📷«مقابل ایران دوباره زانو میزنید»
دیوارنگاره جدید میدان انقلاب رونمایی شد.
#اخبار_لحظه_ای_جنگ
┏━━━🌺🍃━┓
📌 کانال خبری تحلیلی مارا در ایتا دنبال کنید.
┄┅═✧●📌#میبدار👇●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 «اثر جمعی»؛ دلیل ترند شدن ناگهانی مُدها و ویدیوها
🔹این کلیپ را ببینید تا متوجه شوید چگونه چیزی بدون دلیل خاص و ناگهانی «ترند» میشود.
🔹وقتی افراد تحت تأثیر جمع حرکت میکنند، رفتار جمعی یا اثر جمعی شکل میگیرد.
🚨 مراقب باشید، گاهی ترندها فقط نتیجهی جمع هستند، نه همیشه انتخاب منطقی شما
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نظرم کاملا درسته 👏👏
فرمایش جناب سعید عزیزی درست ترین فرمایش بود🤌
#فرزند_پروری
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
حاجی موسایی نایب قهرمان تکواندوی جهان امشب اومده بود گلزار شهدا
سر مزار شهید حاجی زاده مدالش رو تقدیم کرد به سیده بیبی موسوی مادر ۲ شهید مدافع حرم تیپ فاطمیون
ماشالله به این ورزشکار شهدایی
به امید مدال طلای جهان و المپیک
#اخبار_لحظه_ای_جنگ
┏━━━🌺🍃━┓
📌 کانال خبری تحلیلی مارا در ایتا دنبال کنید.
┄┅═✧●📌#میبدار👇●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
والرین در میدان انقلاب زانو میزند!
فردا، ساعت ۱۸.۰۰، رونمایی از مهمترین نمادهای تاریخی «زانو زدن غربیها در برابر ایران» در میدان انقلاب برگزار میشه.
مجسمه والرین، پادشاه رومی که سال ۲۶۰ میلادی اسیر شد و در خاک ایران برابر پادشاه ایران زانو زد، در میدان انقلاب نصب میشه. نمادهای دیگهای مثل سرداران نماد میرزا کوچکخان، حاج قاسم و ... هم رونمایی میشه.
یه نماد مهم، زانو زدن سربازان آمریکایی در خلیج فارس در برابر سپاهیان ایرانی هست که سال ۱۳۹۴ این اتفاق رخ داد و بازخوردهای زیادی در رسانههای دنیا داشت.
فردا توی میدان انقلاب از ساعت ۱۸ مراسم هم هست. همه با خانواده میتونن بیان
بنظر برنامه جالبی میشه
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
🔴 حالا خر کی باشیم ؟!
✍ پیشاپیش از محضر شما پوزش میخواهم.هر چند از قدیم گفتن (درمثل مناقشه نیست.)و داستانها همه برای بیداری ما نقل شده اند.
سال هشتاد و پنج بود.
دانشگاه آزاد.
موضوع از این قراربود که
معمولا دانشجویان سرکلاس درس از اساتید میپرسیدند که استاد شما کدوم طرفی هستی؟اصلاح طلبی یا اصولگرا؟دل درگرو این نظام دارید یانظام سابق؟.
معمولا اساتید پاسخ میدادند.
اما یکی از اساتید از پاسخ این پرسش طفره میرفتند.و پاسخی نمیدادند.
تا اینکه آخرین جلسه ی کلاس؛ نزدیکای پایان ترم فرا رسید.
یکی ازدانشجویان از استاد مجددا پرسید استاد ترم تموم شد و ما نفهمیدیم شما کدوم طرفی هستید.!!!
استاد که گویا این کنجکاوی و اشتیاق پاسخ رو در ما دیدند به یکی از بچه ها گفتند پاشو در کلاس رو ببند و بنشینید تا یه داستانی واستون تعریف کنم.در کلاس رو بستیم وسراپاگوش نشستیم پای داستان.
ایشون فرمودند :
یه روز یه گوره خری ازسمت دشت اومد پای رودخونه آب بخوره.
اتفاقا همون موقع خری از سمت دیگر فرارسید و اون هم شروع کرد به خوردن آب.
همینطور که این دو بزرگوار داشتن از رودخانه آب میخوردند خیلی اتفاقی باهم چشم تو چشم شدند و شروع کردند به حال و احوال کردن با هم. گور خر روکرد به خَر ووگفت پسر عمو در چه حالی؟خوبی؟ خانواده ی محترم خوب هستن؟و....خر جواب داد؛ هی!! بد نیستیم.
شما چطوری؟ ایشون هم پاسخ دادند ماهم خوبیم. اما اینطور که پیداست تو همچین به این خوبی هم که میگی نیستی.!!! پای چشات چرا سیاه شدن؟کمرت چرا جای زخمِ!؟
دنده های پشتت چرا بیرون زده؟ این زخمهای روی ران پات از چیه؟
خَر پاسخ داد ای پسرعمو. دست رو دلم نزار که نمیدونی این آدمیزاد چه به روزمون آورده.وبارکه روپشتمون میزاره. ازغذای خوب هم خبری نیست. بچه هاشون هم از ما سواری میگیرن و کتک میزنن.و.... خلاصه که خیلی بهمون ظلم میشه.وولی چاره چیه؟
گوره خر گفت پسرعمو مگه مجبوری اینهمه ظلم رو تحمل کنی؟! بزن به دل آب بیا اینطرف رودخونه دنبال من!
بیا من ببرمت توی دشت. واسه خودت زندگی کن. بچرخ؛ بخور؛ بگرد؛ لذت ببر!
کار چیه؟بار چیه؟پالون و افسار کدومه؟!!
خر پرسید واقعا؟ راست میگی؟
ولی من که تنها نیستم. خانوادم هستن. خواهرا؛ برادرا؛دپدرم ؛مادرم؛ همسرم؛ بچه ها وفک و فامیل و...!!
گوره خر گفت نگران نباش. جادواسه همتون هست. برو و همه اقوامت رو جمع کن فردا صبح همین ساعت قرارمون همینجا.
خر رفت و روز بعد سرهمون ساعت با قوم خویش اومدن لب رودخانه.
گوره خرگفت بزنید به آب و بیاید دنبال من تا هر کجا که رفتم.
گوره خر به تاخت رفت وخرها به دنبالش به سمت دشت و مرغزار.
اندکی که گذشت گوره خر به پشت سر نگاه کرد و دید از خرها خبری نیست!!با خود فکری کرد که شاید اونها توان بدنی منو نداشتند و احتمالا خسته شدند. خلاصه برگشت؛ برگشت و دیدکه بله همه خرها دور هم جمع شدند و این یکی سرشو در گوش اون یکی گذاشته و دارن پچ پچ میکنن. دوتا دیگه یه گوشه دیگه سر در گوش هم گذاشتن و باز پچ پچ میکنن.
پرسید چی شده ؟چرا نمیاید؟
یکی از اون خرای ریش سفید اومد جلو گفت : پسر عمو ما داشتیم دنبال تو میومدیم ودرعین حال به حرفهات فکر میکردیم که یه سوالی برامون پیش اومد. فرض میکنیم همه ی حرفهات درست !!!
ولی ما اومدیم اونجا خَرِ کی باشیم؟؟؟
راستشو بخواید ما هم مثل شما داشتیم به داستان گوش میکردیم که از روی صندلی پاشد و به سمت در کلاس رفت و گفت :
((ما ملت باید خَر یکی باشیم!!!))
نمیدونم چقدر وقت طول کشید؛ اما همه ی ما دانشجوها مات و مبهوت بهم نگاه کردیم و خاطرم هست که نمیتونستیم از روی صندلی هامون بلند بشیم.
خیلی بد تو برجک هممون خورده بود.
این شد که من از همونجا تصمیم گرفتم دیگه خر هیچکس نباشم.
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛