eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
494 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام سلام 😁❤️
خب برم پارت تایپ کنم تا چند دقیقه دیگه داغ داغ از تنور در اومده واستون بزارم😂❤️
هوهو اومدم😂
خب از پارت لذت ببرید👌
🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺 پارت شصت و یک : علی:فکرم درگیر و مشغول بود نمیدونستم با این وضعیت باید چیکار کنم بی اختیار داشتم راه میرفتم و به اتفاقایی که افتاده فکر می‌کردم اول این پرونده پیچیده و در عین حال ساده🥲 بعد تصادف رسول و فرشید و خواهر داوود کما رفتن رسول نگرانی هاش از اینکه قراره اتفاقی بیوفته عملیات دستگیری و نجات جون یه مامور اطلاعاتی که فهمیدیم همش نقشه کاترین بوده زخمی شدن رسول و فداکاری داوود بخواطر رسول دزدیده شدن رسول از بیمارستان غیب شدن عطیه بعدشم که غیب شدن آقا محمد و داوود بعد کلی تلاش پیداشون کردیم حالا هم که اینجوری کاتین فرار کرده هیچ سرنخی ازش نداریم بچه ها همشون رو تخت بیمارستانن از همه بدتر رسول ما رو تنها گذاشته و رفته🥺 روی صندلی نشستم خسته بودم خیلی خسته ؛ خسته برادری که تنهامون گذاشته و هنوز بچه ها نمیدونن و نمیدونم بعد از اینکه بفهمن چه اتفاقی بیفته یکی نیست بگه آقا رسول بی معرفت الان وقت رفتن بود؟ کاش رسول منم با خودت میبردی داداش من آخه چجوری به داوودت خبر بدم چجوری به آقا محمد بگم! خودم چی واسه من کی ناراحت باشه که دارم حسرت یه بار دیگه بقل کردن تنها داداشم رو میکشم میخوره ؟ ها خودت بگو بی معرفت😭 یهو همه جا واسم سفید شد یعنی منم دارم میرم پیش داداشم؟🥺 چشامو به هم مالیدم مثل کارتون های تلوزیونی انگار رفتم تو یه جعبه سفید که سر و ته نداره نداره! شایدم مثل یه بیابون برفی بی پایان یهو صدایی اومد با دقت که بهش توجه کردم آره صدای خودشه شروع کردم صدا کردنش رسول رسول خودتی کجایی! رسسسسول پایان پارت ۶۱ ادامه دارد..... پ.ن.پ خسته ام مثل ابری که تنهاس:)
https://harfeto.timefriend.net/16551075063291 نظر ندید دیگه از پارت خبری نیستا🙂💔
خیلی وقته دیگه هیچ نظری نمیدید! رمان رو دوست ندارید یعنی! ادامه ندم؟
دوستان یه چیزی درمورد رمان بگم🙃 من از اول میخواستم نسبت ها رو تو رمان بیارم ولی تصمیم گرفتم برای هیجان بیشتر و شُکه شدن خواننده رمان وسط رمان هی نسبت ها رو بگم😁 میدونم اولش نگفتم الان دادم نسبت ها رو میگم ولی دیگه هیجان و غافلگیری بود دیگه به بزرگی خودتون ببخشید 😅❤️
هدایت شده از دلتنگـیــ♡هاے♡پنهانــے♡
همسایه ها 5 تا فرشته میفرستید اینجا؟
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
سورپرایز گروه هکری عصای‌موسی برای صهیونیست‌ها 🔹گروه هکری عصای موسی اعلام کرد در ۴۸ ساعت آینده باز هم یک سورپرایزی برای صهیونیست‌ها خواهد داشت. 🔸این گروه پیشتر تصاویر دوربین‎های هک شده مراکز امنیتی سرزمین‎های اشغالی و مدارک نظامیان از جمله وزیر جنگ این رژیم را در فضای مجازی منتشر کرده بود. @TasnimNews
ثواب یهویی🙂