می روی اما گریزِ چشم وحشی رنگ تو
راز این اندوهِ بیآرام نتواند نهفت!
میروی خاموش و میپیچد به گوش خستهام
آنچه با من لرزش لبهای بیتاب تو گفت؛
چیست ای دلدار؟ این اندوهِ بیآرام چیست؟
کز نگاهت میتراود نازدار و شرمگین؟
آه! میلرزد دلم از نالهای اندوه بار؛
کیست این بیمار در چشمت که میگرید حزین؟
چون خزان آرا گل مهتاب رویا رنگ و مست
میشکوفد در نگاهت راز عشقی ناشکیب!
وز میان سایههای وحشیِ اندوه رنگ
خنده میریزد به چشمت آرزویی دل فریب ^^
چون صفای آسمان در صبح نمناک بهار
میتراود از نگاهت گریهٔ پنهانِ دوش
آری ای چشمِ گریز آهنگِ سامان سوخته
بر چه گریان گشته بودی دوش؟ از من وامپوش :)
بر چه گریان گشته بودی؟ آه ای چشم سیاه!
از تپیدن باز میماند دل خوش باورم!
در گمان اینکه شاید
شاید آن اشک نهان
بود در خلوت سرای سینهات یادآورم (=
- #ابتهاج
#غریق
🌿. @Mava_a
تمام حجم قفس را شناختيم بس است؛
بيا به تجربه در آسمان
پری بزنيم...
- #قیصر_امین_پور
#مهروماه
🌿. @Mava_a
یک به یک با مژههایت دل من مشغول است
میلههای قفسم را نشمارم، چه کنم؟!
#شاخه_نبآت
🌿. @Mava_a