eitaa logo
مِهر "هو" [ ایت الله قاضی _ ملا حسینقلی همدانی]
446 دنبال‌کننده
204 عکس
73 ویدیو
2 فایل
توحید 🌱مواعظ و معارف دو عارف بزرگ 🔸آیت الله قاضی طباطبایی ( ره) 🔸آیت الله ملاحسینقلی همدانی (ره) من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد ارتباط https://harfeto.timefriend.net/16955679624334
مشاهده در ایتا
دانلود
آیت الله نجابت می گوید:
«
بنده اول مجلسی که مفصل محضر آقای قاضی رسیدم، ایشان خیلی گرم گرفتند و آقایی فرمودند و ما هم که خوش بودیم،
در اثر التفات زیاد ایشان زبانمان باز شد.
گفتیم: آقا این وضعی که اهل معرفت دارند، به خیال است یا به حقیقت؟ 
رضوان خدا بر ایشان ـ چشمهایش را درشت کرد و فرمود:
دیگر این سخن را نگو، اینها همه عاقل هستند، عمرشان را برای خیالی که هیچ ارزش ندارد تلف می کنند؟! ارزش خیال به اندازه خود خیال است. یعنی توحید خیالی ارزش ندارد. تا شخصی یگانگی پروردگار عالم را به صرف روح، به صرف نور خدا، به صرف خود خدا، به صرف وجود حقیقی نشناسد، ارزش فوق العاده ای ندارد. 🆔 ‌@Mehre_ho
آیت الله سید عباس کاشانی از شاگردان آیت الله قاضی : ( آقای قاضی ) بیان عجیبی داشتند ، الهامات غیبی هم زیاد داشتند و خدا شاهد است که اگر کسی وارد می شد و کارهای آقای قاضی را که من یک مقدارش را دیدم می دید آنوقت می فهمید که ایشان با آدم های دیگر خیلی فرق دارند ... 🆔 @Mehre_ho
آقای قوچانی درباره حال و هوای جلسات و مطالب آن، فرمایشی نداشتند؟
مطالب جلسات، مطالب توحیدی و عرفانی بوده. 
ایشان می فرمودند جلسات عصر آنقدر پربار و قوی بود که 
وقتی از خدمتشان مرخص می شدیم تا فردا که دوباره می رفتیم اصلاً انگار منگ بودیم و جلسات تأثیر فوق العاده ای در ما داشت.

مصاحبه شیخ محمود قوچانی 🆔 @Mehre_ho
قسمتی از وصیت نامه : الله الله الله كـه دل هيچ كس را نرنجانيد!! " تا توانى دلى به دست آور دل شكستن هنر نمى باشد" 🆔 @Mehre_ho
. چو شب شد جملگان در خواب رفتند دو چشم عاشقان بیدار تا روز … 🆔 @Mehre_ho
ظاهراً آقای قاضی در مورد وفاتشان مسائلی را به ایشان( شیخ عباس قوچانی شاگرد اقای قاضی) گفته بودند، آیا ممکن است توضیح بفرمایید؟


گویا در زمان جنگ به ایشان خیلی فشار آورده بودند، که جمع کنید و به ایران بروید. 
والده می گفت آقای قوچانی چند بار گفته بودند من در آخر عمر تنها هستم و تنها می شوم، و این حرف ایشان برای من قابل هضم نبود و می گفتم فرضاً من قبل از شما بمیرم، بچه ها که هستند، آن ها که همه شان نمی روند که شما تنها باشید و بالاخره حرف ایشان را درک نمی کردم.
یکی از همشیره زاده ها می گفت: من دفعه آخر که آن جا بودم، خیلی اصرار می کردم که بیائید ایران، تنها نمانید. می فرمودند: که من نمی آیم
. آقای قاضی مرا وعده فرمودند که تو آخر عمرت تنها می شوی و در آن تنها به مقصد می رسی. مصاحبه شیخ محمود قوچانی 🆔 @Mehre_ho
مِهر "هو" [ ایت الله قاضی _ ملا حسینقلی همدانی]
ظاهراً آقای قاضی در مورد وفاتشان مسائلی را به ایشان( شیخ عباس قوچانی شاگرد اقای قاضی) گفته بودند، آی
در زمان حکومت صدام و در اواخر عمر  ایت الله شیخ عباس قوچانی تمام خانواده ایشان از عراق اخراج میشوند و ایشان تنها در نجف مطابق همان وعده ایی که ایت الله قاضی به ایشان داده بودند باقی میمانند .
مدفن آیت الله شیخ عباس قوچانی در وادی السلام نجف می باشد
زمانی که مرحوم آقای خویی با مرحوم آقای ارتباط داشته و مشغول سلوک بوده و دستورها و کارهایی انجام می‌داده، از آقای خویی نقل شده است که من آن وقت تسبیح موجودات را حس کردم، حتی گربه‌ای از يک طرف دیوار به آن طرف دیوار پرید، پرش گربه هم تسبیح می‌کرد. پرش که خودش يک چیزی است، خود آن پرش هم تسبیح می‌کرد! و می‌گفته که تمام دوره عمر ما را هم سیر داده بودند، حتی بعد از وفاتش را هم دیده بود. خلاصه، در این عوالم بود. 📚جرعه‌ای از دریا ( ایت الله شبیری) ج ۱ ص ۶۱۶ 🆔 @Mehre_ho
. تو که هنوز جوارحت را از معاصی پاک نکرده ایی چگونه منتظری که در شرح احوال قلب چیزی به تو بنویسم ..!! _._._._._._._._ درنامه ای از عارف بزرگ آیت الله ملا حسینقلی همدانی ره به یکی از شاگردانش 🆔 @Mehre_ho
. 💢تأثیر نفس قدسی ملاحسینقلی همدانی ره نقل است مرحوم آخوند ملاحسینقلی در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می رفت در بین راه به قهوه خانه ای رسیدند که جمعی از دنیا پرستان میخواندند و پایکوبی می کردند. آخوند همدانی به شاگردانش فرمود: یکی برود و آنان را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواند کرد. ایشان فرمود: من خودم می روم. وقتی که نزدیک شد به رییسشان گفت: اجازه می فرمایید من هم بخوانم شما بنوازید؟! رییس گفت: مگر شما بلدی بخوانی؟ فرمود: بلی، گفت: بخوان. آخوند نیز شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیر علیه السلام کردند: لا اله الا الله حقاً حقا صدقاً صدقا إن الدنیا قد غرتنا و أشتغلتنا و استهوتنا ... آن عده وقتی این اشعار را شنیدند به گریه در آمدند و به دست ایشان توبه کردند. یکی از شاگردان آخوند نقل کرده: وقتی ما از آنجا دور می شدیم هنوز صدای گریه شان به گوش می رسید @Mehre_ho
‍ .  📌شیخ محمد رازی از زبان یکی از شاگردان ملاحسینقلی همدانی نقل می‌کند: 🔸آخوند که مربی اخلاق و عالم ربانی و سالک حقیقی و دارای کرامات و صاحب مکاشفات و منامات بود، هر وقت به حرم مطهر امیرمؤمنان، علی (علیه‌السّلام) مشرف می‌شد، با آداب خاص و خضوع و خشوع مخصوص می‌رفت و هنگام خروج، عبا را به سر انداخته و سر به زیر افکنده و با عجله به منزل خود می‌رفت. ما از نحوه تشرف آن‌چنانی و از برگشتن این‌چنین وی در تعجب بودیم تا روزی در صحن مطهر مراقب ایشان بودم. وقتی به آن کیفیت بیرون آمد و به شتاب رفت، سر راه را بر او گرفته و به صاحب قبر مطهر علوی (عليه السلام) او را سوگند دادم که علت آن‌گونه تشرف و این‌گونه مراجعت چیست؟ گفت: امّا آن‌گونه تشرف وظیفه هر کسی است که عارف به مقام ولیّ الله اعظم، امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) باشد که با کمال خضوع و خشوع مشرف گردد و امّا علت این‌گونه مراجعت برای این است که اثر تشرف با معرفت به حضور و پیشگاه حضرت علی (علیه‌السّلام) عوض شدن و  گرفتن و باز شدن چشم و گوش است و چون حقایق و باطن اشیاء و اشخاص برایم منکشف می‌گردد، نمی‌خواهم چشم من به یکی از دوستانم بیفتد که مبادا آن‌ها را به غیر صورت انسان ببینم و رازهای پنهانی و عیوب نهانی آنان پیش من فاش شود؛ و درنتیجه نفس من از آنان مکدر شده و نسبت به او در من تنفر ایجاد گردد، دل می‌خواهد سرّ آن‌ها حتی در پیش نفس من پوشیده بماند.  @Mehre_ho