توی مطب دکتر مغز و اعصاب روی یک تابلوی بزرگ نوشته بود ..
چرا مواظب خودت نبودی؟
تو برای اینجا اومدن خیلی حیف بودی ، خیلی حیف : )
کاش آدمای درست
سر راه آدمای درست قرار بگیرن ؛
درست بودن با آدمای غلط خیلی دردناکه ..
مَـأوا ؛
_
روز تولدمه ..
به سنی رسیدم که همش آرزوشو داشتم ، همهش میگفتم باید زود تر بزرگ بشم .
حالا توی این سن بیشتر از هر چیزی دلم میخواست کاش آنقدر زود بزرگ نمیشدم .
زندگی زود مجبورم کرد بفهمم ، تحمل کنم ، رد بشم .
شاید خیلی جاها کم آوردم وقتی به پشت سرم نگاه کردم هیچکس نبود؛ آره اونجا جز خودم هیچکس نبود .
ممنونم از خودم که تونستم اون روزها رو تنها سپری کنم .
چه آدمایی تو این یکسالی که گذشت اومدن و رفتن ولی هر کدوم درس بزرگی بهم دادن ..
اینکه به هیچکس جز خودم نه اعتماد کنم نه تکیه .
تشکر میکنم از خودم برای همهی سالهایی که گذشت .
تولدت مبارک منِ قوی :)