🔴 حالا خر کی باشیم ؟!
✍ پیشاپیش از محضر شما پوزش میخواهم.هر چند از قدیم گفتن (درمثل مناقشه نیست.)و داستانها همه برای بیداری ما نقل شده اند.
سال هشتاد و پنج بود.
دانشگاه آزاد.
موضوع از این قراربود که
معمولا دانشجویان سرکلاس درس از اساتید میپرسیدند که استاد شما کدوم طرفی هستی؟اصلاح طلبی یا اصولگرا؟دل درگرو این نظام دارید یانظام سابق؟.
معمولا اساتید پاسخ میدادند.
اما یکی از اساتید از پاسخ این پرسش طفره میرفتند.و پاسخی نمیدادند.
تا اینکه آخرین جلسه ی کلاس؛ نزدیکای پایان ترم فرا رسید.
یکی ازدانشجویان از استاد مجددا پرسید استاد ترم تموم شد و ما نفهمیدیم شما کدوم طرفی هستید.!!!
استاد که گویا این کنجکاوی و اشتیاق پاسخ رو در ما دیدند به یکی از بچه ها گفتند پاشو در کلاس رو ببند و بنشینید تا یه داستانی واستون تعریف کنم.در کلاس رو بستیم وسراپاگوش نشستیم پای داستان.
ایشون فرمودند :
یه روز یه گوره خری ازسمت دشت اومد پای رودخونه آب بخوره.
اتفاقا همون موقع خری از سمت دیگر فرارسید و اون هم شروع کرد به خوردن آب.
همینطور که این دو بزرگوار داشتن از رودخانه آب میخوردند خیلی اتفاقی باهم چشم تو چشم شدند و شروع کردند به حال و احوال کردن با هم. گور خر روکرد به خَر ووگفت پسر عمو در چه حالی؟خوبی؟ خانواده ی محترم خوب هستن؟و....خر جواب داد؛ هی!! بد نیستیم.
شما چطوری؟ ایشون هم پاسخ دادند ماهم خوبیم. اما اینطور که پیداست تو همچین به این خوبی هم که میگی نیستی.!!! پای چشات چرا سیاه شدن؟کمرت چرا جای زخمِ!؟
دنده های پشتت چرا بیرون زده؟ این زخمهای روی ران پات از چیه؟
خَر پاسخ داد ای پسرعمو. دست رو دلم نزار که نمیدونی این آدمیزاد چه به روزمون آورده.وبارکه روپشتمون میزاره. ازغذای خوب هم خبری نیست. بچه هاشون هم از ما سواری میگیرن و کتک میزنن.و.... خلاصه که خیلی بهمون ظلم میشه.وولی چاره چیه؟
گوره خر گفت پسرعمو مگه مجبوری اینهمه ظلم رو تحمل کنی؟! بزن به دل آب بیا اینطرف رودخونه دنبال من!
بیا من ببرمت توی دشت. واسه خودت زندگی کن. بچرخ؛ بخور؛ بگرد؛ لذت ببر!
کار چیه؟بار چیه؟پالون و افسار کدومه؟!!
خر پرسید واقعا؟ راست میگی؟
ولی من که تنها نیستم. خانوادم هستن. خواهرا؛ برادرا؛دپدرم ؛مادرم؛ همسرم؛ بچه ها وفک و فامیل و...!!
گوره خر گفت نگران نباش. جادواسه همتون هست. برو و همه اقوامت رو جمع کن فردا صبح همین ساعت قرارمون همینجا.
خر رفت و روز بعد سرهمون ساعت با قوم خویش اومدن لب رودخانه.
گوره خرگفت بزنید به آب و بیاید دنبال من تا هر کجا که رفتم.
گوره خر به تاخت رفت وخرها به دنبالش به سمت دشت و مرغزار.
اندکی که گذشت گوره خر به پشت سر نگاه کرد و دید از خرها خبری نیست!!با خود فکری کرد که شاید اونها توان بدنی منو نداشتند و احتمالا خسته شدند. خلاصه برگشت؛ برگشت و دیدکه بله همه خرها دور هم جمع شدند و این یکی سرشو در گوش اون یکی گذاشته و دارن پچ پچ میکنن. دوتا دیگه یه گوشه دیگه سر در گوش هم گذاشتن و باز پچ پچ میکنن.
پرسید چی شده ؟چرا نمیاید؟
یکی از اون خرای ریش سفید اومد جلو گفت : پسر عمو ما داشتیم دنبال تو میومدیم ودرعین حال به حرفهات فکر میکردیم که یه سوالی برامون پیش اومد. فرض میکنیم همه ی حرفهات درست !!!
ولی ما اومدیم اونجا خَرِ کی باشیم؟؟؟
راستشو بخواید ما هم مثل شما داشتیم به داستان گوش میکردیم که از روی صندلی پاشد و به سمت در کلاس رفت و گفت :
((ما ملت باید خَر یکی باشیم!!!))
نمیدونم چقدر وقت طول کشید؛ اما همه ی ما دانشجوها مات و مبهوت بهم نگاه کردیم و خاطرم هست که نمیتونستیم از روی صندلی هامون بلند بشیم.
خیلی بد تو برجک هممون خورده بود.
این شد که من از همونجا تصمیم گرفتم دیگه خر هیچکس نباشم.
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🌻🌼🥀🌸🌷💐🌹
به نام مالک آسمان ها و زمین
سلام علیکم عزیزان صبح جمعه پاییزی زیباتون بخیر و شادی و سلامتی، وجودتون سرشار از الطاف الهی و انرژی مثبت،
طاعات و عباداتتون قبول
و زندگیتون مهدوی ان شاءالله
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
از پس پرده غیبت بیا آقا
جـــــان ما رفت سر لذت دنیای دنی
از پس پرده درآ ای که تو خود جانانی
اللهم عجل لولیک الفرج
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
صبح جمعه زیباتون بخیر
🌺اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُمْ
✅ ذکر روز جمعه :
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُمْ ( خدایا رحمت بفرست بر محمد و خاندان محمد )
۱۰۰ مرتبه
🌺🌻🌼🥀🌸🌷💐🌹
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
💎 اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَةِ الْقُرآن اَللّهُمَّ ارْزُقنا شَفاعَةَ الْقُرآن
🌹🌷🌼🌹🌷🌼🌹🌷🌹🌼🌹🌷🌷🌼
آیات صفحه🌹( ۱۱۱ )🌹را تلاوت کرده و به چهارده معصوم علیهم السلام ، شهداء و ارواح مؤمنین و مؤمنات هدیه می نماییم:
☀️ اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
هدایت شده از قرآن کریم صفحه به صفحه روزی یک صفحه
✅ صفحه ۱۱۱ سوره مبارکه مائده آیات ۱۸ الی ۲۳ با ترجمه
هدایت شده از قرآن کریم صفحه به صفحه روزی یک صفحه
صفحه 1114_6050740400367340590.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
✅ ترتیل بدون ترجمه صفحه ۱۱۱ سوره مبارکه مائده آیات ۱۸ الی ۲۳
قاری: استاد پرهیزگار
هدایت شده از قرآن کریم صفحه به صفحه روزی یک صفحه
4_857134588764563104.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
✅ ترجمه صوتی صفحه ۱۱۱ سوره مبارکه مائده آیات ۱۸ الی ۲۳
هدایت شده از قرآن کریم صفحه به صفحه روزی یک صفحه
روزمان را باصلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و خاندان مطهرشان شروع کنیم.
نثار ارواح انبیاء، اولیاء، شهداء و اموات مؤمنین و مؤمنات فاتحه اخلاص و صلوات
التماس دعای خیر دارم.
@Qoranekarimsafhebesafhe
تهران بوی حماسه میدهد
دیوارنگاره تازه میدان انقلاب با شعار «مقابل ایران دوباره زانو میزنید»،
روایتی از غرور ایرانی است.
جمعه ۱۶ آبان ساعت ۱۸، با مردم و هنرمندان کشور در میدان انقلاب
باهم میگوییم: زندهباد ایران 🇮🇷
#اخبار_لحظه_ای_جنگ
┏━━━🌺🍃━┓
📌 کانال خبری تحلیلی مارا در ایتا دنبال کنید.
┄┅═✧●📌#میبدار👇●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
#تذکر
به دو خبر بالا بنگرید
به میبد ۴۳ کلاس درس اضافه شد اما به اردکان ۲۴ کلاس! و در این نشانههایی است برای آنان که میاندیشند. اگر مسئولی در اردکان خواست پز بیجا بده خبر میبد را بکوبید در صورتش!
/هادرون
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
میبدار🇵🇸🇮🇶🇮🇷🇾🇪🇱🇧🇸🇾
#تذکر به دو خبر بالا بنگرید به میبد ۴۳ کلاس درس اضافه شد اما به اردکان ۲۴ کلاس! و در این نشانههایی
سلام وقت بخیر
به فعالین فضای مجازی اردکان باید گفت اگر در این زمینه میبد پیشرو است به همّت خیّرین و صاحبان صنایع است و همچنین سیاست گذاری حضرت آیت الله اعرافی که در چند سال پیش شعار هر سال ۱۰ مدرسه و هر کارخانه یک مدرسه را بیان کردند . بیایید تعداد مدارس و کلاس هایی که صنایع و خیّرین میبدی در میبد و صنایع خصوصی اردکان در آن شهر احداث کرده اند را با هم مقایسه کنید
و تعداد مدارسی که دولت در دو شهرستان احداث کرده اند را با هم مقایسه کنید
#ارسالی_مخاطبین
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
با کانال خبری تحلیلی ما همیشه بروز باشید👇
┄┅═✧●📌#میبدار●✧═┅┄
🎙 @Maybodar
┗━━🍃🌺━━┛
روایت امام علی ومعاویه وپذیرش مذاکره چقدرشبیه برجام امروز وتنهاگذاشتن رهبرهست😔
تاریخ تکرارمیشه.....
اجرای حکمیت که بعد از جنگ صفین اتفاق افتاد، چه بود؟ ونتیجه حکمیت چه شد؟آیا حضرت علی (ع) نتیجه حکمیت را پذیرفت؟
جواب
به طور خلاصه وقتی که سپاهیان معاویه در پی حملات مالک اشتر، شکست را بسیار نزدیک می دیدند. معاویه برای راه چاره، دست به دامن عمرو عاص شد.
به پیشنهاد عمروعاص و دستور معاویه، شامیان قرآن ها را بر نیزه کردند و شعار دادند ای اهل عراق!
حاکم بین ما کتاب خدا باشد.
در میان سپاه امام علی(ع) دودستگی پدید آمد، که دشمن، حکمیت قرآن را پذیرفته است و ما حق جنگ با آنان را نداریم. و شعار «لا حکمَ الا لله» سر می دهند.
امام(ع) به شدت در برابر این سخن ایستاد و اعلام کرد که این کار، جز فریب چیزی نیست؛ منافقینی مانند اشعث بن قیس، با تضعیف روحیّه ی لشکرِ حضرت(ع) آنان را به اختیار حَکَمین ترغیب کردند.
هر چه امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که این نیرنگ است، و من کلامُ الله ناطق هستم نتیجه نداد.
سرانجام امیرالمؤمنین(ع) بالاجبار ضمن نامه ای به معاویه با قید اینکه ما می دانیم تو اهل قرآن نیستی، حکمیت قرآن را پذیرفت.
پس قرار شد که از طرفین دو حَکَم، انتخاب کنند، تا سرانجام جنگ به حکمیت سپرده شود.
حکم شامیان عمرو عاص و حکم اهل عراق که گزینه دلخواه امام(ع) نبود، ابوموسی اشعری شد.
بین این دو در مکان مقرر شور صورت گرفت و قرار بر این شد که عمروعاص معاویه را و ابوموسی علی(ع) را عزل کند و انتخاب خلیفه را به شورا واگذار کنند.
ابوموسی اشعری نتیجه حکمیت را به اینجا رسانید که هر دو فرمانروا یعنی معاویه و علی(ع) از خلافت برکنار شوند و هیچ کدام فرمانروا نباشد.
عمرو عاص نیز به ظاهر این امر را پذیرفت اما برای اجرایی کردن نقشه ای که در سر داشت، ابوموسی را فریفت و او را برای اعلام نتیجه بر خودش مقدم کرد.
عمروعاص ابوموسی را در اعلام نتیجه، بر خود مقدم کرد.
ابن عباس و مالک اشتر تلاش زیادی کرد تا ابتدا عمرو عاص نتیجه را اعلام کند؛ اما ابوموسی به هشدارهای ابن عباس توجهی نکرد و به او گفت: من و عمرو عاص توافق کرده ایم.
ابوموسی بر بالای منبر رفت و گفت:
ای مردم! برای این که مسلمانان روی آسایش ببینند و بینشان دودستگی نباشد، من و عمرو عاص توافق کردیم که علی و معاویه را از خلافت برکنار کنیم تا خود مسلمانان شورایی تشکیل دهند و کسی را که استحقاق و شایستگی خلافت دارد انتخاب کنند؛ پس من به نمایندگی از مردم حجاز و عراق چنان که انگشتری ام را از دست خود خارج می کنم، علی(ع) را از خلافت برکنار می نمایم.
و وقتی نوبت به عمرو بن عاص رسید، او به جای عزل معاویه، عزل علی(ع) به دست ابوموسی را تأیید و معاویه را به خلافت منصوب کرد.
به این ترتیب، بدون آنکه سخن از قرآن و سنت پیامبر(ص) باشد، ماجرای حکمیت منشا اختلاف دیگری در میان شام و عراق شد.
و مهمترین نتیجه حکمیت برای شامیان این بود که از آن پس مردم شام، معاویه را امیرالمؤمنین نامیدند.
اما نتیجه حکمیت، از طرف حضرت علی (ع) پذیرفته نشد چون اولا آن چه که دو حکم یعنی عمروعاص و ابوموسی اشعری باهم قرار گذاشته بودند محقق نشد و در همان جلسه اعلام، عمروعاص بر خلاف توافقی که بینشان بود عمل کرد. و اولین کسی که به این کار عمروعاص اعتراض کرد، خود ابوموسی بود. بنابراین حکمیت در واقع به سرانجام نرسید تا اینکه حضرت علی (ع) خود را بدان ملزم بداند.
علاوه بر حضرت علی (ع) همان هایی که حضرت را وادار به پذیرش حکمیت کردند از همه شاکی تر بودند چون بعد از اینکه متوجه شدند حکمیت فریبی بیش نبوده است، از حضرت خواستند که از قبول حکمیت توبه کند. و حضرت با خواسته آن ها مخالفت کردند چرا که حضرت گناهی مرتکب نشده بودند که بخواهند از آن توبه کنند بلکه حکمیت بر ایشان تحمیل شده بود.
و بدین جهت بود که گروهی به نام خوارج پدید آمد.