--یکی از سوالای بیجواب : ↯
«لماذا لا يشتاقون مثلنا...
ألا يوجد في مدينتهم ليل؟»
چرا مثل ما دلتنگ نمیشوند
مگر شهرشان شب ندارد...؟
- #محمود_درويش
#عربیات
#وِنوش
- @Mava_a !🌙'
دیدمت از بـاغ میگیری سراغِ سیب را
نیّتت خیر است؟!
یا دل میبری از باغ هم...؟
- #لیلا_بهادری
#آسو
- @Mava_a !🌿'
دوستت دارد و از دور کنارش هستی
روی دیوار اتاق و سر کارش هستی
آخرین شاعر دیوانه تبارش هستی
دل من! ساده کنم، دار و ندارش هستی
دوستش داری و از عاقبتش با خبری
دوستش داری و باید که دل از او نبری
دوستش داری و از خیر و شرش میگُذری
دل من! از تو چه پنهان که تو بسیار خری
دوستت دارد و یک بند تو را می خواهد
دوستت دارد و در بند تو را می خواهد
همه ی زندگی ات چند؟ تو را می خواهد
دل من! گند زدی...گند...تو را می خواهد
شعر را صرفِ همین عشقِ پریشان کردی
همه ی زندگیات را سپرِ آن کردی
دوستش داری و پیداست که پنهان کردی
دل من! هر چه غلط بود فراوان کردی
دوستت دارد و از این همه دوری غمگین
دوستت دارد و توجیه ندارد در دین
دوستت دارد و دیوانگیِ محض است این
دل من! لطف بفرما سر جایت بنشین
مست از رایحه ی کوچه ی نارنجستان
دوستش داری و مبهوت شدی در باران
دوستش داری و سرگیجه ای و سرگردان
دل من! آن دلِ آرامِ مرا برگردان
لب تو از لب او شهد و عسل می خواهد
لب او از تو فقط شعر و غزل می خواهد
دوستت دارد و از دور بغل می خواهد
دل من! این همه خوان رستمِ یل میخواهد
دوستش داری و رویای تو جان خواهد داد
همه ی زندگی ات را به فلان خواهد داد
فکر کردی به تو یک لحظه امان خواهد داد؟
دل من عشق به تو شست نشان خواهد داد!
- #یاسر_قنبرلو
#شاخه_نبآت
- @Mava_a !🌿'
ماوی
@cafunee
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی
تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟
بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟
انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست
سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی
من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم
بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی
غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی
نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
- #احسان_نصری
#مجهول
- @Mava_a !🌿'
قدم نزن...
دیگر نه در خوابم قدم بزن؛
نه در اندرونیه ذهنم!
یادت مثل دارکوب توی سرم، مغزم را تیلیت میکند
از زندگی ام برو بیرون!جمله دستوری.(با تأکید!!)
اما مگر حالی میشود عشق را؟ مثل بچه ای سرکش خانهٔ درونم را بهم میریزد..
شبهایی که بی تو میگذرد
از شکنجه های ساواک هم بدتر هستند.. تحملش جان فرساست.. به آتش میکشد مرا؛
این عشقِ بی همه چیز،
مثل خوره به جانم افتاده
ذره ذره وجودم را دربر گرفته و میخورد...
مانده ام وقتی که بیایی، آیا چیزی از من باقی مانده است..؟!
کسی چه میداند.. شاید دیدارمان به قیامت باشد :)
- #نوشتهای_یک_دیوانه !
#هِناس
- @Mava_a !🌀'