2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چطور براش توضیح بدم
ꞌꞋꞌ 𝖩oin 𝘂𝗌 ¦ @MemeNet 😾🍇 ꞌꞋꞌ
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
والا
ꞌꞋꞌ 𝖩oin 𝘂𝗌 ¦ @MemeNet 😾🍇 ꞌꞋꞌ
هدایت شده از تبلیغاتِنت
من #دختری بودم که از بچگی به خاطر زیباییم همه جا سر زبونها بودم، حتی خیلیها میگفتن منو تو بیمارستان با یه بچه دیگه عوض کردن. همین زیبایی بیشتر از اینکه برام خوشبختی بیاره، همیشه دردسر درست میکرد. خواهرام بهم حسادت میکردن و هرجا میرفتم نگاهها دنبالم بود. سالها گذشت تا اینکه دانشگاه قبول شدم. درست همون موقع فهمیدم پسر خان دلش پیش منه. هرچقدر پدرم اصرار کرد قید درس رو بزنم و باهاش ازدواج کنم، قبول نکردم. با هزار بدبختی رضایت پدرمو گرفتم که برم دانشگاه، اما خبر نداشتم همون روز قراره اتفاقی بیفته که سرنوشت زندگیمو برای همیشه عوض کنه...😢⭕️
برای ادامه داستان روی لینک زیر بزنید 👇🏻👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3369404049C7603131ccf
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(دوران کرونا)
ꞌꞋꞌ 𝖩oin 𝘂𝗌 ¦ @MemeNet 😾🍇 ꞌꞋꞌ
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هوم،آهان،چی بگم والا
ꞌꞋꞌ 𝖩oin 𝘂𝗌 ¦ @MemeNet 😾🍇 ꞌꞋꞌ
806.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤣🤣🤣🤣
ꞌꞋꞌ 𝖩oin 𝘂𝗌 ¦ @MemeNet 😾🍇 ꞌꞋꞌ
هدایت شده از گسترده امید
سعید میگه:
دوستم با دختری از عشایر عقد کرد. همهچی خوب بود، اما یه مدت بعد خبر رسید که میخوان جدا بشن!
دلیلش رو که پرسیدم، گفت:
«به خاطر دوری راه کم میرفتم پیشش. یه پسر از اقوامش به اسم شاهرخ مدام رفتوآمد داشت و حس کردم بینشون رابطهای هست...»
«یه شب خداحافظی کردم و وانمود کردم که رفتم، ولی آخر شب یواشکی برگشتم و رفتم سمت چادری که همیشه میخوابیدیم،چیزی که شنیدم رو باور نمیکردم...»
👈 ادامه داستان 👉
👈 ادامه داستان 👉
هدایت شده از تبلیغاتِنت
هیچوقت بین من و مادرشوهرم مشکلی نبود!
حداقل من اینطور فکر میکردم🤦🏻♀️
همیشه جلوی بقیه ازم تعریف میکرد، توی مهمونیها کنارم مینشست و حتی هر وقت کسی از عروسش گلایه میکرد،
میگفت: « عروسم بهترینه »
تا اینکه یه روز گوشیش خونه ما جا موند و چون گوشیش رمز نداشت چیزی تو گوشیش دیدم که تمام تنم یخ کرد...😟😣
👈 ادامه ماجرا
👈 ادامه ماجرا