هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
سورپرایز گروه هکری عصایموسی برای صهیونیستها
🔹گروه هکری عصای موسی اعلام کرد در ۴۸ ساعت آینده باز هم یک سورپرایزی برای صهیونیستها خواهد داشت.
🔸این گروه پیشتر تصاویر دوربینهای هک شده مراکز امنیتی سرزمینهای اشغالی و مدارک نظامیان از جمله وزیر جنگ این رژیم را در فضای مجازی منتشر کرده بود.
@TasnimNews
🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺
#رمان_عشق_بی_پایان
#به_قلم_ادمین_آرام
پارت شصت و دو :
علی:
صداش زدم بلند تر داد زدم رسووووووووول..
دوباره صداشو شنیدم داداش میام.....
دوباره صحنه انفجار رو دیدم
کاری نمیتونستم انجام بدم فقط روی زمین افتادم و اشک میریختم🥲
چشامو آروم باز کردم نور چیزی چشامو اذیت میکرد
من چرا رو تخت بیمارستانم!!!!!!!!!
یادم اومد همه اتفاقایی که افتاده یادم اومد داشتم خاطراتم رو مرور میکردم بعدش بیهوش شدم
یعنی همش یه رویا بود یا کابوس!
نمیدونم هر چی بود وحشتناک بود😖
اومد سرم رو بکنم و بلند شم تا برم ببینم حال بچه ها چطوره که با صدای جیق پرستار مواجه شدم😫
پرستار:واااااااااای (جیق رو تصور کنید صداشو بلد نیستم😂)
چیکار داری میکنی آقا😡
+ببخشید من باید برم
-کجا شما حالتون خوب نیست فشار زیادی روتون بوده
+خانم میگم باید برم باید برم پیش فرماندم پیش رفیق داغ دارم میفهمییی😭
باید برم پیش آبجیم سنگ صبورش باشم
داداشمو از دست دادم اصلا میفهمی؟
-بهت تسلیت میگم😞
آروم باش الان سرم رو در میارم بری
+ممنون😔
بلند شدم رفتم
کارام اصلا دست خودم نبود
همش باید پنهان میکردم رسول داداشمه عطیه آبجیم چرا
چون خود رسول نمیخواست کسی بفهمه
فکر میکرد همه فکر میکنن میخواد فرق بزاره بینمون
همیشه باهام تو اداره سر لج بود🥲
خیلی وقت نمیشد باهاش باشم
خیلی وقت نمیشد بهش بگم داداش
چرا چرا آخه سرنوشت من باید اینجوری باشه چرا باید آرزو داشته باشم یه بار با آرامش برادرم رو بقل کنم و بهش بگم داداش دوست دارم
هیف که هیچ وقت چرا هام جواب نداشته
کاش هام برآورده نشده 🥲
به خودم اومدم دیدم یسنا خانم جلو پامه
_______یسنا___________
بالاخره بعد از کلی سر و کله زدن با زهرا تونستم به زور راضیش کنم که ولم کنه و برم بیمارستان (انگار زندانی بوده😂😂)
تمام راه بیمارستان رو راه رفتم و گریه کردم چشام کاسه خون شده بود نمیدونستم الان چجوری به محمد باید بگم چه بلایی سرمون اومده💔
پایان پارت ۶۲
ادامه دارد.....
پ.ن.پ حالم مث یه زخمیه که درمون نداره🥲
زخم زبون ها قلبمو پاره کرده:)
سلام سلام😍
پایان امتحانات و شروع تابستونو به همتون تبریک میگمممم😄❤️
امیدوارم تمام امتحاناتتونو با نمره عااالییی پشت سر گذاشته باشید😉
هدایت شده از ساحل رمان
﴾•👠🖇💄﴿
من فقط عکسای خودمو میذاشتم. عکس های مهمونیا و گردشایی که میرفتم. یا گردش و تفریح🏞
عکسای خودمو دوست داشتم.
البته برام مهم بود که لایک♥️و پیام هم داشته باشم💌
پیجم مثل بچهام شده بود.
مثل خونه خودم. هم دوستش داشتم، هم توش راحت بودم،خیلی راحت…🍃
همین که نامحدود بود و آزادی رو لمس میکردم، احساس قدرت میکردم💪🏻
.
.
.
②③ شرکتکننده سی و دوم
.
.
.
[ ساحل رمان،
جایی برای خواندن کتابهای جذاب و
شرکت در مسابقات هیجانانگیز🤩
از دستش ندید! ]
•
.
🎁| #چالش
📖| #زنان_عنکبوتی
✍🏻| #نرجس_شکوریان_فرد
♥️| #کتاب_دوستداشتنی
● https://eitaa.com/joinchat/1299841067Cf9aa36c49c ○