محمودرضا قدبلندی داشت . پیکرش توی تابوتی که درمعراج شهدابرای تشییع آماده شده بود جانگرفت . رفتندتابوت دیگری بیاورند . رفقایش دراین فاصله نشستندبالای سرش . یکی از بچه ها خواست که روضه بخواند . گفت : « محمودرضا دهه محرم گاهی که کارش زیاد بود، همه ده شب را نمی توانست هیئت بیاید ، اما شب روضه علی اکبر حتمامی آمدو دم علی علی می گرفت . » این راکه گفت دیگر نتوانست ادامه بدهد وزد زیرگریه
_خاطره ای ازشهیدمحمودرضا بیضایی🤍🥀
•@Meharah•
اسم چنل عوض میشه گفتیم بععد محرم برمیگرده به اسم اول:)
مه راه:))
فعالیت ها مثل قبله بمونیدد برامون😮💨
•@Meharah•