eitaa logo
متن های خاص
2.6هزار دنبال‌کننده
37.7هزار عکس
24.4هزار ویدیو
145 فایل
#تــــــــــــــــوجه👇👇👇 📚 کتاب هایی که قبل ازمرگ باید بخوانیم...👇✅ https://eitaa.com/joinchat/2373517458Cb099503ae7
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸در زندگی مثل بازی فوتبال ⚽️ عمل ڪنیم عشق را پاس کینـه را شوت بی اخلاقی را خطا حس منفی را آفساید و محبت را گل کنیـم ... 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
اگربرای کسی مهم باشی.... 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
زندگى همين است، اراده ى راسخ تان را در ترك سيگار تحسين مى كنيد و بعد يك صبحِ سردِ زمستانى تصميم مى گيريد چهار كيلومتر پياده برويد تا يك پاكت سيگار بخريد... 📝 👇 ©hannel: @matnhayekhaas
🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃 مراقب آدمهایی باشید که پا به پای شما آمدن را بلدند برای همه کوه غرورند و برای شما احساسی ترین آدم ممکن می شوند کسی که حال بدتان را از عوض شدن حالت چشمانتان میفهمد و تمام دغدغه اش خوب شدن شماست این آدمها رفتن بلد نیستند حتی وقتی تلخی ببینند ذره ذره آب شدن کنارتان را به رفتن ترجیح میدهند اگر زخمی شدید و خواستید آدم قبل نباشید و سرد وسنگی شوید با همه با این آدمها مثل خودشان باشید چون اینها مظلوم ترین آدم زندگی هستند که برای همه مرهم بودند ولی آنها به محض خوب شدن یادشان رفت زخم هایشان به دستهای چه کسی خوب شد وبه راحتی رهایشان کردند. . . 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
پرسیدند:💗 انسانیـت چیسـت؟ عالمی گفت:💗 تواضع در وقت رفعت عفو هـنگام قدرت💗 سخاوت هنگام تنگدستی و بخشـش بدون منت💗 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
روی هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالاتر است نه به این خاطر که خداست برای اینکه دستت را بگیرد... ❣ خودت را به او بسپار... 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃 مراقب آدمهایی باشید که پا به پای شما آمدن را بلدند برای همه کوه غرورند و برای شما احساسی ترین آدم ممکن می شوند کسی که حال بدتان را از عوض شدن حالت چشمانتان میفهمد و تمام دغدغه اش خوب شدن شماست این آدمها رفتن بلد نیستند حتی وقتی تلخی ببینند ذره ذره آب شدن کنارتان را به رفتن ترجیح میدهند اگر زخمی شدید و خواستید آدم قبل نباشید و سرد وسنگی شوید با همه با این آدمها مثل خودشان باشید چون اینها مظلوم ترین آدم زندگی هستند که برای همه مرهم بودند ولی آنها به محض خوب شدن یادشان رفت زخم هایشان به دستهای چه کسی خوب شد وبه راحتی رهایشان کردند. . . 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
❣۵ راز طلایی آرامش - قضاوت دیگری تاثیری بر زندگی من ندارد. - مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند. - از کسی در برابر لطفی که به او میکنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمیکنم. - کسانی که رفتار ناجوانمردانه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هر چند من هرگز متوجه نشوم. - دنیا سخاوتمندتر از آن است که موفقیت کسی ، راه موفقیت مرا تنگ کند. 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
کسی را اگر دوست داری... یک لحظه به نبودنش فکر کن... دلت اگر نریخت، دلش را نلرزان...! آسمان همیشه آبی نیست... و آدم ها همیشه از سمتی که فکر می کنند محکم است می افتند... هزار سال هم که بگذرد... تلخی دهان آدم های بریده را تمام شکر های دنیا هم عوض نمی کند... کسی را اگر دوست داری، برایش همان باش که می خواهی باشد و یادت باشد تمام برگهای تقویم سهم تمام آدم ها نمی شود... 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
ببخشيد، یک سكه دوزاری داريد؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهاي دور... به دل های بزرگ، به محل كار پدرم، به جوانی مادرم، به کوچه هاى كودكى، به هم بازيهاى بچگى. میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفريح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد، میدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ... آري ميدانم كه تو هم ، دنبال سكه ميگردى !! افسوس...هیچ سکه ای در هیچ گوشی تلفنی ، دیگر ما را به آن روزها وصل نخواهد کرد... حيف ... صد افسوس که دوزاری مان بموقع نیفتاد ! 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
💕مجلس میهمانی بود. پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت. دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده؛ به همین دلیل با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفتند: پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟ پیرمرد آرام و متین پاسخ داد: زیرا انتهایش خاکی است؛ می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود. مواظب قضاوت هایمان باشیم •┈••✾🍃🍂🍃✾••┈• 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖
👑روزي سلطان محمود به ديوانه خانه رفت، ديوانه اي زنجيري را ديد که بسيار مي خنديد. گفت: اي ديوانه! براي چه مي خندي؟ ديوانه گفت: به تو مي خندم که به پادشاهيت مغروري و از راه راست و ادب دور هستي! محمود گفت: هيچ آرزويي داري؟ گفت: مقداري دنبه خام مي خواهم که بخورم. محمود دستور داد تا پاره اي تُرُب آوردند و به او دادند. ديوانه تُرُب را مي خورد و سرش را تکان مي داد. 👑محمود با تعجب پرسيد: براي چه سرت را تکان مي دهي؟ 🌺گفت: از زماني که پادشاه شده اي، از دنبه ها چربي رفته است! 📚گنجينه لطايف •┈••✾🍃🍂🍃✾••┈• 👇 ✍ @Matnhayekhas 📖