با من و سه خواهر هایم بازی میکرد و لحظه ای دست نمیکشید
همیشه سعی داشت بچه هایش نبود پدر را حس نکنند
تماس که میگرفت ساعت ها با ما و مادرم صحبت میکرد
با او درد و دل میکردم و اتفاقات نه چندان مهم مدرسه ام را برایش ریز به ریز توضیح میدادم
او هم با حوصله به حرف هایم گوش میسپرد
پایان پارت پنجاه و هفتم🤓—
ادامه دارد . . .
نویسنده:F.H
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خواندن رمان بدون عضویت راضی نیستم❌
کپی ممنوع❌
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@romangandoi
#سلام_امام_زمانم♥️
نظر ز راه نگیرم مگر که باز آیی،
دوباره پنجرهها را به صبح بگشایی...
تمام شب به هوای طلوع تو خوانم،
که آفتاب منی آبروی فـردایی...
#اللهمعجللولیکالفرج🌿
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماهیم تا خورشید باشه . .✨☀️
رهبر راه وطن((:
#لبیک_یا_خامنه_ای
#تڪحرف😋
سُفرهدار باش،بذار از کنار تو بقیهام
نون ببرن،خدا میبینه خوشش میاد
سفرهت رو بزرگتر میکنه...🕊🌿
هوای دور و بریهاتو داشته باش.
فقط برای خودت نخواه :)🤍
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتقام ما ۲۲ بهمن👊🏻🇮🇷
#دهه_فجر
#لبیک_یا_خامنه_ای