۱_ سلام عزیزم
۲_ هرکس رمان ایشون رو دوست داره میتونه عضو کانالشون بشه @matrokehh
۳_ممنونم عزیزم نظر لطفته☺️ هرکس دوست داره میتونه عضو این کانال بشه و رمانشون رو بخونه @SEBsoorhk664321
۴_ از لطفت واقعا ممنونم 🌸خیلی خوشحال شدم
نظرات خیلی کم بود ، اما چون پارت های اولیم اشکال نداره یه پارت دیگه میزارم😊✨
💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_سوم
(رسول)
رسیدم خونه زنگ در رو زدم .
راحیل: بله
میخواستم سر به سرش بزارم برای همین گفتم:
ببخشید خانم همسایه کناری تون هستم نذری اوردم😂😂😂
راحیل:اها بله ممنون چند لحظه صبر کنید الان میام پایین
رسول:متشکرم😂
یکدفعه در باز شد و راحیل تو چارچوب در قرار گرفت .
راحیل:س..سلامممم داداشش
رسول :سلام بر خواهر گرامی
راحیل:که نذری آوردی، اره؟
رسول : با خنده گفتم 😂😂 اره فقط یه بچه از کنارم رد شد دلم براش سوخت دادمش به اون ، دیگه شرمنده😂😂
راحیل :😂😂
رسول :پاهام خشک شد ، میزاری بیام داخل
راحیل : اِ راست میگی ببخشید ، بیا داخل
بعد در رو باز کرد و اول خودش و بعد من وارد خونه شدم .
مرضیه(مادر رسول):سلام دورت بگردم 😍خوبی؟
اومد سمتم و بغلم کرد.
رسول : سلام مرضیه خانم ، مادر عزیز بنده خوبید؟☺️
مرضیه :اره مادر تو خوبی😉
رسول :ممنون . راستی آقاجون کجاست ؟
راحیل:طبق معمول همیشه رفته پاسگاه برای کارای بازنشستگی 😕
رسول :اها . پس من با اجازتون برم لباسام رو عوض کنم بعد میام خدمتتون😂
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نذری😂😂😂😂
https://abzarek.ir/service-p/msg/661573
اگر در باره رمان میخواستید نظر بدید درهمین لینک ناشناس پیام بدید 🌸
سلام بزرگوران گرامی
نماز یکشنبه های ماه ذالقعده رو فراموش نکنید
چهار رکعت نماز دورکعتی که در هر رکعت یک حمد و سه قل هوالله و یکبار سوره فلق و ناس خوانده میشود و در آخر نماز ٧٠ بار استغفرالله گفته شود . التماس دعا از همگی شما عزیزان
راستش دیشب اصلا کسی نظر نداد 😐 فقط ۴ نفر نظر دادن اگر دوست ندارید بگید دیگه پارت نزارم 😔
ولی من با همون چهار تا نظری که داده بودید هم خوشحال شدم ☺️
💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_چهارم
(محمد) فردا صبح🌇
با آلارم گوشی از خواب پریدم، ساعتو نگاه کردم ۵:۳۰ دقیقه بود بلند شدم هوا تاریک بود .🌃
رفتم وضو گرفتم و بعد اینکه نماز خوندم رفتم پایین .
عزیز داشت نماز میخوند رفتم داخل .
بعد چند دقیقه نمازش تموم شد.📿
محمد:قبول باشه ؛علی کجاست ؟ آخه بالا نبود🤔
عزیز:قبول حق ، دیشب خوابش نمیبرد اومد پایین خوابید.
محمد:اها. من دیگه باید برم سر کار ، برای علی سرویس گرفتم ، راس ساعت ۷ میاد دنبالش ،زحمت آماده کردنش میوفته با شما ، شرمنده.😅
عزیز:دشمنت شرمنده ، در پناه حق
محمد:خداحافظ
(سایت) ساعت ۶ صبح #محمد
وارد سایت شدم به جز رسول کسه دیگه ای نیومده بود ، اونم سر میزش نشسته بود و منتظر شروع شدن جلسه بود ، بعد اینکه سلامی به رسول کردم به سمت اتاق آقای عبدی رفتم، در زدم و وارد شدم .🚪
محمد:سلام آقا صبح بخیر🌇
عبدی:سلام محمد جان ، صبح تو هم بخیر
محمد:ببخشید آقا، جلسه ساعت چند شروع میشه؟
عبدی:ساعت ۷. راستی محمد بیا پرونده رو ببر بخون که ساعت ۷جمع بندی اش رو برای بچه ها توضیح بدی .
محمد:چشم آقا
رفتم توی اتاق خودم و نشستم روی صندلی و مشغول خواندن پرونده شدم...👨💻
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
پرونده 😎
💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_پنجم
(محمد)
مشغول خواندن بودم که بالاخره تموم شد .
نگاهی به ساعتم کردم ، ۶:۵۰ دقیقه بود.
گوشیم رو برداشتم و شماره رسولو
گرفتم.بهش گفتم با بچه ها بیاد بالا برای جلسه.
بعد هم رفتم سمت اتاق جلسه.
نشستم روی صندلی و سرمو گذاشتم روی میز ، بعد چند دقیقه صدای در بلند شد و بچه ها دونه به دونه وارد اتاق شدن .
چند دقیقه منتظر آقای عبدی و شهیدی
بودیم که اونا هم اومدن.
با اجازه از آقای عبدی شروع کردم.
محمد: بسم الله الرحمن الرحیم ، خوب امروز یه پرونده جدید به نام (باران) بدست ما رسیده.
خداروشکر اول با یاری و کمک خدا و بعد تلاش
بچه ها پرونده قبلی رو تونستیم با
موفقیت پشت سر بگذاریم .
امیدوارم بتونیم دراین پرونده هم مثل پرونده های قبلی با موفقیت رو به رو بشیم .
مانیتور رو روشن کردم و عکس رو روی صفحه
انداختم.
خانم منا سعیدی ، سردسته یک گروه مافیایی
بزرگ است.
طبق اطلاعاتی که داریم این خانم قاچاق دلار و ارز به کشور های خارجی رو داره و با بعضی مقام های دولتی در ارتباطه .
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
محمد در حال شرح دادن پرونده 😂😌
https://harfeto.timefriend.net/16556224307144
اگر ایده یا نظری درباره رمان دارید ، میتونید در این لینک ناشناس بگید ❤️