ماوی
*-*
قبل از اینکه او را ببینم، خوشحال بودم.
اما الان زنده هستم!
و این دو، یک چیز نیستند...
- #نیکو_لایون
#هناس
☕️' Mava | مأوی
ناگهان دلم هوای تو را کرده
راستش را بخواهی،
ناگهان فکر کردم تو کنار منی
چقدر تو را دوست میدارم؛
خدای من چقدر...
احمد_شاملو
با لب نمناک لبت را به هوس میبوسم
از همین لحظه و تا قطع نفس میبوسم
من كه زندانیِ چشمان تو بودم ز ازل
چشم زیبای تو را پشت قفس میبوسم
دل من را ندهی وعده به وصلت؛ پس از این
طرح لبهای تورا هم به عبس....میبوسم
نه که پنھانی و با ترس و نه در خوف و رجا
در همین کوچه و نزد همهکـس میبوسم
هم به هنگام اذان و دم محراب و نماز
هم کلیسای مسیح وقت جرس میبوسم
ابتدا نقش دو چشمان تو را میکشم و
رویِ این دفترِ زیبا و سپس میبوسم
وقت این قافیه تنگ است و غزل مست تو شد
شکوه داری كه چرا روی تو بس میبوسم؟!
#شاخه_نبآت
☕' Mava | مأوی
در میان اشکها پرسیدمش:
خوشترین لبخند چیست؟
شعلهای در چشم تاریکش شکفت
جوش خون در گونهاش آتش فشاند،
گفت:
لبخندی که عشق سربلند
وقت مُردن بر لب مردان نشاند...
من ز جا برخاستم،
بوسیدمش...
- #ابتهاج
#شاخه_نبآت
☕' Mava | مأوی
ماوی
مَأوۍٰ !
با گریه بگفتند که سردار نیامد
صد ناله و حسرت که سپهدار نیامد
دنیا شده سرتاسرش آغشته به این که:
«ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد»
-#ناشناس
#وِنوش
☕️' Mava | مأوی