اینکهپارسالهمهخاطراتتجاییثبتشده
وتواونمکانوپیدامیکنیازدردناکترینلحظاتِ : )
هدایت شده از تُهی ؛
من داشتم به بهترین ورژن خودم تبدیل میشدم و تو با شکستنه غرورم کاری کردی
بازم تبدیل شم به ادمیکه خیلی وقت بود
ازش فرار کرده بودم
نبودِت ؛
بعضی وقتا درد باعث میشه آرزو کنی :
که نه بمیری نه زنده باشی . .
نه تنها باشی نه دورت شلوغ باشه . .
ولی آروزی امشب من از ته دلم اینه که :
همه چیو فراموش کنم ، هیچ کدوم از آدم های
دورمُ برای مدت طولانی به یاد نیارم و بتونم
به بهترین شیوه وقتی هیچی از زندگی قبلی یادم نمیاد
زندگی کنم و
این از نظر من یعنی تهِ تهِ خوشبختی . . :)