود. ۲. عبور از موقعیت واکنشی به کنشگری فعال در دوره قاجار و پهلوی، ایران عمدتاً در موقعیت واکنشی قرار داشت؛ اما امروز، در بسیاری از موارد، ابتکار عمل در تعیین قواعد بازی را در اختیار دارد. ۳. بازگشت به «خودآگاهی تاریخی» یکی از مهم‌ترین تحولات، احیای نوعی خودآگاهی تمدنی است؛ یعنی درک این نکته که ایران، صرفاً یک دولت-ملت نیست، بلکه یک بازیگر تاریخی با عمق تمدنی است. ۴. امکان شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای جدید تقابل فعلی، صرفاً یک درگیری دوجانبه نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند بزرگ‌تر گذار از نظم تک‌قطبی به چندقطبی است. در این میان، ایران می‌تواند از یک «موضوع» به یک «فاعل» در نظم‌سازی منطقه‌ای تبدیل شود. اگر سه بزنگاه نخست، روایت قدرت، رقابت و سپس افول بودند، بزنگاه چهارم می‌تواند آغاز بازخیزی تاریخی ایران باشد. اما تحقق این امر، مشروط به چند عامل کلیدی است: انسجام درونی و حکمرانی کارآمد ارتقای قدرت اقتصادی به‌عنوان پیشران اصلی و تبدیل ظرفیت‌های ژئوپلیتیک به مزیت‌های واقعی در غیر این صورت، این بزنگاه نیز ممکن است به فرصتی از دست‌رفته تبدیل شود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
اندیشکده حکمرانی مصاف
اگر منبع شما ایران اینترنشنال است که ... ولی داده‌ها چیز دیگری می‌گویند: طبق نظرسنجی مرکز آماری «اتود» 🔹 ۶۰٪ از مردم، دست‌کم یک‌بار در تجمعات شبانه پس از جنگ شرکت کرده‌اند 🔹 ۲۰٪ بیش از ۱۰ بار حضور داشته‌اند حتی مهم‌تر از آن: 🔸 در میان کسانی که شرکت نکرده‌اند، بیش از ۳۵٪ نگاه مثبت به این تجمعات داشته‌اند در مقابل: ▪️ تنها ۳۸٪ اساساً در این تجمعات حضور نداشته‌اند ▪️ و از این گروه، فقط ۳۱٪ نگاه منفی داشته‌اند نتیجه روشن است: این پدیده، نه یک حرکت محدود، بلکه یک کنش اجتماعی با پشتوانه مردمی بوده است. نه صرفاً یک واکنش، بلکه نشانه‌ای از حضور جامعه در لحظات بحران. این یعنی: ایران هنوز زنده است، در خیابان، در احساس جمعی، در همبستگی. بازخوانی «امر مردمی» در بزنگاه‌های بحران؛ از داده تا دلالت راهبردی تحلیل داده‌های ارائه‌شده از نظرسنجی مرکز «اتود» فراتر از یک توصیف آماری ساده است؛ این داده‌ها می‌توانند به‌مثابه نشانه‌هایی از یک واقعیت عمیق‌تر اجتماعی تفسیر شوند: بازگشت جامعه به صحنه در لحظات بحرانی. برخلاف برخی روایت‌های تقلیل‌گرایانه که تلاش می‌کنند کنش‌های جمعی را به اقلیت‌های فعال نسبت دهند، شواهد موجود نشان می‌دهد که ما با نوعی همراهی گسترده اما با شدت‌های متفاوت مواجه هستیم. این همراهی را می‌توان در سه لایه تحلیل کرد: ۱. لایه مشارکت مستقیم حضور ۶۰ درصدی—even اگر با دفعات متفاوت—نشان می‌دهد که «خیابان» همچنان یکی از مهم‌ترین بسترهای بروز کنش اجتماعی در ایران است. حضور ۲۰ درصدیِ پرتکرار نیز بیانگر وجود یک هسته فعال و پایدار در جامعه است که در شرایط بحرانی به سرعت بسیج می‌شود. ۲. لایه همدلی اجتماعی نکته راهبردی‌تر، نگرش مثبت بخشی از افراد غیرمشارکت‌کننده است. این موضوع نشان می‌دهد که دامنه مشروعیت این کنش، فراتر از مشارکت‌کنندگان مستقیم است و نوعی پشتیبانی نرم اجتماعی در پس آن وجود دارد. ۳. لایه شکاف‌های محدود حتی در میان مخالفان یا غایبان، میزان نگاه منفی مطلق پایین است. این امر حاکی از آن است که این پدیده، برخلاف بسیاری از رخدادهای اجتماعی، دچار دو قطبی شدید و گسل اجتماعی عمیق نشده است. 🔻 دلالت‌های راهبردی این الگوی رفتاری چند پیام کلیدی برای تحلیلگران و سیاست‌گذاران دارد: ▪️ ۱. تداوم ظرفیت بسیج اجتماعی جامعه ایران، برخلاف برخی برآوردها، همچنان از ظرفیت بالایی برای حضور جمعی در بزنگاه‌ها برخوردار است. ▪️ ۲. تقدم «امر مردمی» بر «سویه حاکمیتی» داده‌ها نشان می‌دهد که وزن مردمی این پدیده، بر هرگونه روایت صرفاً حاکمیتی غلبه دارد. این تمایز برای فهم مشروعیت اجتماعی بسیار حیاتی است. ▪️ ۳. اهمیت سرمایه اجتماعی پنهان بخش قابل‌توجهی از جامعه، حتی بدون حضور فیزیکی، دارای همدلی و همراهی ذهنی است؛ این همان سرمایه‌ای است که در تحلیل‌های سطحی نادیده گرفته می‌شود. ▪️ ۴. ضرورت بازتعریف سیاست‌گذاری اجتماعی درک این الگوها می‌تواند به طراحی سیاست‌هایی منجر شود که به جای تکیه صرف بر ابزارهای رسمی، بر تقویت کنشگری اجتماعی و اعتماد عمومی متمرکز باشند. آنچه در این داده‌ها دیده می‌شود، صرفاً یک «تجمع» نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تداوم حیات اجتماعی فعال در ایران است. اگر این ظرفیت به‌درستی فهم و هدایت شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین مزیت‌های راهبردی کشور در مواجهه با بحران‌ها تبدیل شود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1