🔻تکنیکهای عملیات روانی
🔹اهریمن سازی (انسانیت زدایی)
بر اساس این تکنیک رسانهها تلاش میکنند تا تصویری غیراخلاقی و غیرانسانی از شخصی یا ملتی که با آن مخالف هستند، ارائه کنند.
به تصور آنها، این اقدام هم از مشروعیت آن میکاهد و هم اعمال خشن و تند خود علیه او را توجیه میکند.
به باور "برادن" و "شلی" :
« انسانیت زدایی از حریف، یعنی نه تنها بیگانه دانستن دشمن نسبت به هویت ملی خود، بلکه خارج کردن او از حیطهی انسانیت و در نهایت سزاوار دانستنش برای مردن»
در این بین "حافظه تاریخی ضعیف" مخاطبان، کمک شایانی به پیشبرد این تکنیک خواهد کرد.
با استفاده از این تکنیک، رسانههای فارسیزبان غربی ترور حجتالاسلام محمد مقیسه و حجتالاسلام علی رازینی، قضات دیوان عالی کشور را به گونهای دیگر نشان دادند و آنها را مورد سیاهنمایی و ترور شخصیتی نیز قرار دادند.
تصویری که رسانههای غربی در پی ایجاد آن هستند، تصویر فردی خونریز و خونخوار است که بدون کوچکترین سواد فقهی و قضایی بر مسند قضاوت نشسته است و افراد بیگناه را بدون محاکمه به چوبه اعدام سپرده است.
✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️
🆔Click on this link
پدر سوختگی به سبک بنگاه لجنپراکنی بیبیسی!
✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️
🆔Click on this link
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دکتر بئاتریس کریستینا سالاس میگوید قسمت هایی از سریال محبوب «گیم آف ترونز» از شاهنامه فردوسی ساخته شده است!
🔺چقدر تو بحث رسانه ما منابع سرشار محتوایی داریم ولی تو فیلم سازی دنبال یه مشت خزعبلات غربی افتادیم.
✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️
🆔Click on this link
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻زندگی به سبک رسانه چگونه و چرا ؟
#فلسفه_رسانه
#سواد_رسانه_ای
#فضای_مجازی
✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️
🆔Click on this link
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طوفان رسانهای حماس صدای نتایاهو رو درآورده
✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️
🆔Click on this link
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شمال از جنوب غربی 🎬
یک فیلم ایرانی به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیهکنندگی مهدی مددکار محصول سال ۱۴۰۳ است. نام این فیلم سینمایی شباهت قابل توجهی به شاهکار کلاسیک شمال از شمال غربی اثر آلفرد هیچکاک دارد. این اثر پنجمین تجربه کارگردانی زرگرنژاد پس از فیلم سینمایی شماره ۱۰ محسوب میشود.
داستان 📖
عراق در دوران جنگ با ایران، تصمیم میگیرد یک کامیون پر از مواد منفجره را وارد ایران کرده و در یکی از نقاط حساس کشور آن را منفجر کند. مأموران اطلاعاتی ایران با مطلع شدن از این موضوع، کامیون مذکور را زیر نظر میگیرند؛ اما...
فلسفه رسانه
شمال از جنوب غربی 🎬 یک فیلم ایرانی به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیهکنندگی مهدی مددکار محصول سال ۱۴
.
.
تحلیل فیلم: ایدههای قوی، اجرای ضعیف و ریتم نامناسب
فیلم مورد نظر با ایدهای جذاب و موضوعی نوآورانه شروع میشود که میتوانست به یک اثر ماندگار تبدیل شود. لوکیشنهای شمال ایران به عنوان پسزمینه داستان، فضایی زیبا و جذاب به فیلم بخشیدهاند و به خوبی توانستهاند حس و حال داستان را تقویت کنند. این انتخاب لوکیشن یکی از نقاط قوت فیلم است که به مخاطب اجازه میدهد در فضایی متفاوت و خوشساخت غرق شود. همچنین، جلوههای ویژه فیلم در حد استانداردهای سینمای ایران قابل قبول است و میتوان آن را به عنوان یکی از نکات مثبت فیلم برشمرد.
یکی از جنبههای قابل تحسین فیلم، صحنههای جنگی است که به خوبی تصویربرداری شدهاند. برای اولین بار در سینمای ایران شاهد استفاده از چنین تصویربرداریهای حرفهای و صحنههای پرنفرات در یک فیلم جنگی هستیم. این صحنهها از نظر بصری جذاب و تاثیرگذار هستند و نشان میدهند که تیم تولید توانایی خلق صحنههای بزرگ و پیچیده را دارد. با این حال، یک ضعف بزرگ در این بخش، عدم آموزش کافی به بازیگران است. بازیگران به نظر میرسد در استفاده از اسلحه و شیوههای جنگ در جنگل آموزش کافی ندیدهاند. این موضوع باعث میشود صحنههای جنگی تا حدی غیرواقعی و غیرحرفهای به نظر برسند. اگر به این جزئیات توجه بیشتری میشد، صحنههای جنگی میتوانستند بسیار تاثیرگذارتر و باورپذیرتر باشند.
با این حال، فیلم از نظر ریتم دچار مشکل اساسی است. ریتم کند و نامناسب فیلم باعث میشود مخاطب نتواند به طور کامل با داستان همراه شود. این مشکل به ویژه در شروع فیلم به شدت محسوس است. فیلم با یک شروع گنگ و نامفهوم وارد میشود که به جای جذب مخاطب، او را سردرگم میکند. هرچند در ادامه فیلم تا حدی بهبود پیدا میکند، اما هیچگاه به سطحی عالی یا حتی قابل قبول نمیرسد.
یکی از بزرگترین ضعفهای فیلم، شخصیتپردازی ضعیف، به ویژه در مورد شخصیت امیر آقایی است. این شخصیت هیچ نقش مؤثری در پیشبرد داستان ندارد و حذف او هیچ تأثیری بر روند اتفاقات فیلم نمیگذارد. این ضعف بزرگ در فیلمنامه باعث میشود مخاطب نتواند با شخصیتها ارتباط برقرار کند و از داستان لذت ببرد.
فیلم به وضوح تلاش کرده تا از آثار کلاسیک مانند ماجرای نیمروز الهام بگیرد، اما این تلاش تنها به یک کپی ضعیف منجر شده است. تنها تفاوت عمده، تغییر لوکیشن است که به تنهایی نمیتواند فیلم را نجات دهد. فیلمنامه به شدت سردرگم و نامنسجم است و با اضافه شدن نقشهای فرعی که به طور ناگهانی حذف میشوند، سکانسهای اضافی و کاتهای بیرویه، وضعیت بدتر میشود.
بازی بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم است. به جز مصطفی زمانی که عملکرد قابل قبولی از خود نشان داده، بقیه بازیگران در جاهایی مصنوعی و اغراقشده بازی کردهاند. این موضوع به ویژه در صحنههای احساسی یا تعلیقآمیز بیشتر به چشم میآید و باعث میشود مخاطب نتواند به طور کامل با داستان و شخصیتها ارتباط برقرار کند.
پایانبندی فیلم نیز به جای پاسخگویی به سوالات مخاطب، تنها بر سردرگمی او میافزاید. مشخص نیست که آیا مجید واقعاً نفوذی بوده یا خیر، یا اینکه فراری دادن امیر آقایی کار خود حاج مهدی بوده یا مجید. این ابهامات به جای ایجاد حس تعلیق و تفکر، تنها باعث سردرگمی و نارضایتی مخاطب میشوند.
صحنههای اکشن و تعقیب و گریز نیز به جای ایجاد هیجان، اغلب غیرمنطقی و نامنسجم به نظر میرسند. مثلاً صحنهای که بچههای اطلاعات یک ربع کامیون را گم میکنند و سپس به طور ناگهانی ماشین جابهجا میشود، کاملاً غیرواقعی و بیمعناست. این صحنهها به جای تقویت داستان، تنها بر ضعف فیلمنامه تأکید میکنند.
اما با همه این انتقادها، باید اعتراف کنم که فیلم را دوست داشتم. دلیل اصلی این علاقه، پرداختن به موضوعی مهم و کمتر دیده شده در تاریخ معاصر ایران است. فیلم به فداکاریها و از خودگذشتگیهای جوانانی میپردازد که در گوشهای از تاریخ گمنام ماندهاند. این موضوع به خودی خود بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. بازگشایی این بخش از تاریخ و پرداختن به چنین سوژههای مهمی، حس خوبی به مخاطب میدهد و نشان میدهد که سینمای ایران میتواند با تکیه بر تاریخ غنی و پرحادثه خود، سوژههای بیشماری برای فیلمسازی داشته باشد. همین که فیلمسازان به چنین موضوعاتی توجه میکنند و سعی میکنند این بخشهای ناگفته تاریخ را به تصویر بکشند، جای تقدیر دارد.
در نهایت، فیلم با وجود پتانسیل بالا و موضوع جذاب، به دلیل فیلمنامهای ضعیف، ریتم نامناسب و اجرای ناکام، نتوانسته انتظارات مخاطب را برآورده کند. شلمشوربا بودن فیلمنامه و عدم انسجام در روایت، باعث شده فیلم به جای تبدیل شدن به یک اثر ماندگار، تنها به یک فرصت از دست رفته تبدیل شود.
✍️سید مسعود ساداتی
#فلسفه_رسانه
✡️ متن کامل یادداشت «فصل جوایز ۲۰۲۵؛ فصل دگردیسی هیولاهای هالیوود» را در آدرس زیر بخوانید:
👉 https://jscenter.ir/jews-and-the-media/jews-and-hollywood/23775
فلسفه رسانه
✡️ متن کامل یادداشت «فصل جوایز ۲۰۲۵؛ فصل دگردیسی هیولاهای هالیوود» را در آدرس زیر بخوانید: 👉 https:/
🌿
🎬 اسکار ٢٠٢۵
✡️ فصل دگردیسی هیولاهای هالیوود!
1️⃣ در حالیکه لس آنجلس همچنان در آتش میسوخت، نامزدهای جوایز نودوهفتمین مراسم #اسکار اعلام شد. و طبق معمول، نامزدها همانها بودند که در لیستهای دهها انجمن نقد فیلم و برگزیدهها و نامزدهای اتحادیههای هنری و مراسمی مانند گلدن گلوب و بفتا و… حضور داشتند!
2️⃣ امسال نیز بنا بر چالشهای روز غرب، «تم خاصی» در این انتخابها اینبار به شکل خیلی صریحتر و سرراستتر دیده میشد. انگار اصلاً این فیلمها، تصاویری نمادین و خیلی نزدیک به وقایع عجیب و غریبی بودند که در این یک سال اتفاق افتاد!
3️⃣ در اغلب آثار این دورهٔ جوایز اسکار:👈 یا با #هیولاهایی روبهروییم که یا طیّ یک دگردیسی عجیب و غریب، به افراد و پدیدههایی کاملاً متضاد، همراه روحیهٔ انسانی و حقطلب و مهربان تبدیل شدند،👈 یا برعکس افرادی معمولی برای بهدستآوردن حقوق پایمالشدهٔ خود، در مقابل هیولاهای حقیقی به هیولاهایی بدل گشته و یا لااقل اینگونه جلوه داده میشوند!
4️⃣ مصداق بارز و بهروزِ فیلمهای دستهٔ اول 👈 روندی بود که هیولایی همچون #ابومحمد_الجولانی طی کرد و از یک تروریست وحشی و خشن و هراسناک به #احمد_الشرع خوشتیپ با ریش آنکادره و کت و شلوار و کراوات تغییر هیبت داد، که گویا دمکرات طرفدار دیپلماسی و حقوق بشر و انتخابات آزاد است!!
5️⃣ مصداق بارز و بهروزِ فیلمهای دستهٔ دوم 👈 #رژیم_صهیونیستی بود که علیرغم ریختن بیش از ۸۵هزار تن بمب بر سر مردم غزه و نسلکُشی و قتلعام بیش از ۴۵هزار نفر، همواره از سوی رسانههای زنجیرهای وابسته به #کانونهای_صهیونی سعی شد که این شرور حقیقی، مظلوم و انساندوست و طرفدار حقوق بشر نمایانده شود!!
✨کانال فلسفه رسانه و جهاد تبیین↙️
🆔Click on this link