eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
486 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
سلامممم🎉 حالتون چطوره؟ همه باهم :عالییی😂😂
ببخشید من یک مشکلی برام پیش اومده الان نمیتونم پارت بزارم ولی حتما ۱ ساعت دیگه میزارم 😊
۱_ممنون عزیزم 😊 چشم گفتم این پرونده شتید زیا خوب نباشه اما از پارت ۳۰ به بعد هیجانی میشه برای عملیات ها، بخدا تبادل دست من نیست ولی رمان چشم🌸 ۲_🌸❤️حال و حوصله نظر دادن ندارن😂 ممنونم عزیزم از پیام زیبا و انرژی بخشت🌸 ۳_متشکرمممم واقعا نمیدونم چطوری تشکر کنم ، خیلی انرژی گرفتم💗
من برم پارت بنویسم بزارم
💖    به نام خدا 💖                                                                                           تا مرز ماشین مشکیه رو با پرنده دنبال میکردم ولی بعد اینکه از مرز رد شد سپردمش به مصطفی. بعد هم تکیه دادم به صندلی ، کمرم خیلی درد میکرد. از اون طرف هم داشتم کور میشدم🤦‍♀😵 بلند شدم برم سمت نمازخونه یکم استراحت کنم که بچه ها جلو روم سبز شدن . همشونو بغل کردم . بچه ها میتونین در عرض ۲ ساعت برید استراحت کنید اما بعدش برمیگردین سر کاراتون همه :چشم همراه بچه ها به سمت نمازخونه حرکت کردیم. ولی خیلی خوش به حال شما بود ، من چشمام کور شد ، دیگه جایی رو نمیبینم . فکر کنم کمرم هم داره میشکنه. چی چیو خوش به حالمون بوده ، رفتم در ماشینه رو باز کنم که ساک رو جابه جا کنم تا در لعنتی باز شد شروع کرد اجیر زدن ، داشتم قبض روح میشدم اگه مکث میکردم فاتحه ام خونده بود. 😂😂🤣🤣 کاشکی صاحب ماشین همون لحظه می‌رسید از شرت راحت می‌شدیم، تازه یه خرمایی هم دور هم می‌خوردیم🤣 داشتم میخندیدم که یه پس گردنی از سعید نشست پشت گردنم😕 چتهه چرا میزنی؟😡 دفعه آخرت باشه به من میخندی مفهومه😡 مفهومه🤣 اههه بسه چقد حرف میزنید ، کچل شدیم 😐تو که موهات مثل پشمکه آنقدر زیاده کجا کچل شدی🤣 سعید و فرشید 🤣🤣😂 داوود:😕😐😑 🌸🌸🌸🌸🌸 موهاش مثل پشمکه😂حالم از پشمک بهم خورد 🤢 پس گردنی😂 https://harfeto.timefriend.net/16563208367694 لطفا نظر بدید😞
اینم یه پارت تقریبا بلند خدمتتون
أنامـجنون‌الحسیـن:) چه‌ڪنم‌دست‌خودم‌نیست؛ ڪہ یادت‌نڪنم! خواستےدل‌نبرۍتابه‌توعادت‌نڪنم!...♥️🌱 پروف بسيجێ تلنگࢪاﻧه‍ بـﯾو گࢪافێ و٠٠٠٠٠ کانال ﻋشاق الـﺣسـﯾن💔🙃 رفقا کانالمون تازه تاسیسه کمک کنین امار بره بالا زشته کانال سید علی خالی باشه🥀🙂 ﻋشاق الـﺣسـﯾن(؏) https://eitaa.com/lovehossin
💖    به نام خدا 💖                                                                                          بالاخره بعد کلی خندیدن و چرت و پرت گفتن، آقایون تصمیم گرفتند بالش هاشونو بزارن و استراحت کنند😐 آلارم گوشی رو برای ساعت مناسبی جوری که آقا محمد گفته بود تنظیم کردم و گذاشتم بالای سرم . داوود کنارم خوابیده بود و هاج و واج نگام می‌کرد. نمی خوابی چرا😕 افرین😊😂 واقعا که خلی و به این شکی ندارم ، شب خوش الان که روزه😐 خوب روز خوش تو که از من خنگ تری رسول یا میخوابی یا میخوابونمت😤 چشم چشم روزخوش😂 😒😌😴 بعد اینکه اقا داوود تصمیم گرفتن بخوابن ، منم بالش زیر سرمو درست کردم و تصمیم گرفتم بخوابم ، اما سرم خیلی درد میکرد ، بعد کلی وول خوردن چشمام کم کم بسته شد و به خواب رفتم. با صدای آلارم گوشی رسول بیدار شدم . جالبش اینجا بود خودش خواب بود. جوری خوابیده بود بمب هم می‌انداختند، بیدار نمیشد😑 رفتم صدای آلارم که روی مخم بود رو قطع کردم و رسولو تکون دادم که بیدار بشه اما تا دستمو روی دستش گذاشتم که بیدارش کنم از دمای بالای بدنش ترسیده دستمو برداشتم. و فقط سعید را صدا زدم ، او هم که غرق خواب بود آشفته از خواب پرید و با فرشید با تعجب نگاهم می‌کردند.😳 چ..چی ش.شده سعید سریع برو دکتر رو بیار رسول توی تب داره میسوزه😓 سعید ترسیده و هراسان به سمت بهداری حرکت کرد.🏃‍♂ فرشید هم نگران و ترسیده خودشو به بالا سر رسول رساند و شروع به صدا زدن رسول کرد. اما اصلا جوابی از سوی او نیامد، در همین لحظه دکتر سریع وارد نمازخانه شد و به سمتمان قدم برداشت ، آقا محمد هم همراهش بود.. 🌸🌸🌸🌸🌸🌸 روز خوش😂 رسول حالش خوب نیست😱😢 منتظر بمونید تا فردا 😂 https://harfeto.timefriend.net/16563208367694 لطفا نظر بدید☺️
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
https://harfeto.timefriend.net/16562724966931 یادم رفت لینک نظارت😂❤️
🙂💔 امروز کلی نشستم پارت تایپ کردم ولی با این وضعیت:))))) تا نترکه گم و گورم و خبری از پارت نیس🚶‍♀
سلام به همگی😊🌹