Milad BagheriMilad Bagheri - Aseman Barf.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
آمدی شهر بهم ریخت از آرامش تو
آمدی و پس از آن جان همه جان تو بود :)
- #میلاد_باقری
#شاخه_نبآت
📻' Mava | مأوی
کاش میشد تمامِ آدمهای غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید
برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش میشد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدمها گفت که غم و اندوه، رفتنی است و روزهایِ خوب در راهند
که حالِ همهمان خوب خواهد شد…
- #نرگس_صرافیان_طوفان
#مهروماه
☕️' Mava | مأوی
شما که غریبه نیستید، یه شبایی تو زندگی هست
که آدمیزاد تا خرخره پر از نیازه.
نیاز به شنیدن و قضاوت نشدن،
نیاز به دستی که از این لجنِ تنهایی نجاتش بده.
هر ادمی که اون شبو تنها بگذرونه،
از فردا یه ادم کاملا جدیده...
گاهی از خارِ گُل سرخ، بِرَنجی بد نیست!
باعث مرگ گلِ سرخ مبادا بشوی... :)
- #فاضل_نظری
#نآرنج
☕️' Mava | مأوی
وهيّ مثل الشعر؛ تطرب القَلب...
«و او همانندِ شعر است،قلب را شادمانی میبخشد...»
- #الرافعی
#عربیات
#مهروماه
☕️' Mava | مأوی
هر آنچه در قلب میگذرد را
نمیتوان گفت، برای همین،
خدا آه، اشک، خواب طولانی،
لبخند سرد و
لرزش دستان را خلق کرد.
#مجهول
☕️' Mava | مأوی
گفتن سرتو گرم کن یادت میره!
منم بیرون رفتم، عصرا خودمو قهوه و پاستا دعوت کردم، با آدمای جدید آشنا شدم، درس خوندم، ورزش کردم، نقاشی کشیدم، فیلم و سریال دیدم، آهنگ گوش کردم و باهاش قدم زدم، رفتم خرید، با دوستام وقت گذروندم، نوشتم، خوابیدم، خندیدم، کتاب خوندم، اتاقمو مرتب کردم، کلاسای مختلف رفتم...
می دونی چی شد؟!
به خودم اومدم دیدم؛ بیرون همون جاهایی رو رفتم که با تو رفته بودم، توی همون کافی شاپی خودمو قهوه و پاستا دعوت کردم که پاتوقمون بود، به تموم آدمای جدیدی که باهاشون آشنا شدم از تو گفتم، همون کتابای کمک درسی رو خوندم که تو بهم داده بودی، همون ورزشی رو کردم که مورد علاقت بود، نقاشی تورو کشیدم، فیلمایی رو دیدم که هر لحظه اش من رو یاد تو می انداخت. آهنگایی رو گوش کردم که باهم گوش می کردیم و تو همون کوچه ای که بار اول دیدمت قدم زدم، رفتم خرید و لباسایی رو خریدم که تو دوست داشتی بپوشم، به دوستام خاطراتم با تورو گفتم، خودمو کنارت تصور کردم، راجب تو نوشتم، خوابیدم خواب تورو دیدم، بیدار شدم و خوشحال از اینکه خواب تورو دیدم خندیدم، کتابی رو برای بار صدم خوندم که بهم هدیه داده بودی، اتاقمو برای این مرتب کردم که شاید یه روزی بیای، کلاسای مختلف رفتم که بعدا هرچی یاد گرفتم و برات تعریف کنم.
بعدش دیدم همه ی این مدت که گفتن سرت رو گرم کن، بازم حواسم پرت تو بوده دوباره مثل همیشه همه چی بی اثر بود!
- #دیاکو
#هناس
☕' Mava | مأوی