میگن که...
یه آقایی با خانوم و فرزند دخترش رفتن کربلا
نصف شب رسیدن
آقا به خانومش گفته بیا بریم حرم
خانومه گفته حال ندارم باید بخوابم تو برو من اذان صبح میام
آقاهه میگه باشه پس من با دختر میرم
دست دخترشو میگیره و میره سمت حرم نزدیک حرم که میشه میبینه یه عده جمع شدن نوحه میخونن سینه میزنن گریه میکنن
محو اونا میشه و یهو برمیگرده میبینه دخترش نیست
هی میدوعه اینور اونور داخل حرمارو میگرده
بعد میره به حرم حضرت ابلفضل میگه آقا دستت درد نکنه این بود مهمون نوازیت؟ من الان کجا دنبال دخترم بگردم؟
دیگه اینجا ناامید میشه و میره سمت هتل که به خانمش خبر بده و باهم بیان بگردن دنبال بچه
میاد میبینه عهه دخترش پیش مامانش خوابیده.
صبح که بیدار میشن داشتن میرفتن سمت حرم باباهه به دخترش میگه دخترم تو چجوری شد که اومدی هتل پیش مامان؟
دختره میگه یه عمو منو آورد
بهم گفت از اَبام بگیر دنبالم بیا
بهش گفتم خب دستتو بده
گفت دست ندارم😭💔
گفت به بابات بگو که ما اینجا نمیذاریم جز رقیه دختری گم بشه😭🖤
سلام و نور🥲
دغدغه اینکه پا تو مسیری بذاریم
که نهایتش سعادت باشه، تو زندگی هممون هست:)
اینجا
کنار هم جمع میشیم تا مسافر یه سفر به دریای روزگار بشیم🌿
سفر به این دریا
مجوزِ صبر و توکل می خواد:)
تلاطم این دریا، به وحشتت نندازه
چون ناخدای این کشتی
ناخدا مهدیِ(عج) 🌼
تو این سفر کنارمون باش✨🌱
❀ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❀
کشتی این سفر
«در میانِ میدانِ گرم و تشنه، تو تنها نبودهای؛
تو تنهاترین بودی. 💔
خیمهها سوخت، اما اشکهای تو،
آتشِ دلهای ما را سوزاند.
ای علیاصغر، ای که تیرِ تو، قلبِ همهٔ مؤمنان را نشانه رفت.
ای غریبی که در اوج عطش، به سوی آسمان رفت…🥲💔
نسب و سن: ایشان فرزند امام حسن مجتبی (ع) و برادرزاده امام حسین (ع) بودند. در روز عاشورا، طبق منابع شیعه، ایشان کودکی ۱۱ ساله بود که عشق و ارادت شدیدی به عموی خود داشت.
صحنه شهادت: در لحظات پایانی نبرد، وقتی یکی از دشمنان (به نام بَحر بن کعب) قصد ضربه زدن به امام حسین (ع) را داشت، حضرت عبدالله فریاد زنان از خیمهها بیرون دوید و خود را سپر بلای عموی خود کرد و فریاد زد: «ای پسر زن ناپاک! آیا میخواهی به عمویم ضربه بزنی؟»🥺
چگونگی شهادت: ضربه شمشیر، دست ایشان را قطع کرد و در آغوش امام حسین (ع) افتاد. در همان حال، شخص دیگری به نام حَرمله بن کاهل با پرتاب تیری، ایشان را در آغوش عمویش به شهادت رساند.😭💔
امام حسین (ع) در آن لحظات به ایشان فرمودند:
«پسرم!
بر آنچه بر تو گذشت صبر کن و آن را نیکو شمار، که خداوند تو را به پدران پاکت ملحق خواهد کرد».🫠✨
تو ایام ماه محرم🖤
یادمان باشد اول نماز حـُسین ،
بعد عزای حسین، ✨
اول شـُعور حسینی و بعد
شور حسینی ،
مـُحرم و صفر زمان بالیدن
است نه فقط نالیدن!🥲
بساطش آمـُوزه است
نه مـُوزه !
تمرین خوب نـِگریستن است نه
فقط خوب گـِریستن💔
#ذِکـرروزشَنـبِہ..👀✋🏻••
«یـٰارَبالعـٰالَمیـن'🖤🗞'»
‹اۍپَروردِگـٰارجَھانیـٰان..'🔗📓'›
⸾🌻💛⸾
وخـداگفــت :
شـبراآفریــدم
تاازبیقرارےهایت
برایـمبگویے ..! :)
مراقبمهربونیاتونباشید!−😌🌱
فرداباڪلیانرژبرمیگردیمـ🌸💕
شبخوش✨🌙
کاروان امام حسین(ع) پس از روزها سفر، به سرزمین کربلا رسید؛ سرزمینی که قرار بود شاهد بزرگترین حماسه تاریخ باشد.
اینجا همان خاکی است که چند روز بعد با خون پاک فرزند پیامبر(ص) و یاران وفادارش رنگین شد. کاروانی که با امید و ایمان قدم بر این سرزمین گذاشت، تا درس آزادگی و عزت را برای همیشه در تاریخ ماندگار کند.🥲🖤
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)
▪️🌸▪️
🏴 جملاتی که دل سنگ را آتش میزند... | درد و دلهای حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر بریده پدر در خرابه شام ...
🌸در نقلها آمده است:
▪️یزید گفت: سر بريده پدرش را برایش ببرید تا به آن نگاه کند و آرام بگیرد.
پس آن سر مطهر را در درون طبقي نهادند و روي آن را با پارچه اي پوشاندند و جلوي او گذاشتند.
🌸شدت ضعف و گرسنگي، كودك را به توهّم انداخته بود. او گريه ميكرد و ميگفت: من كه غذا نخواستم؛ من پدرم را ميخواهم. مأموران گفتند: اين پدرت است. وقتي رقيه سلاماللهعلیها روپوش را كنار زد، دید سر بريده پدر است. آن را برداشت و به سينه چسباند و دلسوزانه ميگفت:
▪️اي پدر! چه كسي صورتت را با خون سرت رنگين كرد؟
▪️چه كسي رگهاي گلويت را بريد؟
▪️چه كسی مرا در اين خردسالی يتيم كرد؟
▪️ای پدرجان! به چه کسی بعد از تو امید داشته باشیم؟
▪️چه کسی یتیمت را سرپرستی می کند تا بزرگ شود؟
▪️چه كسي بانوان را در پناه خود ميگيرد؟
▪️چه كسي زنان بيوه شده را آشيان ميدهد؟
▪️چه كسي اشك از چشمهاي اشك بار پاك ميكند؟
▪️چه كسي زنان آواره را مأوا ميدهد؟
▪️چه كسي موهاي پريشان مان را ميپوشاند؟
▪️پس از تو كه... واي بر خواري پس از تو؟ واي از غريبي! كاش پيش از ديدن اين روز كور ميشدم!
كاش چهره در خاك ميبردم و محاسن تو را خونين نمي ديدم.
🌸سپس آن قدر گريه كرد تا از هوش رفت و ناله اش براي هميشه خاموش گرديد. صداي گريه بالا گرفت و مصيبتي ديگر بر دل داغدار اهل بيت علیهمالسلام نشست.
📓نفس المهموم،ص۴۵۶
▪️🌸▪️
#محرم
#حضرت_رقیه
#امام_حسین