𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ²💙. ࣪ ࿔ꔷ
Part : ⁸
تلفن زنگ خورد
حامی سکوتی عجیب کرد ، سکوتی از تعجب که باعث غفلت از اطرافش شد
از اون طرف تلفن صدای آشنایی میومد که با ترس مدام صدا میزد
حامی ؟ می شنوی صدام و؟ تروخدا جواب بده حامی ، منم نیلا
حامی بعد چند دیقه مکث با زور لب زد
حامی : خ خودتی ؟
نیلا : اره اره تروخدا بیا کمکم کن حامی
حامی : تو مگه زنده ای ؟
نیلا : الان پرهام میرسه نمیتونم حرف بزنم فقط تروخدا کمکم کن نجاتم بده
اینا این همه مدت منو اینجا زندانی کردن حامی
حامی : کجا ؟ آدرس بده
نیلا : نمیدونم کجام
ولی یجوری از طریقشون بیا کمکم خواهش میکنم ازت
حامی : باشه باشه نترس میام کمکت
نیلا : بدون پناه بیا
حامی : چی ؟ تو از کجا میدونی با پناه در ارتباطم ؟
نیلا: خ خب چیزه..
𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵👀
Chanel :@Matrookeh
ورقـــی ِاز ایـــن آغـــاز، نظـــرات ؟💙. ࣪ ࿔ꔷ
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_k4vezm0&btn=شنوای.ِحرفای.ِدرگوشی.:)
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 | 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 💙✨੭ .
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ²💙. ࣪ ࿔ꔷ Part : ⁸ تلفن زنگ خورد حامی سکوتی عجیب کرد ، سکوتی از تعجب که باعث غفلت از
خیییلی خوب بود
ولی کوتاهه یه پارت دیگه بده لفطا
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 | 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 💙✨੭ .
دآلی ، احوالتون ؟
دالییییی
دلمون برات تنگ شده بودد:)
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 | 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 💙✨੭ .
دآلی ، احوالتون ؟
به به از این طرفا🙄
یه روز گذشت شبیه یه سال بود..
پارتتتت می خوامممم
https://eitaa.com/GHARARDADGHALB
راه اندازی شد ، برید و حسابی حمایت کنید💁🏻♀ .