eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
493 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
سلاممم🌼 بریم پارت ۴ و ۵ رو براتون بزارم ☺️😊
راستش دیشب اصلا کسی نظر نداد 😐 فقط ۴ نفر نظر دادن اگر دوست ندارید بگید دیگه پارت نزارم 😔 ولی من با همون چهار تا نظری که داده بودید هم خوشحال شدم ☺️
💖 به نام خدا 💖 (محمد) فردا صبح🌇 با آلارم گوشی از خواب پریدم، ساعتو نگاه کردم ۵:۳۰ دقیقه بود بلند شدم هوا تاریک بود .🌃 رفتم وضو گرفتم و بعد اینکه نماز خوندم رفتم پایین . عزیز داشت نماز میخوند رفتم داخل . بعد چند دقیقه نمازش تموم شد.📿 محمد:قبول باشه ؛علی کجاست ؟ آخه بالا نبود🤔 عزیز:قبول حق ، دیشب خوابش نمیبرد اومد پایین خوابید. محمد:اها. من دیگه باید برم سر کار ، برای علی سرویس گرفتم ، راس ساعت ۷ میاد دنبالش ،زحمت آماده کردنش میوفته با شما ، شرمنده.😅 عزیز:دشمنت شرمنده ، در پناه حق محمد:خداحافظ (سایت) ساعت ۶ صبح وارد سایت شدم به جز رسول کسه دیگه ای نیومده بود ، اونم سر میزش نشسته بود و منتظر شروع شدن جلسه بود ، بعد اینکه سلامی به رسول کردم به سمت اتاق آقای عبدی رفتم، در زدم و وارد شدم .🚪 محمد:سلام آقا صبح بخیر🌇 عبدی:سلام محمد جان ، صبح تو هم بخیر محمد:ببخشید آقا، جلسه ساعت چند شروع میشه؟ عبدی:ساعت ۷. راستی محمد بیا پرونده رو ببر بخون که ساعت ۷جمع بندی اش رو برای بچه ها توضیح بدی . محمد:چشم آقا رفتم توی اتاق خودم و نشستم روی صندلی و مشغول خواندن پرونده شدم...👨‍💻 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 پرونده 😎
💖 به نام خدا 💖 (محمد) مشغول خواندن بودم که بالاخره تموم شد . نگاهی به ساعتم کردم ، ۶:۵۰ دقیقه بود. گوشیم رو برداشتم و شماره رسولو گرفتم.بهش گفتم با بچه ها بیاد بالا برای جلسه. بعد هم رفتم سمت اتاق جلسه. نشستم روی صندلی و سرمو گذاشتم روی میز ، بعد چند دقیقه صدای در بلند شد و بچه ها دونه به دونه وارد اتاق شدن . چند دقیقه منتظر آقای عبدی و شهیدی بودیم که اونا هم اومدن. با اجازه از آقای عبدی شروع کردم. محمد: بسم الله الرحمن الرحیم ، خوب امروز یه پرونده جدید به نام (باران) بدست ما رسیده. خداروشکر اول با یاری و کمک خدا و بعد تلاش بچه ها پرونده قبلی رو تونستیم با موفقیت پشت سر بگذاریم . امیدوارم بتونیم دراین پرونده هم مثل پرونده های قبلی با موفقیت رو به رو بشیم . مانیتور رو روشن کردم و عکس رو روی صفحه انداختم. خانم منا سعیدی ، سردسته یک گروه مافیایی بزرگ است. طبق اطلاعاتی که داریم این خانم قاچاق دلار و ارز به کشور های خارجی رو داره و با بعضی مقام های دولتی در ارتباطه . 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 محمد در حال شرح دادن پرونده 😂😌
https://harfeto.timefriend.net/16556224307144 اگر ایده یا نظری درباره رمان دارید ، میتونید در این لینک ناشناس بگید ❤️
سلام عصرتون بخیر 🌸
۶۸ نفر لینک ناشناس رو دیدن بعد فقط ۵ نفر نظر دادن😐😂🤣
۱_ممنون عزیزم ، نظر لطفته خیلی انرژی گرفتم ممنونم چشم یه نقشه کوچیک براش توی پارت های آینده دارم😊 ۲_ممنون عزیزممم❤️❤️❤️ ۳_سلام ممنونم ، بله شما درست میگید ممنونم از لطف بی نهایتتون🌸❤️ ۴_ببخشید واقعا ، آن شاالله از پارت های وسط پارت ها بلند تر میشه ، شرمنده😔 ۵_ این به مدیر مربوط میشه گلم🌸
بچه ها اوایل رمان کمی ضعیفه ولی از پارت ۳۰ به بعد آن شاالله این پرونده تموم میشه و یه پرونده خیلی جذاب شروع میشه و من خودم بیشتر اونو دوست دارم😊🌸
ممنون عزیزم ، ببخشید اگر کم بود
اگر کسی الان پارت میخواد بگه شاید بزارم یه پارت دیگه✨🙃