یاران به بسم الله گفتن، رد شدند از رود
من ختم قرآن کردم و مغلوب گردابم...
#ناشناس
#نآرنج
☕️' Mava | مأوی
گهِ رفتن آن پری رو به وداع ما نیامد
شه حسن بود آری، به درِ گدا نیامد
چو شنیدم از رقیبان خبر عزیمتِ او
دلم آن چنان ز جا شد که دگر به جا نیامد!
خبرِ منِ پریشان ببر ای صبا به آن مَه
پس از آن بگو که مسکین، ز پیَت چرا نیامد!
ز قدم شکستگی بود و فتادگی که قاصد،
به تو بیوفا فرستاد و خود از قفا نیامد!
من خسته چون ز حیرت ندرم چو گل گریبان؟
که رسولی از تو سویم به جز از صبا نیامد!
ز کجا شد آن صنم را سفر آرزو که هرگز
ز زمانه محتشم را به سر این بلا نیامد!
- #محتشم_کاشانی
#غریق
☕️' Mava | مأوی
فاصله ها هرگز
مانعی برای دوست داشتن...
برای عشق نیستند. درست!
اما...
اگر من اینجا گریه کنم آیا در دور دست ها
گونه های تو خیس خواهند شد؟
- #جمال_ثریا
#مهروماه
☕️' Mava | مأوی
ماوی
لحن گیراۍ صدایت، زود عاشق مۍکند! جان من تا میشود، با هیچ کس صحبت نکن..
من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
گیر لحن بم مردانه محکم نشود!
- #نفیسه_سادات_موسوی
#شاخه_نبآت
☕ ' Mava | مأوی
غلط کرده کسی جز من اگر آید سرکویت!
که پشته سازم از کشته به تعداد سر مویت
- #ناشناس
#بـَحریة
☕️' Mava | مأوی
در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
هشیار و مست را همه مدهوش میکنی
- #هوشنگ_ابتهاج
#مهروماه
☕️' Mava | مأوی
گرمی لبخند از آواز بنان برداشته
چشم از فیروزههای اصفهان برداشته
حس معصوم نگاهِ غرقِ در اعجاز را
از دعاهای «مفاتیح الجنان» برداشته
بارها دیدم که گیسو شانه کرده در اتاق
شعر را عطر غریب ارغوان برداشته
بوی تاراج قجر میآید از کرمان شعر
دلبر من باز میل از سرمه دان برداشته
عشق مدتهاست این روح سراسر درد را
برده بر بام جنون و نردبان برداشته
فکر کن گنجشک باشی و ببینی گردباد
جفت معصوم تو را از آشیان برداشته
بشکند دستش گلم هرکس تو را از من گرفت
کیسهی باروت از ستارخان برداشته
من که شاعر نیستم لالم….سکوتی ممتدم
داغی لبهای تو قفل از دهان برداشته...
- #حامد_عسکری
#شاخه_نبآت
☕ ' Mava | مأوی
مرا میان جنگل بلور دست های خود پناه ده
به زهر مرگبار بوسه التیام ده
مرا، مرا بِکش، بُکش
نجات ده
تو ای فریب راستین
و آنچه رفت و
رفت و رفت
رفت و در من است
بر آب ده!
- #نصرت_رحمانی
#هناس
☕️' Mava | مأوی