هدایت شده از مجتبی مجلسی
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰صحبتهای اساتید و هنرمندان، درباره زوج هنرمند چهرۀ سال هنر انقلاب اسلامی قم 🇮🇷
🔹در مراسمی که عصر پنجشنبه در گلزار شهدای قم برگزار شد، جناب آقای محسن فرجی به همراه همسرشان سرکار خانم فاطمه گودرزی، چهرۀ سال هنر انقلاب اسلامی در استان قم، برگزیده و معرفی شدند.
🔸رویداد اختتامیه با همکاری حوزه هنری انقلاب اسلامی استان قم، بسیج هنرمندان، بنیاد شهید و سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری قم برگزار شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺🔺تبریک به هنرمند عزیز آقامحسن فرجی و همسر بزرگوارشان
میز کار مریم دباغ
🔰صحبتهای اساتید و هنرمندان، درباره زوج هنرمند چهرۀ سال هنر انقلاب اسلامی قم 🇮🇷 🔹در مراسمی که عصر
از شنیدن این خبر چقدر خوشحال شدیم!
و اما بعد،
آیا میبینید آنچه را من میبینم؟
وقتی خستگی استاد را مشاهده میکنم، شرمنده جوانی و خواب و خوراک به اندازهام میشوم.
استاد این روزها به حول و قوه الهی مشغول طراحی سنگ مزار و یادمان شریف رهبرشهید فقید است، و لابد طبق معمول کمتر از همه میخوابد، کمتر از همه از غذا تناول میکند و بیش از همه کار میکند؛ این وسطها حواسش به حال و روز هنرمندان اطراف و شاگردان خلف همراهش هم هست.
هر چه خدا را بابت داشتن چنین استادی شکر بگویم حقش ادا نمیشود...
🖌🎨میز کار مریم دباغ:
@Mdabagh_art
میز کار مریم دباغ
🔺ببینید |
کلیپ معرفی چهره سال دوازدهمین هفته هنر انقلاب اسلامی خوزستان/ جناب آقای محمد ترک
اثر حمید بهوندی
و علی حردانیان
هدایت شده از سیدمحمدهادی شفیعی
در روزی که گذشت و در اختتامیه هفته هنر انقلاب اسلامی، از پرتره دو شهید فرهنگ و هنر خوزستان در جنگ رمضان رونمایی شد.
شهید بزرگوار شیخ هادی استاد و شهید عزیز علیرضا غرباوی.
هر دوی این آثار حاصل زحمت هنرمند توانمند هم استانی، سرکار خانم دباغ هستند.
امید که این دو شهید بزرگوار، دستگیر و شفیع ما باشند.
کانال سید محمد هادی شفیعی
میز کار مریم دباغ
این پست را باید در رزومهام نگهداری کنم.
🖌🎨میز کار مریم دباغ:
@Mdabagh_art
اولین باری که ایشان را ملاقات کردم تصورش را هم نمیکردم آنقدر زمانش زود فرا برسد که رنگ روی رنگ بگذارم تا بشود پرترهی پس از شهادت ایشان.
اصلا در این چیزها بزدلم. در این که کسی از نزدیکان برود و منی که ماندهام نقش صورتش را ماندگار کنم.
هم از این دلم میلرزد و هم آنکه بی پرداختن به معنا صورتگری کنم.
ولی خوب حساب و کتاب خدا طور دیگری است. همیشه خودش هلت میدهد میان اقیانوسی از آب روشن و مگر دیوانه باشی که بیخودی دست و پا بزنی.
اصلا شاید این اقیانوس بیانتها که گاهی در رویا میان آن ناغوش میخورم همین باشد. مگر نه این که آب روشنایی است. شاید این آب آتش نفس را خاموش کند. شاید آبی رویاهایم باشد که اغلب میان آثارم موج میزند و بر زردی و قرمزی غلبه دارد. شاید آن زردیهایی هم که هست از نور زاییده شده. نمیدانم. هنوز در جستجوی معنام...
پ.ن: راستی آنها که آخرینبار "شهید شیخ هادی استاد" را دیدهاند، میگویند قرآن همیشگیاش در طاقچه سینهاش بوده که پرکشیده است.
🖌🎨میز کار مریم دباغ:
@Mdabagh_art
دلم شور میزد که نکند شبیه خودش نشود. همیشه همه فکر و ذهنم این است که مادر شهید نقاشی را قبول کند، پسش نزند. دلش از دیدن روی فرزندش غنج برود.
چند عکس را نگاه کردم تا چم و خم چهرهاش دستم بیاید. پاکی و صفایی در نگاهش بود که از قلم این نفس آلوده برنمیآمد. توکل کردم به خدا و توسل به خودش...
بچهها میگویند مادرش تا درب خانه نقاشی را از خودش جدا نمیکرده...
الحمدلله علی کل حال!
ای شهید! خادم الزهرا! بچه آبادان! منت گذاشتی بر سرم. نگاهی به این خواهر بیتوشهات بکن!
انا انشالله بکم لاحقون
🖌🎨میز کار مریم دباغ:
@Mdabagh_art