eitaa logo
فلسفه رسانه
223 دنبال‌کننده
297 عکس
327 ویدیو
7 فایل
📡 رسانه فقط ابزار نیست؛ زبان تفکر ماست. اینجا به ریشه‌ها نگاه می‌کنیم. 📚 اگر به دنبال فهم عمیق‌تری از رسانه، تأثیراتش و بنیادهای فکری‌اش هستی، اینجا برای توست.
مشاهده در ایتا
دانلود
35.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟡 مراقب استادنماها و بلاگرهای اینستاگرامی باشید که در قالب دین، زندگی شما را دچار مشکل نکنند 🟢 این قسمت: قانون جذب و کدهای کیهانی ✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️ 🆔Click on this link
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥نظریه «اثر بازگشت» یا «backfire effect» را بشناسیم ❌بعضی وقتها با خیلیا که حرف میزنی و متوجه اشتباه عقیده ای و فکریشون میشی سعی میکنی بهش حقیقت رو بگی اما اونا متقاعد که نمیشن هیچ، تازه باورهای اولیه اونها تقویت هم میشه... ⁉️علتش چیه؟! باید با این افراد چیکار کنیم؟! ✅ این کلیپ توضیح میده👆👆 ✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️ 🆔Click on this link
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻تکنیک‌های عملیات روانی 🔹اهریمن سازی (انسانیت زدایی) بر اساس این تکنیک رسانه‌ها تلاش می‌کنند تا تصویری غیراخلاقی و غیرانسانی از شخصی یا ملتی که با آن مخالف هستند، ارائه کنند. به تصور آن‌ها، این اقدام هم از مشروعیت آن می‌کاهد و هم اعمال خشن و تند خود علیه او را توجیه می‌کند. به باور "برادن" و "شلی" : « انسانیت زدایی از حریف، یعنی نه تنها بیگانه دانستن دشمن نسبت به هویت ملی خود، بلکه خارج کردن او از حیطه‌ی انسانیت و در نهایت سزاوار دانستنش برای مردن» در این بین "حافظه تاریخی ضعیف" مخاطبان، کمک شایانی به پیشبرد این تکنیک خواهد کرد. با استفاده از این تکنیک، رسانه‌های فارسی‌زبان غربی ترور حجت‌الاسلام محمد مقیسه و حجت‌الاسلام علی رازینی، قضات دیوان عالی کشور را به گونه‌ای دیگر نشان دادند و آن‌ها را مورد سیاه‌نمایی و ترور شخصیتی نیز قرار دادند. تصویری که رسانه‌های غربی در پی ایجاد آن هستند، تصویر فردی خونریز و خونخوار است که بدون کوچکترین سواد فقهی و قضایی بر مسند قضاوت نشسته است و افراد بی‌گناه را بدون محاکمه به چوبه اعدام سپرده است. ✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️ 🆔Click on this link
‏پدر سوختگی به سبک بنگاه لجن‌پراکنی بی‌بی‌سی! ✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️ 🆔Click on this link
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دکتر بئاتریس کریستینا سالاس می‌گوید قسمت هایی از سریال محبوب «گیم آف ترونز» از شاهنامه فردوسی ساخته شده است! 🔺چقدر تو بحث رسانه ما منابع سرشار محتوایی داریم ولی تو فیلم سازی دنبال یه مشت خزعبلات غربی افتادیم. ✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️ 🆔Click on this link
بسم الله.... جشنواره رو با فیلم شمال از جنوب غربی شروع کردیم✨✨ در مورد فیلم بعدا صحبت می کنم🤷‍♂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شمال از جنوب غربی 🎬 یک فیلم ایرانی به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیه‌کنندگی مهدی مددکار محصول سال ۱۴۰۳ است. نام این فیلم سینمایی شباهت قابل توجهی به شاهکار کلاسیک شمال از شمال غربی اثر آلفرد هیچکاک دارد. این اثر پنجمین تجربه کارگردانی زرگرنژاد پس از فیلم سینمایی شماره ۱۰ محسوب می‌شود. داستان 📖 عراق در دوران جنگ با ایران، تصمیم می‌گیرد یک کامیون پر از مواد منفجره را وارد ایران کرده و در یکی از نقاط حساس کشور آن را منفجر کند. مأموران اطلاعاتی ایران با مطلع شدن از این موضوع، کامیون مذکور را زیر نظر می‌گیرند؛ اما...
فلسفه رسانه
شمال از جنوب غربی 🎬 یک فیلم ایرانی به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیه‌کنندگی مهدی مددکار محصول سال ۱۴
. . تحلیل فیلم: ایده‌های قوی، اجرای ضعیف و ریتم نامناسب فیلم مورد نظر با ایده‌ای جذاب و موضوعی نوآورانه شروع می‌شود که می‌توانست به یک اثر ماندگار تبدیل شود. لوکیشن‌های شمال ایران به عنوان پس‌زمینه داستان، فضایی زیبا و جذاب به فیلم بخشیده‌اند و به خوبی توانسته‌اند حس و حال داستان را تقویت کنند. این انتخاب لوکیشن یکی از نقاط قوت فیلم است که به مخاطب اجازه می‌دهد در فضایی متفاوت و خوش‌ساخت غرق شود. همچنین، جلوه‌های ویژه فیلم در حد استانداردهای سینمای ایران قابل قبول است و می‌توان آن را به عنوان یکی از نکات مثبت فیلم برشمرد. یکی از جنبه‌های قابل تحسین فیلم، صحنه‌های جنگی است که به خوبی تصویربرداری شده‌اند. برای اولین بار در سینمای ایران شاهد استفاده از چنین تصویربرداری‌های حرفه‌ای و صحنه‌های پرنفرات در یک فیلم جنگی هستیم. این صحنه‌ها از نظر بصری جذاب و تاثیرگذار هستند و نشان می‌دهند که تیم تولید توانایی خلق صحنه‌های بزرگ و پیچیده را دارد. با این حال، یک ضعف بزرگ در این بخش، عدم آموزش کافی به بازیگران است. بازیگران به نظر می‌رسد در استفاده از اسلحه و شیوه‌های جنگ در جنگل آموزش کافی ندیده‌اند. این موضوع باعث می‌شود صحنه‌های جنگی تا حدی غیرواقعی و غیرحرفه‌ای به نظر برسند. اگر به این جزئیات توجه بیشتری می‌شد، صحنه‌های جنگی می‌توانستند بسیار تاثیرگذارتر و باورپذیرتر باشند. با این حال، فیلم از نظر ریتم دچار مشکل اساسی است. ریتم کند و نامناسب فیلم باعث می‌شود مخاطب نتواند به طور کامل با داستان همراه شود. این مشکل به ویژه در شروع فیلم به شدت محسوس است. فیلم با یک شروع گنگ و نامفهوم وارد می‌شود که به جای جذب مخاطب، او را سردرگم می‌کند. هرچند در ادامه فیلم تا حدی بهبود پیدا می‌کند، اما هیچ‌گاه به سطحی عالی یا حتی قابل قبول نمی‌رسد. یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های فیلم، شخصیت‌پردازی ضعیف، به ویژه در مورد شخصیت امیر آقایی است. این شخصیت هیچ نقش مؤثری در پیشبرد داستان ندارد و حذف او هیچ تأثیری بر روند اتفاقات فیلم نمی‌گذارد. این ضعف بزرگ در فیلمنامه باعث می‌شود مخاطب نتواند با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند و از داستان لذت ببرد. فیلم به وضوح تلاش کرده تا از آثار کلاسیک مانند ماجرای نیمروز الهام بگیرد، اما این تلاش تنها به یک کپی ضعیف منجر شده است. تنها تفاوت عمده، تغییر لوکیشن است که به تنهایی نمی‌تواند فیلم را نجات دهد. فیلمنامه به شدت سردرگم و نامنسجم است و با اضافه شدن نقش‌های فرعی که به طور ناگهانی حذف می‌شوند، سکانس‌های اضافی و کات‌های بی‌رویه، وضعیت بدتر می‌شود. بازی بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم است. به جز مصطفی زمانی که عملکرد قابل قبولی از خود نشان داده، بقیه بازیگران در جاهایی مصنوعی و اغراق‌شده بازی کرده‌اند. این موضوع به ویژه در صحنه‌های احساسی یا تعلیق‌آمیز بیشتر به چشم می‌آید و باعث می‌شود مخاطب نتواند به طور کامل با داستان و شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند. پایان‌بندی فیلم نیز به جای پاسخ‌گویی به سوالات مخاطب، تنها بر سردرگمی او می‌افزاید. مشخص نیست که آیا مجید واقعاً نفوذی بوده یا خیر، یا اینکه فراری دادن امیر آقایی کار خود حاج مهدی بوده یا مجید. این ابهامات به جای ایجاد حس تعلیق و تفکر، تنها باعث سردرگمی و نارضایتی مخاطب می‌شوند. صحنه‌های اکشن و تعقیب و گریز نیز به جای ایجاد هیجان، اغلب غیرمنطقی و نامنسجم به نظر می‌رسند. مثلاً صحنه‌ای که بچه‌های اطلاعات یک ربع کامیون را گم می‌کنند و سپس به طور ناگهانی ماشین جابه‌جا می‌شود، کاملاً غیرواقعی و بی‌معناست. این صحنه‌ها به جای تقویت داستان، تنها بر ضعف فیلمنامه تأکید می‌کنند. اما با همه این انتقادها، باید اعتراف کنم که فیلم را دوست داشتم. دلیل اصلی این علاقه، پرداختن به موضوعی مهم و کمتر دیده شده در تاریخ معاصر ایران است. فیلم به فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌های جوانانی می‌پردازد که در گوشه‌ای از تاریخ گمنام مانده‌اند. این موضوع به خودی خود بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. بازگشایی این بخش از تاریخ و پرداختن به چنین سوژه‌های مهمی، حس خوبی به مخاطب می‌دهد و نشان می‌دهد که سینمای ایران می‌تواند با تکیه بر تاریخ غنی و پرحادثه خود، سوژه‌های بی‌شماری برای فیلم‌سازی داشته باشد. همین که فیلم‌سازان به چنین موضوعاتی توجه می‌کنند و سعی می‌کنند این بخش‌های ناگفته تاریخ را به تصویر بکشند، جای تقدیر دارد. در نهایت، فیلم با وجود پتانسیل بالا و موضوع جذاب، به دلیل فیلمنامه‌ای ضعیف، ریتم نامناسب و اجرای ناکام، نتوانسته انتظارات مخاطب را برآورده کند. شلم‌شوربا بودن فیلمنامه و عدم انسجام در روایت، باعث شده فیلم به جای تبدیل شدن به یک اثر ماندگار، تنها به یک فرصت از دست رفته تبدیل شود. ✍️سید مسعود ساداتی