هدایت شده از رمان قهرمانان امنیت 🇮🇷
♦️چه کسانی را در گاندو می بینیم ؟
✅ امنیتی ها :
🔸 امیرحسین عبدی : داریوش فرهنگ در این فصل هم مثل فصل اول به شخصیت عبدی رئیس تیم امنیتی جان میبخشد ، این شخصیت فردی مقتدر و هوشمند است که هدایت تیم را در پرونده های مختلف بر عهده دارد
🔸 محمد : این شخصیت را میتوان قهرمان گاندو دانست ، او سرگروه تیم امنیت است که سعی در گره گشایی ، شناسایی و دستگیری جاسوسان دارد ، بازیگر این نقش وحید رهبانی است
🔸 سعید شهریاری : این نقش با بازی پندار اکبری ، جز جوانانی است که در گروه امنیتی زیر نظر محمد فعالیت دارند
🔸 رسول : یکی از مغزهای متفکر تیم امنیتی است که بیشتر به عنوان هکر و متخصص در امور کامپیوتری معرفی می شود ، ایفاگر این نقش مجید نوروزی است
🔸 دکتر شهیدی : بازجو و یکی از شخصیت های مثبت قصه است که در میان امنیتی ها قرار دارد ، خسرو شهراز عهده دار ایفای این نقش است
✅ جاسوس ها :
🔹 محمد علی موسی پور : شهرام قائدی بازیگر این نقش است که آن را به شخصیت محمد علی شعبانی از اعضای تیم مذاکرات هسته ای نسبت میدهند که فردی دو تابعیتی بوده است ، این شخصیت در سریال جاسوس ام آی۶ در وزارت خارجه ایران نشان داده میشود
🔹 ابراهیم شریف : یکی از جاسوس های سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا است که در لباس پزشک خود را میان مردم معرفی میکند ، محمد مختاری بازیگر این نقش است
🔹 مایکل هاشمیان : نشان دهنده شخصیت جیسون رضاییان خبرنگار دورگه ایرانی آمریکایی است ، بازیگر این نقش پیام دهکردی است
🔹 مینا نیک پور : سارا منجزی بازیگر این نقش است ، شخصیتی که جزو جاسوسان ام آی ۶ است
🔹 شارلوت : بیاینا محمودی بازیگر نقش شارلوت یکی از جاسوسان بریتانیا و افسر ام آی ۶ است
🔹 سادیا : یکی دیگر از زنانی که در این فصل با جاسوس ها همکاری دارد ، بازیگر این نقش شهرزاد کمال زاده است
🔹 ساعد : امیریل ارجمند ایفاگر این نقش است
🔹محسن کلاهی : این شخصیت جزو آدم های بد قصه است ، بازیگر این نقش شاهد احمدلو است
✅ سایرین :
🔺 عطیه : کارمند وزارت خارجه و همسر محمد و جزو آدم های خوب قصه است ، ایفاگر این نقش سوگل طهماسبی است
🔺 عزیز : نسرین نکیسا بازیگر این نقش است ، عزیز مادر محمد است
بهمن دان ( فرمانده نیروی دریایی ارتش ) ، اشکان دلاوری ( فرشید / عضو تیم امنیتی ) ، علی افشار ( داوود / عضو تیم امنیتی ) ، محمد جواد طاهری ، مهدی عبادتی ، امیر حسین ابراهیمی ، حمید متقی ، مصطفی سلطانی و ......
#مدیر
-هواشناسۍ اعلام کرد:
هواۍ مھدۍ فاطمہ را داشته باشید
خیلۍ تنھاست💔!
سلامتیش ⁵ صلوات🖐🏻🌱
خجالت نکش کپۍ کردنش عشق میخواد🙂!
سلام به خوشکلای رمان گاندویی😍❤️
میخواستم دو تا خبر خوب بدم
احتمال زیاد آخر هفته پارت داریم از رمان #عشق_بی_پایان😍
و دوم اینکه قراره وقتی رمان عشق بی پایان فصل اول و دومش که تموم شد یه رمان دیگه رو شروع کنم😍❤️
پس همراهمون باشید که تابستون درجه یکی رو داریم🙃❤️
#ادمین_آرام
سلام بزرگوران گرامی
نماز یکشنبه های ماه ذالقعده رو فراموش نکنید
چهار رکعت نماز دورکعتی که در هر رکعت یک حمد و سه قل هوالله و یکبار سوره فلق و ناس خوانده میشود و در آخر نماز ٧٠ بار استغفرالله گفته شود . التماس دعا از همگی شما عزیزان
هدایت شده از بنر حقوقی پاک نشه..! «تبادلات گاندویی»
27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادیتی که ایتا رو ترکوند🥲💔
کپی به شدت ممنوع🚫
هممون سریال گاندو رو دیدم👌🏻🙃
اما گاندو2 خیلی مبهم تموم شد..!
هیچکس نمیدونه چه اتفاقی برای آقا محمد افتاد🤷🏻♂
واکنش بچه های سایت چیه؟👨🏻💻
و یا عزیز و عطیه چه حالی دارن😞
خببب حالا صبر کنید که واستون یه خبر توپ دارم😌🤩
اولین کانالی که داره یک رمان از گاندو3 رو با ذهنیت خودش مینویسه رو پیداااااا کردم😍
@rooman_gando_1400🇮🇷
@rooman_gando_1400🇮🇷
بدووو عضو شو تا از دستت نرفته🏃🏻♀
هدایت شده از بنر حقوقی پاک نشه..! «تبادلات گاندویی»
گاندویی ها یک کانال جذاب اوردم..توی کانال یک رمان قرار میگیره که کلی اتفاق جذاب وخفن توش رخ میده🤩👇🏻
رااستی محمد و رسول باهم برادرن😳🤣
فکرشو بکن🤭
تازه یه دعوا حسابی هم کردن🤫😬
رسول به خاطر ماموریت به روژان محرم شدن و همین باعث ازدواجشون شد🎉
ولی با کلی کَل کَل😂
فرشید عاشق خواهر سعید شده
ولی سعید خیلی مخالفت کرد😕
سعید عاشق خواهر فرشید شده😳
علی سایبری و امیر هم با جناق همن😐😂
ــ
امنیت🇮🇷
#فصل_4
#پارت_47
داوود: یه چیزی میخوام بگم، فقط اصبانی نشید.. آب دهنمو قورت دادم و ادامه دادم...
راستش...راستش من میخوام....ازدواج کنم
رسول: به مبااارکه لیلیلیی
محمد: مبارک است...چرا باید اصبی بشیم اخه!
داوود: چون میخوام با.... زینب...خانم...ازدواج کنم.....
محمد: زینب😳☺️
رسول: با همون لبخند صورتم و با تعجب گفتم: کدوم زینب
داوود: میدونستم منظورمو فهمیده ولی دوباره گفتم: زینب خانم...خواهرتون
رسول: لبخند صورتم تبدیل به اخم شد
یعنی چی
داوود: یعنی میخوام با زینب خانم ازدواج کنم....
رسول: بلافاصله بعد از تموم شدن حرفش یدونه محکم زدم تو گوشش..
داوود: وقتی سیلی رو زد صورتم تکون نخورد ولی ناخودآگاه چشمام از شدت درد بسته شد...
خونی که روی صورتم بود رو حس میکردم کاملا نصف صورتم بی حس شده بود!
ــ
برای خواندن رمان و عضویت در کانال روی لینک زیر کلیک کنید👇🏻
@rooman_gando_1400
@rooman_gando_1400
رمانی که الان خوندید توی کانال به صورت کامل بارگذاری شده و فصل پنجمش در حال نوشتنه👆🏻
ورود آقایون ممنوع و حرام است🚫