تا تو را جای شد ای سرو روان در دل من
هیچ کس مینپسندم که به جای تو بود
- #سعدی
#شاخه_نبآت
🪄@Mava_a
ز غصه صدهزاران قصه دارم
ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟
چو مرغ نیم بسمل در غم یار
میان خون تپانم، با که گویم؟
- #عراقی
#شاخه_نبآت
🪄@Mava_a
هرکجا کردم محبت، غرقِ محنت شد دلم!
یا من این حکمت ندانم، یا محبت باب نیست...
#شاخه_نبآت
🪄@Mava_a
مُحزِن جدا بعد كُلّ هذه المُحاولات، أنْ تفشَل في العَودة إلى شَكلك القَديم...
لا الوَقت ولا النَّاس ولا الأغاني والليل قادرين على هَدم شيء قد بَناهُ الحُزن.
«خیلی غمانگیز است که بعد از تمامِ این تلاشها، در بازگشت به وضع سابق خود ناکام بمانی...
نه زمان، نه آدمها و نه ترانهها و شب، توانِ ویرانکردنِ چیزی را ندارند که اندوه ساخته است...»
#مهروماه
🪄@Mava_a
به شانهام زدی که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای، تکاندن برف از شانههای آدم برفی؟!
- #گروس_عبدالمالکیان
#هناس
🪄@Mava_a
ما
کاشفان کوچهی بنبستیم
حرفهای خسته هم داریم
این بار
پیامبری بفرست
که تنها گوش کند..
- #گروس_عبدالمالکیان
#هناس
🪄@Mava_a
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت، ترکِ رهِ بلا کن
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
خیرهکُشیست ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خونبها کن»
بر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردیست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عَزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر رَه، عشقیست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن
بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
- #مولانا
#هناس
🪄@Mava_a