«حمزه» یک چشمش به میدان، چشم دیگر سوی تو
تیغ را گم کرده است از سرعت بازوی تو :)
ذوالفقارت آنگونه با سرعت به هر کس خورده است
مدتی مبهوت مانده تا بفهمد مرده است! :))
خشمِ تو از رعدِ «یا قهّار» و «یا جبّار» بود
بعد از آن بارانِ «یا ستّار» و «یا غفّار» بود
بعد از آن باران، عجب رنگینکمانی دیدهام
دیدهام نورِ تو را، از هر طرف چرخیدهام
باز هم حس میکنم حوض دلم دریا شدهاست
مثل این که «یا علی»هایم صد و ده تا شده است :)
«ما رَمَیْتِ» تیر تو زیباست، بر دل میزنی
چون که از دل میزنی، یک راست بر دل میزنی