یه شب شوهرم رفت مادرشو برسونه تالار، عروسی دعوت بود بعد چون تالار دور بود گفت فرانک دیگه نمیام خونه میمونم همونجا تا ساعت ۱۱ برمیگردم، گفتم باشه یه کاسه تخمه برداشتمو جلوی تلویزیون لم دادمو همونجا تو حال خوابم برد🥱
دقیقا ساعت ۱۱ صدای چرخیدن کلید درو شنیدم بیدار شدم بعد همسرمو دیدم از پشت شیشه در نگام میکنه و یه لبخندی میزد که همه دندوناش معلوم بود،!!!
منم دیگه پا نشدم گفتم الان میاد تو دوباره گرفتم خوابیدم، بعدش که داشت چشمام گرم میشد یدفعه یادم افتاد که...😱📵
https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
هدایت شده از گسترده امید
من قبلاً فکر نمیکردم بتونم به درآمد خوب برسم، ولی بعد از آشنایی با این کار و شروع همکاری، واقعاً شرایط مالیم خیلی بهتر شد.
خداروشکر بعد از استخدام، الان ماهیانه درآمد دارم و تونستم با درآمد خودم خیلی از هزینههام رو جمعوجور کنم؛🥲
از پرداخت اجاره خونه گرفته تا خرید طلا و رسیدگی بهتر به مخارج زندگی ✨
چیزی که برای من مهم بود این بود که این کار رو میتونستم از داخل خونه انجام بدم و در کنارش درآمد هم داشته باشم.
https://eitaa.com/joinchat/2708342112C261051b245
🔴استخدام ۳۰ نفر دورکار با حقوق ثابت تا ۹۸ میلیون تومان 💵
اگر دنبال کار در منزل هستی، شرایط رو از اینجا ببین 👇
https://eitaa.com/joinchat/2708342112C261051b245
آموزش کار هم رایگان ارائه میشه ✅
هدایت شده از گسترده امید
شوهرم عاشقم بود و قبل از ازدواج قسم خورد که براش مهم نیست من نازام و هیچ وقت بچه دار نمیشم اما بعد از ازدواجمون خانوادهاش دایم منو تحقیر میکردن و به شوهرم میگفتن زنت ناقصه و ننگه برای ما. اینقدر کوچکم کردن تا شوهرم دلش رو زد و از من رضایت گرفت تا زن بگیره ولی شرط هووم طلاق من بود و شوهرم بیچون و چرا قبول کرد، جایی رو نداشتم برم و به خاطر ترحم هووم تو همون خونه مثل یه خدمتکار کار میکردم تا اینکه هووم حامله شد و به خاطرش جشن بزرگی گرفتن؛ اونشب تو اتاق موندم و فقط گریه میکردم که یهو در باز شد و شوهرم اومد داخل، سریع صورتمو پشوندم تا اشکامو نبینه و گفتم:
- از اینجا برو، همه اومدن بابا شدنت رو تبریک بگن.
انگار حالش خوب نبود و با ناراحتی سر کمدم رفت و چادرم رو به سمتم گرفت و گفت:
- بپوش میریم محضر، نمیتونم دوری از تو رو تحمل کنم... بیقرارتم نیلدا.
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
یکی از اعضا پیام داد و گفت رمانی به اسم «نیلماه» رو دنبال میکرده که از شدت هیجانی بودنش شب تا صبح چشم ازش برنمیداشته اما به خاطر باگ ایتا لینکش رو گم کرده! ما هم براش پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم برای شما هم بذاريم😉📛
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
این رمان اونقدر عاشقانه و پر ماجرا هست که خودمم عاشقش شدم25m😳😍❌