eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
493 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
راحیل محمودی 🧕 ۲۴ ساله دانشجوی پزشکی خواهر رسول محمودی دوست فاطمه عظیمی
پارت اول و دوم 👇
💖 به نام خدا 💖 (محمد) تازه پرونده گاندو تموم شده بود ، آقای عبدی تشویقی به خاطر اینکه پرونده رو با موفقیت تموم کرده بودیم ، امروز رو کامل به همه ی بچه ها مرخصی داده بود چون یک ماهی میشه که بچه ها خانواده هاشون رو ندیده بودن . از فردا پرونده جدید بهمون می‌رسید، داشتم به پرونده فکر میکردم و از خدا کمک میخواستم که خودش توی این پرونده یاری مون کنه . توی افکارم غرق بودم که در اتاق باز شد و حسن با چشمای خواب آلود اومد بیرون . حسن:سلام بابا محمد🤩 محمد:سلام دورت بگردم 😉 حسن پا تند کرد و خودشو انداخت توی بغلم دلم برای شیرین زبونی هاش خیلی تنگ شده بود 😇🙃 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 حالا چی میشد یه روز بیشتر تشویقی میدادی آقای عبدی 😐 بدبختا یک ماه کار میکنن فقط یه روز😐😐
💖 به نام خدا 💖 (محمد) محمد: خوب حسن اقا، چه خبر؟ چه میکنی! راستی یادته بهم قول دادی اسممو برام بنویسی؟؟ حسن: اها خوب شد گفتی بابا ، بزار دفترم رو بیارم . و بعد سریع دوید توی اتاقش بعد چند دقیقه با دفترش اومد بیرون و با لبخند دفترشو جلوم گرفت .🙃 دفترشو گرفتم و نگاه کردم ، اسممو همونطور که قول داده بود بدون هیچ غلطی نوشت بود . با دیدن دست خط خرچنگ قورباغه ولی زیبایش لبخندی زدم☺️ و به خودم فشردمش و پیشونی اش را بوسیدم . دیروز عطیه به ماموریت کاری رفت . تقریبا تا یک ماه دیگه نمیاد 😔 پس زحمت حسن میوفته گردن عزیز چون منم بخاطر کارم بیشتر مواقع نیستم😢 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 عطیه رفته ماموریت😞 دست خط خرچنگ قورباغه حسن😂😂
من چون اولین رمانی هست که مینویسم شاید از پارت های اول کمی ضعیف باشه ولی از پارت های آینده بهتر میشه امیدوارم دوست داشته باشید🌸
https://harfeto.timefriend.net/16555292276774 اگر نظری یا انتقادی دارید می‌شنوم 🙃
https://abzarek.ir/service-p/msg/661573 اگر نظری ، انتقادی دارید می‌شنوم.🙃
سلاااااام😂❤️
به به ادمین جدید و رمان جدید رمان منو که یادتون نرفته😁❤️
خب وسط کلی درس یه استراحت لازمه که من این استراحت رو پارت تایپ میکنم بزارم واستون😍❤️
اول جواب ناشناس رو بدم بعد بریم واسه تایپ😘❤️
1.چشم 2.هنو معلوم نیست تو پارت های آینده معلوم میشه😂❤️ 3.بدبخت همش داره گریه میکنه زیر سرمه بی احساسه😂💔دیگه چیکار کنه 4.به خدا من هنوز امتحان دارم اینارو هم با بدبختی تایپ میکنم😢💔 5.چشم سعی میکنم ولی فک نکنم الان بتونم حالا یه خلاصه از اول رمان میزارم حتما 6.چشاش کاسه خونه گریه نمیکنه؟ بدبخت علی😂💔 7.فعلا منتظرن اینا یکم خوب بشن تو تشیع جنازه باشن😂 8.دیگه خودت بیندیش😂