eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
486 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
سلااااام🙃
اومدم با پارت جدید
🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺 پارت شصت و شش: میدونم جاش خوبه راحت شده خسته شده بود بریده بود از درد درد داشت زیاد ولی انقدر پرو بود یه رو خودش نمیورد تو حال و حوای خودم و خاطراتم با رسول بودم که با صدای داد سعید از جا پریدم 😰 سعید:اقااااا محمممممممممممد😨😨 علی:افتاده بود رو زمین چشاش بسته شده بود تروخدا تو نرو هنوز بچت ندیدتت😭😭 آمبولانس از چیزی که فکر می‌کردیم زودتر رسید ما هم باهاش رفتیم بیمارستان... فرشید:من و سعید هم رفتیم بیمارستان رفتیم پیش داوود تا یکم حالشو خوب کنیم گر چه حال خودمون اصلا روبه‌راه نبود:) لباسای مشکیمونو عوض کردیم تا داوود فعلا چیزی نفهمه اگه بفهمه داوودم تموم میشه! در زدم وارد شدیم به آقا داوود بس نیس انقدر استراحت کردی داداش 😂 سعید:راس میگه خجالت نمیکشی آقا محمد به ما دو روز مرخصی نمیده بعد تو ۵ روزه اینجا استراحتی😐 داداش از پرونده عقبیم پاشو لوس بازی در نیار بریم😅 داوود:میدونم که فقط اومدید حالمو خوب کنید🙂 فرشید:وا چته تو😐 داوود:چرا نمیگید چیشده؟ چرا فک میکنید بچه ام چیزی از رفتارتون نمیفهمم🙂 من که میفهمم همتون حالتون از من خراب تره ولی به روی خودتون نمیارید:) علی:من همراه آقا محمد بیمارستان اومدم بیهوش بود میترسم ؛ میترسم از درد دوباره از دست دادن نه دیگه توان آقا محمد رو ندارم رسیدیم بیمارستان دکتر گفت بخیه پهلوش که چاقو خورده بوده باز شده آمادش کردن و بردنش اتاق عمل تا بخیه بزنن.... پشت در اتاق عمل نشسته بودم استرس داشتم درست مثل وقتی که رسولم تیر خورده بود و من پشت در اتاق عمل استرس داشتم یهو غرق خاطرات قدیمی شدم:)💔 پایان پارت ۶۶ ادامه دارد..... پ.ن.پ بی دلیل تنهام! بی دلیل گریه میکنم بی دلیل یاد خاطرات میوفتم کلا بی دلیل زندم.....:)
1.چشم حتما😂❤️ممنون 2.کدوم؟ 3.یاد خدا ۶۵ پارت رو😢 بزن رو آیدی اسم زمان از اول میاره واست 4.🙃❤️ 5‌و6.❤️ 7.خیر 8.چشم ممنون 9.❤️
1.حتما🥲 2.چشم 3.کدوم!؟
فعلا خدانگهدار 😊❤️
https://harfeto.timefriend.net/16562724966931 یادم رفت لینک نظارت😂❤️
نظر یادتون نره هاااا
سلامممم🎉 حالتون چطوره؟ همه باهم :عالییی😂😂
ببخشید من یک مشکلی برام پیش اومده الان نمیتونم پارت بزارم ولی حتما ۱ ساعت دیگه میزارم 😊
۱_ممنون عزیزم 😊 چشم گفتم این پرونده شتید زیا خوب نباشه اما از پارت ۳۰ به بعد هیجانی میشه برای عملیات ها، بخدا تبادل دست من نیست ولی رمان چشم🌸 ۲_🌸❤️حال و حوصله نظر دادن ندارن😂 ممنونم عزیزم از پیام زیبا و انرژی بخشت🌸 ۳_متشکرمممم واقعا نمیدونم چطوری تشکر کنم ، خیلی انرژی گرفتم💗
من برم پارت بنویسم بزارم