هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
🚨 فرصت محدود برای شغل خانگی با درآمد 15 تا 30 میلیون 🚨
همه سنین میتونن شروع کنن، کاملاً حلال و رایگان 😍
💡 فقط ۵۰ نفر ظرفیت❌
میخوای درآمدت چقد باشه؟ انتخاب کن 👇
💰 10 میلیون
💰 20 میلیون
💰 30 میلیون
فقط ۱۸ ظرفیت دیگه باقی مانده 👇❌
https://eitaa.com/joinchat/1089995325Cadf137eab1
🔴کار در منزل فقط با یک گوشی🔴
❌استانت رو انتخاب کن و از همین امروز کارت رو شروع کن 💯👇
📍تهران | خراسانرضوی | آذربایجانشرقی | اصفهان | خوزستان | هرمزگان | اراک
📍همدان | لرستان | گیلان | مازندران | قم | کرمان | کرمانشاه
ظرفیت برای هر استان محدوده، اگه شهر دیگهای بزن رو لینک 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1089995325Cadf137eab1
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
من رعنام!
دختر بخت برگشته ی روستایی!
شوهرم عاشقم بود تا این که بعد گذشت دو سال، وقتی هنوز باردار نشده بودم، بعد از آزمایش و پیگیری ها، مشخص شد که مشکل از منه و باردار نمیشم، رفتارش کم کم سرد شد!
از ترس داداشام بود که طلاقم نمی داد، وگرنه مدام تو سرم می زد و بهم میگفت که اجاقم کوره!
بعد دوسال برادرشوهرم که تازه داماد بود، فوت شد، جاریم خیلی زن خوشگلی بود، خیلی به خودش می رسید! رفتارهای عجیب شوهرم با زن برادرش بعد از مرگ داداشش دلم رو به درد آورده بود، اما نمی تونستم حرفی بزنم!
تا این که چهلم برادرشوهرم شوهرم بهم گفت که زن برادرشو میخواد عقد کنه، گفت که جاریم راضیه، بچه میخواد و من که نمیتونم براش بچه بیارم یا بمونم و بسازم یا طلاقم بده، چون دیگه از برادرام هم نمی ترسه!
با ناباوری نگاهش کردم که بهم گفت همین امشب تکلیفشو و روشن کنم و من با دلی شکسته بین تردید و دودلی تصمیم گرفتم که بمونم چون اگه برمی گشتم....😭👇🔥
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
سرگذشت واقعی رعنا.
بعد از مرگ برادرشوهرم، شوهرم گفت که میخواد جاریم و عقد کنه، چون من باردار نمیشم و اجاقم کوره!
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
من ترمه ام!
دختری از یه خونواده ی خشک مذهبی!
برادرام و پدرم به شدت متعصب بودن، مجبورم می کردن که چادر بپوشم، به خاطر این اجبار از چادر بدممیومد و وقتی دانشگاه می رفتم، اونو توی کوله اممی چپوندم، به خاطر سخت گیری هاشون لجبازی کرده و با یه پسره تو دانشگاه روی هم ریختم.
پسره خیلی پولدار و خوش هیکل بود! داشتم عقده هامو می ترکوندم و دلم و بهش می باختم که یهو سر و کله ی خواستگار جدیدی پیدا شد، سرگرد عارف، مذهبی، جذاب و خوش چهره بود، خانواده ام راضی بودن، اما من ازش بدم میومد....
بعد این که خانواده اممجبورم کردن که عقدش بشم، یه روز که دم در دانشگاه اومد دنبالم، من و با اون پسره دید و....
اون که همیشه من و با چادر دیده بود حالا با یه وجب مانتو و موهای بیرون ریخته کنار هم دانشگاهیم من و دید و....
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
سرگذشت جذاب ترمه و سرگرد عاشقمون بر اساس واقعیت هست!
زیباترین سرگذشتی که تو ایتا میتونی بخونی این سرگذشت جذابه😍
پس از دستش ندید که کلی طرفدار داره👇😍❤️
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
رمان جذاب اگر عاشقت نباشم چی👆🌸