کاش فوبیام از حیوونا اینقدر شدید نبود؛ اینجا یه گربه هست واقعا دلم می خواد نازش کنم🥲
Ma safe place`
کاش فوبیام از حیوونا اینقدر شدید نبود؛ اینجا یه گربه هست واقعا دلم می خواد نازش کنم🥲
دارم یخ میزنم بیرون خونه ولی گربه عه دقیقا جلو در داره یه چیزی میخوره، نمیرم تو که نترسه'
اگه قرار باشه بین شیمی و فیزیک یکی رو انتخاب کنم، من اون "و" رو انتخاب میکنم
حسی که الان دارم، اینکه بعد از یک ماه و خورده ای دارم برمیگرد خونمون، اصلا نمی دونم چی می تونه توصیفش کنه...
شاید اینجوری یکم حق مطلب ادا شه:《دلم می خواد دستمو باز کنم و تهران به آغوش بکشم》
من تهران و دوست دارم، با تمام دود و دمش با همه شلوغی هاش، من این شهر زنده رو دوست دارم
شما هم این وضعیت معلق بودن رو حس میکنید؟:)
الان تو خونه خودمون، حس یه مهمونی، خونه یه فامیل خیلی نزدیک رو دارم که هم حس راحتی میکنی هم انگار معذبی، منتظری که بری خونتون...اصلا نمی دونم چه جوری بگم-