هدایت شده از گسترده امید
همه فکر کردن اگه اون دختر معصوم و بیگناه زنم بشه دلم به رحم میاد اما اشتباه میکردن. به قصاص اشتباه پدرش حبسش کردم تو خونه و مدام آزار و اذیتش میکردم، حتی روزی که فهمیدم دلم برای چشمای مشکی معصومش رفته بیشتر تحقیرش کردم تا یادم نره زندگیم رو جهنم کرده؛ هرروز با دخترای مختلف به خونه میومدم تا عذاب بکشه و جلوی چشمش به بقیه محبت میکردم. بعد از چندماه با معشوقهی جدیدم به خونه اومدم و با دیدنش که کنار مادرم نشسته بود و گریه میکرد خونم به جوش اومد و حمله کردم سمتش، خودش میدونست از اینکه شکایتم رو پیش بقیه کنه متنفر بودم دستم بالا رفت اما با صدای مادرم خشکم زد و با دیدن جسم بیحال نیلدا دنیا روی سرم خراب شد
- حاملست خوش غیرت... حاملهست دست از سرش بردار، بچت رو کشتی نامرد.
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
به تقاص بیعرضگی پدرش باهاش ازدواج کردم و دائم تحقیرش میکردم، وقتی فهمیدم حاملست بیشتر اذیتش کردم تا بچهاش بمیره چون ازش متنفر بودم اما وقتی بعد از تعطیلات به خونه برگشتم با جای خالیش روبه رو شدم و تازه فهمیدم چقدر عاشقش بودم تا اینکه بعد پنج سال...
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
طفلک دختره..😭💔 13m
هدایت شده از گسترده امید
خانمایی که همسرای نون خور دارن و زیاد اهل برنج نیستن بیان آموزش ۵۰ جور غذای نونی و خوشخوراک گزاشتم😍👇
♡۵۰ مدل #کتلت باسیب زمینی وپیاز😍
♡ ۲۰ مدل غذای سالم با #گوشت_ونخود_چرخی
♡ آموزش غذاهای #نگینی و #رنده_ای با گوشت #مرغ😍
اگه مجبوری برا سرِکارش غذا بزاری و نمیدونی چی؟ بیا😌👌👇
https://eitaa.com/joinchat/3377266994C115482499b
تمام راز ها و فوت کوزه گری غذاها 👆
#معرفیادویهوسبزیهرغذا 😍👍
سرنوشت ازدواج #متولدین هر ماه با سایر ماه ها ❤️👇😳 بزن رو ماه تولد خودت و عشقت 🌟
♥️سرنوشت ازدواج متولدین فروردین
♥️سرنوشت ازدواج متولدین خرداد
♥️سرنوشت ازدواج متولدین تیر
♥️سرنوشت ازدواج متولدین شهریور
♥️سرنوشت ازدواج متولدین مهر
♥️سرنوشت ازدواج متولدین آبان
❤️برای #مشاهده بقیه ماها حتما بیا بعدا پشیمون نشی باور نکردنیه😳😱👆
هدایت شده از گسترده امید
سلام خانوما من مامان زهرام...🧕
تو روستای ما دخترا معمولاً توی ۱۳سالگی ازدواج میکردن؛🔥
اما من ۱۹ سالم شده بود و هنوز ازدواج نکرده بودم.🥲
همه شروع کرده بودن به #قضاوتم کردن و میگفتن:
«حتماً یه مشکلی داره که ازدواج نمیکنه!»
منم برای اینکه از این حرفها و نگاهها راحت بشم، از روستامون رفتم همدان؛
غافل از اینکه اونجا قراره اتفاقهای تازهای برام بیفته…
وقتی وارد همدان شدم...👇
https://eitaa.com/joinchat/4255908706C1a5f6634a5
ادامه زندگی مامان زهرا رو بخون...🥲☝️