eitaa logo
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★
253 دنبال‌کننده
63 عکس
8 ویدیو
0 فایل
𝗶𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎a𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗀︎o𝖽 ᯓ𝖶︎e𝗅︎𝖼︎𝗈𝗆︎𝖾꜂To mყ 𝖼︎𝗁︎n𝗇︎𝖾𝗅︎. ♥️🔗 رمــان‌آوازِ‌قــو| پــایــانᯓ رمــان‌متروکــه| در‌حــال‌پــارت‌گــذاریᯓ ᯓجـهت‌تبادل @Ilmah_118 کـــدمون:📝𝟬𝟱𝟲 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★. Part : ²⁷ بعد چند ساعت پناه از لای در نگاهی انداخت حامی رو کاناپه نشسته بود و سرش تو گوشی بود پناه آروم رفت بغلش نشست پناه:مگه نمیری سرکار؟ حامی:نه سوئیچ هست نه ماشین(عصبی و کلافه) پناه:عام حامی؟ حامی:بله؟ پناه:راستش من ماشینت و برداشتم و خب کوبیده شد به جدول منم ولش کردم و اومدم حامی بعد چند ثانیه نگاه کردن شروع کرد به داد و بی داد حامی:چیکار کردی تو پناه؟ چرا دست زدی به ماشین؟ الان من از کجا اون ماشین رو پیدا کنم ... همینطوری با داد و یکی یکی سوال میپرسید بدون توجهی به پناه فقط داد میزد پناه بغض عجیبی داشت و از سنگینی بغضش چشماش پر اشک بود سرش گیج می‌رفت حامی بالاخره خسته شد و صداش و آورد پایین اما پناه ... 𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗 Chanel :@Matrookeh