با امروز میشه سه روز که برا خودم خانمی شدم و از صبح تا شب همه کارای خونه رو سر و سامون میدم و البته همه این کارا یه طرف ، غذا درست کردن یه طرف دیگه ..
برا منی که از آشپزی خوشـم نمیاد غذا درست کردن مثل سوهان روح میمونه ..🤪😵💫🤕
امروز یه رمانـی رو شروع کردم که رفیق نقش اصلی رمان تموم ویژگی های مد نظر منو داره وبه نقش اصلی داره حسودیم میشه ..🤕🤕
-معـراج-
امروز یه رمانـی رو شروع کردم که رفیق نقش اصلی رمان تموم ویژگی های مد نظر منو داره وبه نقش اصلی داره
انگار نویسنده رمان کپی برابر اصل من بوده :)
شنیدین میگن [ از آن نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به توی دارد ..] من نمونه ی بارزشم
زندگی با من سخته چون حال یه ثانیه دیگه مو نمیتونم تضمین کنم اینو اطرافیانم بهتر میدونن
شنیدین میگن ادم با یکی مثل خودش نمیتونه زندگی کنه راستش من اینو قبول ندارم چون من درونگرا هارو بیشتر درک میکنم تا برونگراها
یا بهتره بگم :
[برونگرا هارو دوس دارم ، درونگرا هارو درک میکنم ]
الـان از لحاظ روحی نیاز دارم ، برم بهشت زهرا و امشب تا صبح تو تنهایی خودم باشم (البته با شهدا تنها باشم )