هدایت شده از تایم⁶ پنجشنبه|TB NAVA
#پآرتآینده
+توروخدابگوعاشقمی
-ش...شما؟
+باورمنمیشد
-نیستممنعاشقتنیستممم
+تمامزندگیمپرپرشد
-هنوزپیداشنکردهبودن
+الانبایدچهگِلیبهسرمبریزم
برایادامشبیاچنلزیر❤️🔥🤌🏼
https://eitaa.com/joinchat/195036435C53b0f55fac
هدایت شده از تبادلات گسترده نوا
🔸پایان تبادلات گسترده نوا
⭕️بنرها ۱۵ دقیقه بمونن
⭕️فعالیت بین تب انجام نشه
کانال ها با آمار +۳۰۰ پذیرفته میشود
@Tb_nava7
https://eitaa.com/tb_nava
هدایت شده از تضمینی/تا صبح بمونه
هدایت شده از 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫧
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🖤
𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖
𝙋𝙖𝙧𝙩:36
سکوت سنگین اتاق با صدای نفسهای تند ساحل شکسته شد.
او بعد از چند دقیقهی طولانی که خیره به لپتاپ مانده بود، با استرس و رنگپرده فریاد زد
حامی... پیداش کردم توی یه منطقهی متروکه و خیلی پرتیه...
حامی بیدرنگ گفت
برام بفرستش لوکیشنو
ساحل سریع آدرس رو فرستاد و در حالی که دستهاش میلرزید، با حرص و نگرانی غر زد
دیوو*نهای مگه؟ تنهایی میری تو دل شیر؟ از کجا معلوم کمین نکرده باشن؟
حامی نگاهی به صفحه گوشی انداخت و پوزخندی از سر خشم زد
اگه پای جونِ اون دختر وسط باشه، توی دهنِ شیرم میرم.
ساحل چشمهاش رو ریز کرد
آره جون خودت آخرش همهمون رو به کشتن میدی.
حامی بدون اینکه حوصلهی کلکل داشته باشه، رو به سهیل کرد و گفت:
ماشینو آماده کن.
سهیل سریع سرش رو تکون داد
بله، همین الان اما قبل از اینکه حرفش تموم بشه، حامی دستش رو بالا آورد
نه... خودم میرم تو نیا.
سهیل با تعجب و نگرانی یک قدم جلو اومد
اما... اما من نمیتونم شمارو تنها بذارم که برید
وظیفهی من محافظت از شماست، رئیس
رگ گردن حامی از شدت خشم بیرون زد و با فریادی که دیوارها رو لرزوند، غرید
گفته تنها بیام میفهمییییی؟
اگه کسی دنبال من بیاد، قبل از اینکه به اونجا برسم، جون دلارا رو میگیرن
ساحل با چشمهای خیس و التماسکنان جلو رفت ولی حامی...
حامی با صدای خشدار و محکمش گفت
«ولی نداره مجبورم برم میفهمینن(داد)
ساحل نگاهی به چشمهای مصمم و در عین حال آشفتهی حامی انداخت، انگار داشت چیزی رو توش جستجو میکرد.
با صدایی که از ته چاه میاومد، پرسید:
واقعا واقعا به خاطر اونه؟
دوسش داری، حامی؟
حامی برای لحظهای خشکش زد.
سکوت مرگباری بینشون حاکم شد.
هیچ جوابی نداد؛ اما سکوتش فریاد میزد که جواب این سوال چه چیزی است.
ساحل با ناامیدی سرش رو پایین انداخت و نفس عمیقی کشید.
لبخند تلخی زد و گفت باشه...
همون لحظه، ساحل مقابل پای حامی زانو زد. دستهاش رو جلو برد و به سمت کمربند حامی برد تا...
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . .
𝘁𝗮𝗴:@haamim71