شبی که با هیجان ماه را نشان دادی
گرفتم آینه گفتم: ببین، خودت ماهی...
#شاخه_نبآت
☕' Mava | مأوی
تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت؛ غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود.
چقدر انسان تنهاست، مثل پر کاه در هوای طوفانی...
- #عباس_معروفی
#هناس
☕️' Mava | مأوی
عشق است که جان میدهد و زنده به آنیم
بی عشـق در این غمکـده، مانـدن نتوانیـم
- #اسماعیل_حاج_علیان
#مهروماه
☕️' Mava | مأوی
لب به دشواری گشاید در سخن آشفته دل
چشم خواب آلوده را مانَد لب خاموش ما...
- #سلیم_تهرانی
#هناس
☕️' Mava | مأوی
لب تو تک تک اشعار مرا ریخت بهم
واژهها بوسه شد و حال مرا ریخت به هم..
- #ناشناس
#بـَحریة
☕️' Mava | مأوی
سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست
هر که از ما بگذرد چون آب، ممنونیم ما..
- #صائب_تبریزی
#سروِآزاد
☕️' Mava | مأوی
گیرم ٬تمام آبرویم٬ میرود بر باد
یک روز میبوسم لبت را هرچه باداباد
حال خراب عابران از دست الکل نیست
بی روسری بیرون نیا، ای خانهات آباد
ضرب النگوهای دستت، ریز میآید
باباکرم اینجا کنار دست تو، آزاد
من شک ندارم مادرت قبل از سخن گفتن
اول اصول دلبری ٬بیحرف٬ یادت داد
کوچه به هم میریزد از ناز قدمهایت
با اینهمه از دست تو، از دست تو فریاد
دیماهیام؛ یعنی من و تو جور میآییم؟
وقتی که هستی زادهی ماه پس از خرداد
دریا برایم جای دلبازیست اما باز
خوشبخت آن ماهی که در تنگ دلت افتاد
- #احد_متقیان
#وِنوش
☕️' Mava | مأوی
هر کسی را همدمِ غمها و تنهایی مدان!
سایه همْ راه تو می آید ولی همراه نیست
- #مولانا
#مهروماه
☕️' Mava | مأوی
نگاه کردم به دست هایم، تماما خونی بودند.
نفس نفس میزدم.
بدنم میلرزید.
کار خودش بود، همان که روز اوّل در چشم هایم خیره شد و عجیب نگاهم کرد.
همان که آرزو هایم را بستم و پشت سرش راه افتادم به طرف خراسان.
همان که با چشمان بسته هم نفسم را می برید، همان که خوابیدنش را هم به تماشا می نشستم.
همان که وقتی می دیدمش، رخسارم سرخ می شد، جیغ می کشیدم، در درونم هلهله راه می افتاد، جگرم آتش می گرفت، بدنم می لرزید، زخم می زد و دستانم خونی می شد.
هر بار خودم را می کشتم...
- #ماه_کمر_باریک_من
#بـَحریة
☕️' Mava | مأوی