حال شبهای مرا همچو منی داند و بس
تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد؟
- #رضی_الدین_نیشابوری
#شاخه_نبآت
🌿. @Mava_a
در شب قدر دلم با غزلی همدم شد
بین ما فاصلهها واژه به واژه کم شد
چهارده مرتبه قرآن که گرفتم برسر
حرمِ یک به یک ابیات غزل، محرم شد
ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم
بوسه میخواست لبم، گنبد خضرا خم شد!
خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت
گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد (:
بعد هم پشت همان پنجرهٔ رویایی
چشم من، محو ضریحی که نمیدیدم شد!
خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق
گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد
گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:
به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد!
روی سجادهٔ خود یاد لبت افتادم
تشنهام بود، ولی آب برایم سم شد
زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد
از محمد(ص) به محمد(ع) که میّسر هم شد (:
من مسلمان شده مذهب چشمی هستم
که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد ^^
سالها پیر شدم در قفس آغوشت
شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد
کاروان دل من بس که خراسان رفتهست
تار و پود غزلم جاده ابریشم شد!
سالها شعر غریبانه در ابیات خودش
خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد
داشتم کنج حرم جامعه را میخواندم
برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد!
بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت!
آی برخیز! که این قافیه «یاقائم» شد...
- #سیدحمیدرضا_برقعی
#غریق
🥀. @Mava_a
هرکه دلبرگونه خود را مینمایاند ولی
دلبرِ ما بیتظاهر خود خدای دلبریست :)
#شاخه_نبآت
🌿. @Mava_a
تو به صد آینه از دیدن خود، سیر نهای!
من به یک چشم ز دیدار تو، چون سیر شوم؟
- #صائب_تبریزی
#مهروماه
🌿. @Mava_a