eitaa logo
مهدیاران🌱|☫
544 دنبال‌کننده
707 عکس
379 ویدیو
2 فایل
☫ کانال وقف صاحب الزمان💚🌱 ء/ بی‌ علي هیچم ؛ چه‌ توضیح ِاضافاتی؟ مرا همین حب علی'ع و اولادش کافیست . . •أَللّٰھُـمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌ٱلْفَرَج‌بِحَق‌زِینَب‌کُبریٰ س
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قول میدی! اگه خوندی! تویکی از گروه ها !!ی‍‍‍‍‍ا!!کانالا که! هستی کپی کنی! الله‍م! عجل! الولیک! الفرج! العافیة! والنصر!!(: اگه پای قولت هستی کپی کن تا همه برا ظهور حضرت مه‍دی (ع)دعا کنند . @Meharah
فقط¹⁴ماهش بود..❤️‍🩹 @Meharah
من هر وقت بحث ِ شهادت رو با مغزم باز میکنم ، همون لحظه مغزِ شاهکارم💀 : @Meharah
{ روزی بین صفحاتِ تاریخ ، نوشته خواهد شد ؛ مردمانی باشرف ، با هرچه شد ، پای وطن‌شان ماندند و مُردند ، اما تسلیم نشدند ، و ما معنا خواهیم کرد ، کلمهٔ وفاداری و وطن پرستی را .. } ‌- شهید آوینی - @Meharah
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه خوشگل🌱
شهیده میترا در سال 1347 در آبادان متولد شد. مادرم نام میترا را برای او انتخاب کرد. اما بعدها که میترا بزرگ شد، به اسمش اعتراض داشت. بارها به مادرم گفت «مادربزرگ، این هم اسم بود برای من انتخاب کردی؟ اگر در آن دنیا از شما بپرسند که چرا اسم مرا میترا گذاشته‌اید، چه جوابی می‌دهید؟ من دوست دارم اسمم زینب باشد. من می‌خواهم مثل زینب (س) باشم.» میترا همه ما را هم وادار کرد که به جای میترا به او زینب بگوییم. البته یک روز، روزه گرفت و برای افطاری دوستانش را دعوت کرد و نامش را تغییر داد. بیماری سختی گرفت که در بیم زینب بین بچه‌هایم (7 بچه، 4 دختر و سه پسر) از همه سازگارتر بود. از هیچ چیز ایراد نمی‌گرفت.زینب از همه بچه‌هایم به خودم شبیه‌تر بود. صبور اما فعال بود. از بچه‌گی به من در کارهای خانه کمک می‌کرد. زینب بیشتر از اینکه دنبال لباس و خوردن و بازی می‌باشد، دنبال نماز و روزه و قرآن بود. همیشه به شوهرم می‌گفتم از هفت تا بچه‌ام، زینب سهم من است انگار قلبمان را با هم تقسیم کرده بودیم. زینب اهل دل بود از دوران بچه‌گی خوابهای عجیبی می‌دید. در چهار یا پنج سالگی خواب دید که همه ستاره‌ها در آسمان به یک ستاره تعظیم می‌کنند. وقتی از خواب بیدار شد به من گفت: من فهمیدم که آن ستاره پرنور که همه به او تعظیم می‌کردند کی بود؟ و آن حضرت فاطمه (س) بود. زینب بسیار درسخوان و خیلی مؤمن بود. زینب دوران دبستان به کلاسهای قرآن می‌رفت. زینب بعد از شرکت در این کلاس قرآن علاقه شدیدی به حجاب پیدا کرد. زینب کلاس چهارم دبستان با حجاب شد.مادرم سه تا روسری برایش خرید و زینب با روسری به مدرسه می‌رفت.