😍 **اولین کانالی که داستانهای تصویری و رمان جذاب با هوش مصنوعی رو آورده**! 👆🔥
🎬 داستانهایی متفاوت که با دیدنشون حسابی درگیرشون میشی!
😂 **تازه فقط داستان نیست... کلی کلیپ خندهدار و جذاب با هوش مصنوعی، مثل «کچلخان» هم برات میذاریم**!
❤️ یه بار وارد کانال بشی، بعیده دلت بخواد لفت بدی!👆
𝗠𝗘𝗠𝗘 𝗖𝗢𝗥𝗘 l میم کور
این شدت از ریزش رو واقعا نمیفهمم
واقعا داریم زحمت میکشیم این چه طرز برخورده
هدایت شده از گسترده امید
وااااییی این کلیپ کچل خان رو دیدی🤣؟
🚷 دیشب خواب دیده که. . .😱😂
کامله کلیپش اینجاست بیاببین😍👇
https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22
https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22
❌فقط تیکه آخرش که میگه . .😂🫣☝️🏼
بارداری سختی داشتم همین موضوع بهونه شد تا مادرشوهرم بیاد خونه ام ازم مراقب من باشه...
هر روز دم #اذان غروب بوی خیلی بدی تو خونه ام میاومد وقتی متعجب از #مادرشوهرم میپرسیدم میگفت #اسپند دود کردم که چشم نخوری ..منم ساده باور میکردم و هر شب از بوی #تعفن که از زیر تختم اومد بیدار میشدم ولی هر چی نگاه کردم چیزی ندیدم ایقدر بوی بد بود که #حالت تهوع گرفت رفتم پرده رو زدم کنار پنچره باز کنم که #نور ماه تابید تو اتاق دیدم مادرشوهرم ...https://eitaa.com/joinchat/1801978144C2cb47b2a9e
هدایت شده از گسترده امید
❌#رفتار_عجیب_دخترم ..😳🔞
سعید همسایه بالاییمون بود ، بعد از فوت شوهرم خیلی هوای خودم و #دخترم_نفس رو داشت . مرد مهربونی بود ازم خواستگاری کرد و بعد از یه مدت با همدیگه ازدواج کردیم 👩❤️👨 بعد از چند وقت متوجه #رفتار_عجیب_نفس شدم گوشه گیر شده و بیشتر وقتا توی تاریکی بود و با آدمی به جز من و سعید حرف میزد ! 😳 زیر چشماش روز به روز کبودتر میشد ، بدنش انقدر لاغر شده بود که برآمدگی استخوان هاشو میتونستم ببینم ترس افتاده بود ب جونم تا اینکه ی شب با صدای عجیبی از خواب بیدار شدم دیدم سعید کنارم نیست 😨 بدنم یخ کرده بود ، رفتم تو اتاق نفس و .... 💀
👇⏬ادامه داستان⏬👇
👇⏬ادامه داستان⏬👇
https://eitaa.com/joinchat/1144914193C283d282194